از کجا بفهمم همسرم مرا دوست دارد یا نه؟

هیچ چیز برای یک مشاور خانواده ناامیدکننده‌تر از این نیست که زوجی روبروی آنها نشسته‌ باشند و ادعا کنند همدیگر را دوست دارند در حالیکه همدیگر را دوست ندارند. در چنین مواقعی معمولا مکالماتی از این دست بین آن زن و شوهر رد و بدل می‌شود:

-ببین … من دوست دارم تو خوشبخت بشی … اما فکر نمی‌کنم من لیاقت خوشبخت کردن تو رو داشته باشم …

یا

-البته تو رو دوست که دارم، هرچی نباشه ما چندتا بچه داریم …

یا

-ببین، ما می‌تونیم هنوز باهم دوست باشیم اما …

وقتی من با زوجهایی روبرو می‌شوم که ادعا می‌کنند همدیگر را دوست دارند اما احساس می‌کنم که اینطور نیست زوجها را از هم جدا می‌کنم. زیرا معمولا چنین مشکلی هنگامی پیش می‌آید که یکی از همسران دیگری را دوست دارد ولی دیگری چنین احساسی را ندارد ( دوست داشتن یک‌طرفه) زیرا اگر هر دو همسر همدیگر را دوست نداشته باشند معمولا براحتی از هم جدا می‌شوند اما موارد نادری هم هستند که دو همسر همدیگر را دوست ندارند اما بواسطه شرایط خاصی که دارند بنوعی مجبورند باهم زندگی کنند مثلا فرزند دارند یا مسائل حقوقی بخصوصی جدا شدنشنان را سخت کرده. بهمین خاطر وقتی همسران را از هم جدا کردم بصورت عمیق از هر کدام می‌پرسم “آیا واقعا همسرت را دوست داری؟” البته قبل از اینکه این سوال را از او بپرسم به او اطمینان می‌دهم قرار نیست او را سرزنش کنم زیرا دوست داشتن یا نداشتن یک فرد خارج از کنترل ماست. اگر آن فرد با قاطعیت و محکم اعلام کرد که همسرش را دوست دارد مشکلی نیست اما اگر شل و با تردید عشق خود را اعلام کرد، این مسئله مرا نگران می‌کند چون تجربه من افق روشنی را برای ادامه این ازدواج ترسیم نمی‌کند. زیرا وقتی که عشق کسی از دلمان رفت واقعا سخت است که دوباره بتوانیم او را دوست داشته باشیم. البته این کار ناممکن نیست ولی خیلی بعید است. اما اگر دو نفر در هنگام ازدواج عاشق هم نبوده باشند جای امید بسیاری است که با تکنیک‌هایی ایندو را بهم دلبسته کرد (مثلا از طریق جذابیت‌های جسمانی و سایر تکنیک‌هایی که روان‌شناسی بنا کرده).

باتوجه به این مقدمه متوجه می‌شویم که یک ازدواج بدون وجود عشق بسیار سخت می‌تواند براه خود ادامه دهد و حتی اگر همسران به هر دلیلی به این رابطه ادامه دهند، زندگی‌شان سرشار از رنج و ناکامی خواهد بود.  

بیشتر پژوهش‌هایی که در این زمینه وجود داشته دارند بر روی این مسئله کار کرده‌اند که “چگونه از همسر یا نامزدمان بپرسیم ما را دوست دارد یا نه؟” اما اینکه چنین مسئله‌ای را از همسرمان بپرسیم خودش آغاز مشکلات دیگری است. زیرا ممکن است همسرتان برای اجتناب از انتقام، لجبازی یا حتی شکستن غرور شما به وادی دروغگویی بیفتد. حتی اگر شما آنقدر منطقی باشید که نخواهید انتقام بگیرید یا لجبازی کنید، صرف وارد شدن به وادی “چراها” (چرا مرا دوست نداری؟ من چه عیبی دارم که مرا پس می‌زنی؟ چرا از همون اول بهم نگفتی؟ و …) در چنین مواقعی مصداق از چاله به چاه افتادن است زیرا دوست داشتن یا نداشتن یک انسان معلول سلسله عوامل بیشماری در لایه‌های عمیق ذهن است که به جرات می توان گفت ما از ۱ درصد آنها هم اطلاع نداریم. پس جواب این “چرا؟” یا دروغ است یا پرخاشگری و جر و بحث.

با توجه به این مسائل من قصد دارم در این یادداشت راجع به رفتارهایی رفتارهایی صحبت کنم که نشان دهنده عشق در یک رابطه است. و شما باید دنبال وجود این رفتارها در همسرتان بگردید؛ اگر وجود داشتند او شما را دوست دارد و اگر وجود ندارند خیر. بیاییدی این رفتارها را با هم مرور کنیم:

۱-بی‌تفاوتی

 الی ویزل – فیلسوف مشهور و برنده جایزه نوبل – می‌گوید: نقطه مقابل عشق نفرت نیست؛ بلکه بی‌تفاوتی است.

وقتی ما عاشق کسی باشیم انرژی زیادی را صرف راضی، خوشحال، ترقی و اصلاح او می‌کنیم و معشوق هم دقیقا این مسئله را می‌فهمد. اما اگر نخواهیم برای او انرژی صرف کنیم یعنی او را دوست نداریم.

۲-فاصله

معمولا زوجینی که همدیگر را دوست دارند ناخودآگاه دوست دارند همیشه کنار هم باشند، دور هم بچرند و خلاصه بنحوی بهم بچسبند و هرچقدر این عشق و علاقه بیشتر باشد این نزدیکی عاطفی هم بیشتر است تاجاییکه حتی وقتی بواسطه شغلشان مجبور باشند از هم جدا شوند با تلفن از هم خبر می‌گیرند.

۳-رابطه جنسی

رابطه زناشویی یکی از مهمترین اجزای عشق است (مخصوصا برای مردان) و هرچه دو نفر بیشتر همدیگر را دوست داشته باشند میزان رابطه زناشویی‌شان هم بالاتر است. البته رابطه زناشویی تنها شامل دخول نیست. همین که در رختخواب کاری کنند که همسرشان احساس خوشحالی و ارزشمندی کند یک رابطه زناشویی موفق حساب می‌شود.

۴-توجه

کسانی که همدیگر را دوست دارند چه هنگامی که کنار هم هستند و چه هنگامی که از هم دورند به یکدیگر توجه دارند. مردی که سر کار می‌رود در محل کار به همسرش فکر می‌کند و زنی که در خانه می‌ماند در هنگام غذا پختن به همسرش فکر می‌کند و لذا مرد هنگام بازگشت از محل کار برای همسرش گل می‌آورد و زن نیز غذای مورد علاقه همسرش را می‌پزد. آنها اینکارها را می‌کنند که نشان دهند به هم توجه دارند. در ضمن کسی که به همسرش توجه دارد متوجه نگرانی، عصبانیت و ناراحتی او می‌شود و برای رفع آنها اقدام می‌کند.

۵-ارزش

کسانی که همسرشان را دوست دارند برای همسرشان ارزش قائلند و از اینکه توانسته‌اند چنین فردی را برای زندگی پیدا کنند احساس خوش‌شانسی می‌کنند، آنها عمیقا باور دارند “نیمه گمشده” خود را یافته‌اند. بعلاوه آنها با رفتارها و گفتار خود این احساس را به اطلاع همسرشان نیز می‌رسانند. اما کسانی که همسر خود را دوست ندارند معمولا اینگونه فکر می‌کنند؛ “اینم یه زنه مثل بقیه زنا” یا “اینم یه مرده مثل بقیه مردا”.

۶-احترام

عشق، رابطه زناشویی عالی، پول، تحصیلات، درک و فهم و … هیچکدام از اینها بهتر از “احترام” یک رابطه زناشویی را تضمین نمی‌کند. اما فرقی که احترام با بقیمه ملزومات یک رابطه زناشویی دارد اینست که بقیه ملزومات (صمیمیت، احساس ارزشمندی، توجه، رابطه جنسی و …) با بوجود آمدن عشق خودبخود بوجود می‌آیند اما احترام باید ساخته شود. یعنی اینطور نیست که اگر عاشق کسی شوید لزوما به او احترام می‌گذارید؛ کسانی که همسر و زندگی مشترکشان را دوست دارند و می‌خواهند که ادامه یابد باید به همسرشان احترام بگذارند. احترام در تمام لحظات زندگی چه در هنگام معاشقه و چه در هنگام جر و بحث.

کمبود یکی دو مورد از این موارد شاید خیلی جدی نباشد اما اگر بیش از آن را در رابطه‌تان کم دارید بدانید مشکلی در رابطه‌تان وجود دارد. در نهایت باید یادآوری کنم موارد ذکر شده تنها جهت آگاهی است و همسران نباید از آنها سوء استفاده کنند.

دوستنویسنده: دکتر استفن جی. بچن

خانواده درمانگر

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهد

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از