آیا فرزندتان به اندازه کافی دوست دارد؟

اولین سوالی که ممکن است با شنیدن این جمله به ذهنتان بیاید اینست؛ آیا من باید نگران تعداد دوست های فرزندم هم باشم؟!!!

اما وقتی نگاهی به آمارها می‌اندازیم در کمال تعجب می‌بینیم که بیش از ۳۰% نوجوانان بیشتر اوقات احساس افسردگی، تنهایی و ناشادی می‌کنند، گذشته از این بسیاری از والدینی که به من مراجعه می‌کنند از اینکه “فرزندانشان دوستان واقعی ندارند که با آنها وقت صرف‌کنند لذا دچار انزوا شده‌اند” شکایت می‌کنند. متاسفانه این مسئله با بزرگ شدن نوجوانان (خودبخود) بهبود نمی‌یابد، زیرا هرچند باورش سخت است ولی یک‌چهارم بزرگسالان تنها زندگی می‌کنند (مترجم: خوشبختانه وضعیت در کشور ما به این وخامت نیست ولی متاسفانه کشور ما نیز در حال حرکت بهمان سمت است)، تازه این آمار در شهرهای بزرگ گاهی از این هم بیشتر است. هرچند بر سر اینکه تنها بودن در بزرگسالی مفید است یا مضر (زیرا بسیاری از افراد بزرگسال در تنهایی بهتر به کارها و وظایف خود می‌رسند و احساس خودمختاری بیشتری می‌کنند) اما قطعا کودکان و نوجوانان برای اینکه از لحاظ روان‌شناختی، اجتماعی و حتی جسمی رشد کنند نیاز به روابط اجتماعی دارند.

یک سوال: آیا والدین می‌توانند برای یک کودک منزوی حمایت اجتماعی و عاطفی که برای رشد نیاز دارد را فراهم کنند؟

پاسخ: بستگی دارد.

اگر شما روی یک قایق بادبانی یا در یک مزرعه دورافتاده زندگی می‌کنید، ممکن است رابطه یا یک یا دو نفر کافی باشد زیرا در این شرایط (که البته بسیار نادر هم بنظر می‌رسد) داشتن دوستان فراوان یک انتخاب است و کودکان بدون داشتن این دوستان هم می‌توانند بخوبی رشد کنند. البته این مسئله بخاطر تفاوتی است که تعریف “رشد خوب” در این شرایط پیدا می‌کند زیرا در این شرایط کسی رشد بهنجار دارد که بتواند زنده بماند و به بقای دیگرانی که با او زندگی می‌کنند نیز کمک کند.

اما برای کودکی که در اجتماع زندگی می‌کند زندگی کردن در یک خانه بی‌در و پیکر  با اتاقهای خالی و والدینی که او را نادیده می‌گیرند و در حالی که که کودک بیشتر وقتش را با موبایل و تبلت می‌گذراند، تنها بودن اصلا چیز خوشایندی نیست. در حقیقت اینگونه تنهایی‌ها می‌تواند براحتی فرد را به بیماری‌های روانی همچون اعتیاد، افسردگی و حتی خودکشی بکشاند.

اما قبل از اینکه با ضرب و زور کودکان را وادار به دوست‌ یابی کنید، از خود بپرسید “فرزند من درونگراست یا برونگرا؟ آیا فرزند من نیاز به تعامل بیشتر با همسالانش دارد؟” در طول تجربه‌ام بعنوان یک خانوده‌درمانگر با والدین زیادی برخورد کرده‌ام که از سر دلسوزی قصد داشتند فرزندانشان را وادار به ارتباط با دوستان بیشتری کنند درحالی این کودکان با داشتن یک یا دو دوست بسیار خوشحال بودند. نکته مهم اینجاست که “خجالتی‌بودن” یا “تنها بودن” نباید با “احساس تنهایی” اشتباه گرفته شود (تنها بودن بیشتر فیزیکی است اما احساس تنهایی نیاز به داشتن روابط اجتماعی است).

تنهایی فرزندم را چگونه رفع و رجوع کنم؟

برای اینکار دو راهکار وجود دارد:

۱- هرچند من اعتقادی به اینکه والدین برای فرزندانشان دوست پیدا کنند یا دست به کارهایی مثل میهمانی گرفتن بزنند تا بلکه فرزندشان دوستان بیشتری پیدا کند، اما والدین باید فرصتهای دوست‌یابی را برای فرزندانشان فراهم کنند یعنی بعبارتی زمینه را برای دوستیابی فراهم کنند. مثلا زمینه‌های همچون ورزش‌های دسته‌جمعی ، فعالیت‌های داوطلبانه ، سرزدن به اقوام و آشنایان و تعامل بیشتر با همسایه‌ها فرصتهای مناسبی برای کودکان فراهم می‌کند تا با همسالان خود ارتباط پیدا کنند و احتمالا بتوانند دوستان بیشتری پیدا کنند. اگر والدین بتوانند اصرار به دوست یابی را در چنین مواقعی کنترل کنند، کودکان خودبخود دست‌بکار می‌شوند اما اصرار و اجبار باعث می‌شود آنها پا پس بکشند.

۲-راه دوم استفاده از کتابهای راهنما در این زمینه است، البته ناگفته نماند که هرچند کودکان خودشان مهارت های دوستیابی دارند اما کتابهای معتبری که در زمینه دوست یابی وجود دارند همچون آیین دوست یابی نوشته دیل کارنگی (مترجم: این کتاب به فارسی ترجمه شده و در بازار موجود است) یا دوستی‌های درحال رشد؛ راهنمای دوست‌ یابی و نگه داشتن دوستی در کودکی نوشته الین کندی مور می‌توانند به این امر شتاب بیشتری بدهند. اینها کتابهایی هستند که هم نوجوانان خود می‌توانند بخوانند (زیرا متن روانی دارند) و هم والدین می‌توانند از آنها بعنوان یک راهنمای کاربردی استفاده کنند.

دوستنویسنده: دکتر مایکل اونگار

خانواده درمانگر

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از
RSS
Follow by Email
Facebook
LinkedIn