آیا به اختلال بدشکلی بدن مبتلا هستید؟

چند وقت پیش یک زن جوان و زیبا برای اولین بار به دفترم آمد. وقتی نشست اولین جمله ای که به زبان آورد این بود:

-من چیزیم نیست. فقط کمی ظاهرم رو دوست ندارم. الانم اگه اینجام فقط به اصرار شوهرمه …

از او خواستم برایم توضیح دهد که شوهرش برای چه اصرار کرده به دیدن یک روان شناس بیاید.

او کمی مکث کرد و ادامه داد:

-خب … راستش من احساس می کنم ظاهر و قیافه خوبی ندارم ولی شوهرم میگه من دیوونه ام و نیاز به کمک دارم چون فک میکنه من به اندازه کافی خوشگلم ولی اون اشتباه میکنه؛ چون عاشق منه، منو خوشگل میبینه.

شاید اگر این زن چند سال پیش به من مراجعه کرده بود یک سلسله بحث های فلسفی طولانی راجع به مفهوم زیبایی و اینکه زیبایی نسبی است و زیبایی در چشم بیننده است و … با او راه می انداختم ولی سالها کار کردن با افراد مبتلا به اختلالات خوردن به من آموخته که ایده آل گرایی، خودانتقادی، شرم و دمدمی مزاجی اغلب با اختلالات خوردن همراه هستند. پس بجای درمان تک تک آنها، باید منشا بیماری که همان اختلال خوردن است درمان شود.

این نشانه ها علاوه بر اختلال خوردن در ” اختلال بدشکلی بدن ” یا BDD نیز شایع است.  اختلال بدشکلی بدن نوعی اختلال شناختی است که فرد در آن همواره بخشی از بدن یا صورت خود را نامتوازن یا زشت می بیند و در پی اصلاح آن است.

اختلال بدشکلی بدن زیرمجموعه بیماری های وسواسی است و می تواند بوسیله مشاوره، دارو و درمکانهای شناختی-رفتاری بهبود یابد.

از آنجا که فرهنگ غربی “عروسک باربی” را الگوی یک زن غربی قرار داده طبیعی است که زنان امروزی فشار زیادی برای رسیدن به یک صورت و اندام ایده آل تحمل کنند ولی تفاوت یک فرد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن با فردی که واقعا زشت است و در پی اصلاح زشتی های خود می باشد اینست که این افراد بصورت افراطی به این موضوع می پردازند و حتی پس از بارها جراحی پلاستیک، باز هم یک عیب در خود پیدا می کنند. عیبی که شاید از نظر افراد دیگر اصلا بچشم نیاید یا اصلا عیب حساب نشود. ولی در مجموع چنانچه این عادت با کارکردهای اساسی زندگی فرد (تحصیل، عشق ورزی، کار و …) تداخل کند یک اختلال بحساب آمده و باید درمان شود (نکته مهم اینست که با توجه به فشار فرهنگی و شیوع این دست رفتار ها بین زنان و مخصوصا دختران جوان، اگر این عادت کارکردهای اساسی را مختل نکند اختلال بحساب نمی آید).

“راهنمای آماری و درمانی اختلالات روانی” در آخرین ویرایش خود، اختلال بدشکلی بدن را اصلاح و آن را یکی از بیماری های روان-تنی بحساب آورده است. اختلالات روان-تنی بیماری های جسمانی هستند که ریشه روان شناختی دارند.

افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن معمولا بطور وسواس گونه ای به نقایص بدنی توجه می کنند. حتی این افراد گاهی بخاطر وجود یک نقص ریز که دیگران اصلا متوجه آن نمی شوند (مثلا یک میلی متر بزرگتر بودن یکی از سینه ها، انحراف نیم میلی متری یکی از گوشها، دماغ، چشم یا بلندتر بودن یکی از پاها یا بزرگتر بودن یکی از دستها به مقدار بسیار جزئی و غیرقابل دیدن که البته در همه افراد وجود دارد – بدن هیچکس صد در صد متوازن نیست) برای مدتها از خانه خارج نمی شوند.

اخیرا پژوهشی که در انگلستان انجام گرفته نشان می دهد ۶ زن از هر ۱۰ زن انگلیسی از ظاهر خود راضی نیستند و پژوهش دیگری نشان می دهد ۴۵ درصد مردان به این خاطر رژیم می گیرند که به هیکل ایده آل مدنظرشان برسند. لذا تصور بدشکلی بدن حتی اگر از نظر روان شناختی یک اختلال بحساب نیاید (در کارکردهای اساسی زندگی اختلال ایجاد نکند) یک مشغله فکر آزارنده است و درمان آن ضرورت دارد.

درمان این اختلال از نوع درمانهایی است که برای وسوس بکار می رود ولیکن نمی توان به تنهایی آنها را انجام داد لذا اگر احساس می کنید از این بابت در رنج هستید برای درمان آن به یک روان شناس متبحر مراجعه کنید. هرگز فکر نکنید چون همه چنین مشغله فکری دارند پس اشکالی ندارد شما هم از این افکار آزارنده عذاب بکشید یا پولهای خود را در راه جراحی های بی فایده و غیرضروری به باد دهید.

نویسنده: اف. دیان بارث

مددکار اجتماعی

اختلال بدشکلی بدن

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

1
دیدگاه بگذارید

avatar
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
0 Comment authors
Recent comment authors
  وارد شدن  
آگاه ساختن از
trackback

[…] Source link […]