آیا زیبایی در چشم بیننده است؟

ضرب‌المثل ” زیبایی در چشم بیننده است” بر این فلسفه استوار است که زیبایی امری نسبی است اما وقتی به نظرات افراد جامعه توجه می‌کنیم، می‌بینیم نظر بیشتر افراد در مورد زیبایی تقریبا با هم سازگار است مثلا ممکن است یک نفر شخصی را بسیار زیبا بداند و دیگری آن را متوسط رو به بالا، اما خیلی بعید است یکی آن را زیبا بداند و دیگری زشت!

حال سوالی که بوجود می‌آید اینست که اصولا زیبایی مسئله‌ای تکاملی است (که اگر اینطور باشد باید زیبایی بین فرهنگهای مختلف امری یکسان باشد و لذا همه فرهنگها بر سر اینکه چیزی زیبا هست یا نه توافق داشته باشند) و یا اینکه مفهومی وابسته به فرهنگ است؟ که اگر وابسته به فرهنگ بودن زیبایی را فرض بگیریم باز این سوال بوجود می‌آید که این توافق نسبی که بین افراد فرهنگ‌های مختلف وجود دارد از کجا نشات می‌گیرد؟

در میان مردم ایالات متحده زیبایی ظاهری (شکل بدن) تعاریف متفاوتی دارد اما تمام اقوام امریکایی (آسیایی‌تبار، سرخ‌پوست، سفید و دورگه‌های سیاهپوست) برای زیبایی چهره معیارهای مشابهی دارند لذا زیبایی چهره ربطی به قومیت و نژاد ندارد. در ضمن پژوهش‌های مختلفی که در سراسر جهان انجام شده نشان می‌دهد این معیارها نه تنها در آمریکا بلکه در سراسر جهان و در فرهنگ‌های مختلف مشابه است. همچنین در مورد شکل بدن هم معیارهایی جهانی وجود دارد. بعنوان مثال بطور کلی (چه برای مردان و چه برای زنان) تمام ویژگی‌های بدنی که نشان از توانایی “تولیدمثل و بقا”ی بهتر دارند بعنوان معیارهای زیبایی بدنی بحساب می‌آیند مثلا در زنان سینه‌های برجسته( نشان از توان شیردهی)، باسن بزرگ (نشان از لگن بزرگ و حجیم برای نگهداری مناسب بچه در رحم)، بدن تپل‌تر (نشان از غنی بودن بدن از مواد مغذی برای تغذیه بچه) و در مردان قامت بلند و جثه تنومند (به منظور تهیه کردن لوازمات بقا) زیبایی بحساب می‌آیند. همچنین عامل مهم دیگر در زیبایی “تقارن” است. هر چه بدن و چهره متقارن‌تر باشد از دید تمام مردم دنیا زیباتر است. زیرا تقارن بدن و چهره از ساختار ژنتیکی سالم‌تر فرد خبر می‌دهد لذا با تقریب خوبی می‌توان گفت مفهوم زیبایی ریشه‌ای تکاملی دارد.

اما مفهوم زیبایی تنها به تکامل ختم نمی‌شود، با نگاهی به جامعه می‌توانیم بخوبی درک کنیم زیبایی تحت تاثیر فرهنگ نیز قرار دارد. مثلا پژوهش‌ها نشان داده ادراک ما از زیبایی افرادی که از هر لحاظ (مالی، جایگاه اجتماعی، اصالت خانوادگی و …) از ما برترند، بالاتر است.

همچنین الگوهای زیبایی زنان در غرب در سده‌های گذشته تغییرات بسیاری کرده. مثلا همانطور که گفتیم از لحاظ تکاملی زنانی که بدن تپل‌تری دارند جذاب‌ترند (البته تپل به معنای چاق نیست) اما وقتی به نتایج مراسمات انتخاب ملکه زیبایی جهان در چند دهه گذشته می نگریم می‌بینیم امروزه زنانی که نسبت کمر به ران آنها کوچکتر است زیباتر ادارک می‌شوند و در ضمن الگوی زیبایی سال بسال در حال قلمی‌تر شدن است.

همچنین بررسی‌ها نشان می‌دهد معیارهای زیبا مردانه هم در این سالها تغییر کرده و هر چه بیشتر بسمت لاغر و عضلانی‌تر شدن پیش می‌رود. همچنین یک عامل زیبایی که کاملا تحت تاثیر فرهنگ است (هیچ سبقه تکاملی ندارد) اینست که زنان امروزی مردانی با ته‌ریش را از مردانی با ریش‌های بلند یا کاملا تراشیده زیباتر می‌دانند. این معیار از این جهت تکاملی نیست که اساسا تراشیدن ریش و بدنبال آن وجود ته ریش پدیده‌ای جدید است (به دوران تکامل ما بر نمی‌گردد).

اما علاوه بر تکامل و فرهنگ عامل دیگری هم وجود دارد که ادراک زیبایی را تحت تاثیر قرار می‌دهد، شاید برایتان عجیب باشد ولی این عامل “تاهل” است. تاهل به دو طریق بر ادراک زیبا تاثیر می‌گذارد. اول اینکه افراد مجرد بطور کلی تمام افراد جنس مخالف را زیباتر از افراد متاهل ادراک می‌کنند و در ثانی افراد متاهل بطور معمول همسر خود را زیباتر از سایرین می‌داند (زیباتر از سایرین نه به این معنا که او از همه زیباتر است بلکه او همسرش را زیباتر از آن می‌بیند که دیگران می‌بینند) لذا وقتی بحث از عشق می‌شود می‌توانیم با اطمینان بگوییم؛ بله، زیبایی در چشم بیننده است!

منابع:

Barelds, Dick P. H., Pieternel Dijkstra, Namkje Koudenburg, and Viren Swami. 2011. “An Assessment of Positive Illusions of the Physical Attractiveness of Romantic Partners.” Journal of Social and Personal Relationships 28:706-719.

Cohn, Lawrence D. and Nancy E. Adler. 1992. “Female and Male Perceptions of Ideal Body Shapes: Distorted Views Among Caucasian College Students.” Psychology of Women Quarterly 16:69-79.

Cunningham, Michael R., Alan R. Roberts, Anita P. Barbee, Perri B. Druen, and Cheng-Huan Wu. 1995. “‘Their Ideas of Beauty Are, on the Whole, the Same as Ours’: Consistency and Variability in the Cross-Cultural Perception of Female Physical Attractiveness.” Journal of Personality and Social Psychology 68:261-279.

Freese, Jeremy and Sheri Meland. 2002. “Seven Tenths Incorrect: Heterogeneity and Change in the Waist-to-Hip Ratios of Playboy Centerfold Models and Miss America Pageant Winners.” The Journal of Sex Research 39:133-138.

Garner, David M., Paul E. Garfinkel, Donald Schwartz, and Michael Thompson. 1980. “Cultural Expectations of Thinness in Women.” Psychological Reports 47:483-491.

Kowner, Rotem. 1996. “Effect of Group Status in Physical Attractiveness Preferences–From the Japanese Case to a General Cognitive Perspective.” Genetic, Social & General Psychology Monographs 122:215-248.

Leit, Richard A., Harrison G. Pope, Jr., and James J. Gray. 2001. “Cultural Expectations of Muscularity in Men: The Evolution of Playgirl Centerfolds.” International Journal of Eating Disorders 29:90-93.

Lovejoy, Meg. 2001. “Disturbances in the Social Body: Differences in Body Image and Eating Problems among African American and White Women.” Gender and Society 15:239-261.

McClintock, Elizabeth Aura. 2011. “Handsome Wants as Handsome Does: Physical Attractiveness and Gender Differences in Revealed Sexual Preferences.” Biodemography and Social Biology 57:221-257.

McMurtery. 2004. “African American Men’s Perceptions of Body Figure Attractiveness: An Acculteration Study.” Journal of Black Studies 34:370-385.

Moss, Martin K., Richard Miller, and Richard A. Page. 1975. “The Effects of Racial Context on the Perception of Physical Attractiveness.” Sociometry 38:525-535.

Neave, Nick and Kerry Shields. 2008. “The effects of facial hair manipulation on female perceptions of attractiveness, masculinity, and dominance in male faces.” Personality and Individual Differences 45:373-377.

Simpson, Jeffry A., Margaret Lerma, and Steven W. Gangestad. 1990. “Perception of Physical Attractiveness: Mechanisms Involved in the Maintenance of Romantic Relationships.” Journal of Personality and Social Psychology 59:1192-1201.

Thornhill, Randy and Steven W. Gangestad. 1993. “Human Facial Beauty: Averageness, Symmetry, and Parasite Resistance.” Human Nature ۴:۲۳۷-۲۶۹٫

Webb, Tammy T., E. Joan Looby, and Regina Fults

زیبایینویسنده: دکتر الیزابت آئورا مک کلینتون

استادیار روانشناسی دانشگاه نوتردام

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از
RSS
Follow by Email
Facebook
LinkedIn