باورهای غلط جامعه در مورد قاتلان زنجیره‌ای

چندوقت پیش به گزارشی در مورد یک قاتل سریالی گوش می‌دادم. گزارشگر در حین صحبت به نقل از منابع پلیس فدرال یک قاتل سریالی را کسی توصیف کرد که حداقل دست به ۳ قتل زده باشد و فاصله این قتلها بیش از یک ماه نباشد! همچنین چند روز بعد تعریف مشابهی را نیز از رادیو شنیدم. من نمی‌دانم این تعاریف از کجا آمده ولی آنچه که اسناد رسمی پلیس فدرال می‌گوید قاتلان زنجیره‌ای را اینگونه توصیف میکند ؛

بر اساس تحلیل‌های رفتاری که در سال ۲۰۰۸ توسط “مرکز ملی تجزیه و تحلیل جرایم خشن پلیس فدرال” انجام گرفت و همچنین نتایج یک کنفرانس ۵ روزه که در طی آن ۱۳۵ متخصص از رشته‌های مختلف در مورد تعریف قاتل زنجیره‌ای انجام دادند، قاتل زنجیرهای یعنی کسی که برای دو یا بیش از دوبار در موقعیت‌های جداگانه‌ای دست به قتل غیرقانونی می‌زند.

این مسئله مرا کنجکاو کرد که بدانم افراد جامعه چه باورهایی در مورد قاتلان زنجیره‌ای دارند از همین رو تصمیم گرفتم پژوهش مختصری در اینباره انجام دهم. وقتی نتایج این پژوهش بدستم رسید اصلا برایم قابل باور نبود که افراد ممکن است تا چه حد تصویر تحریف‌شده‌ای از قاتلان زنجیره‌ای داشته باشند. در ادامه یادداشت رایجترین باورهای افراد در مورد قاتلان زنجیره‌ای را ذکر کرده‌ام و باور اصلاح شده را نیز در زیر آن نوشته‌ام. خواندن این موارد ممکن است برایتان جالب باشد، بیایید نگاهی به آنها بیندازیم:

۱-قاتلان زنجیره‌ای افرادی منزوی هستند

درصد اندکی از قاتلان زنجیره‌ای را افراد منزوی، اجتماع‌گریز و تنها تشکیل می‌دهند. آنها بهیچ وجه شبیه هیولا نیستند و از نظر ظاهری کاملا عادی بنظر می‌رسند تاجایی که بیشتر آنها از این ویژگی در جهت مخفی کردن خود استفاده می‌کنند.

۲-بیشتر قاتلان زنجیره‌ای مردان جوان هستند

در حقیقت یک قاتل زنجیره‌ای ممکن است از هر نژاد، سن و البته جنسیتی باشند. بد نیست بدانید بسیاری از قاتلان زنجیره‌ای زن هستند.

۳- قاتلان زنجیره‌ای با انگیزه جنسی دست به جنایت می‌زنند

در حقیقت قاتلان زنجیره‌ای می‌توانند انگیزه‌های بسیار متنوعی برای اقدام به جنایت داشته باشند. برای مثال خشم، هیجان‌خواهی، انگیزه‌های مالی و جلب توجه مهمترین انگیزه‌های قاتلان زنجیره‌ای هستند.

۴-قاتلان زنجیره‌ای دائم بین شهرهای مختلف در رفت و آمدند

در حقیقت بیشتر قاتلان زنجیره ای در محدوده بسیار کوچکی دست به جنایت می‌زنند.

۵-قاتلان زنجیره‌ای نمی توانند دست از جنایت کردن بردارند

تا حدودی درست است ولی بعضی از قاتلان زنجیره ای قبل از اینکه به چنگ قانون بیفتند دست از جنایت بر می‌دارند و گاهی هرگز به دام قانون نمی‌افتند.

۶-قاتلان زنجیره‌ای یا دیوانه‌اند یا بسیار باهوش

اگر بخواهیم بصورت گروهی نگاه کنیم، قاتلان زنجیره‌ای می‌توانند اختلالات شخصیتی متنوعی از جمله روان‌پریشی، شخصیت ضداجتماعی و … داشته باشند اما بندرت کسی در بین آنها پیدا می‌شود که از لحاظ روان‌شناختی مجنون (دیوانه) تلقی شود. قاتلان زنجیره‌ای از لحاظ هوشی نیز دامنه‌ای طبیعی (همچون همه افراد جامعه) دارند. در حقیقت جنایت کردن نیاز به هوش زیادی ندارد.

۷-اکثر قاتلان سریالی در نهایت خود را تسلیم می‌کنند

تسلیم؟! خیر، اکثر قاتلان سریالی در نهایت گیر می‌افتند. حقیقت اینست که وقتی فردی چندبار دست به قتل زد اما گیر نیفتاد، کم‌کم این باور در او بوجود می‌آید که “من هرگز گیر نخواهد افتاد” (یا بدلیل خوش شانسی، یا بدلیل زرنگی یا اصطلاحا خرتوخر بودن اوضاع) به همین خاطر این قاتل در دفعات بعد احتمالا سعی می‌کند در مراحل جنایت بنوعی میانبر بزند و استانداردهای امنیتی که در ابتدا برای مقرر کرده بود را بطور تمام و کمال اجرا نکند. همین مسئله باعث می‌شود این جنایتکاران در نهایت یک روز دچار اشتباه شده و بواسطه همین اشتباه در چنگال قانون قرار بگیرند.

روبرت رسلر مامور بازنشسته FBI معتقد است؛ بسیاری از افراد روان‌شناسی این قاتلان را بیش از حد ساده می‌کنند اما هرچه بیشتر سعی کنید بین آنها عامل مشترکی پیدا کنید کمتر به نتیجه می‌رسید. مثلا خیلی از قاتلان زنجیره‌ای قربانیان ترجیحی دارند ( ترجیح می‌دهند قربانیانی خود را از یک گروه خاص انتخاب کنند) اما خیلی‌هایشان هم ندارند. خیلی‌هایشان کودکی سختی را گذرانده‌اند، خیلی‌هایشان هم اینطور نیستند. پس تعمیم دادن کاری را درست نمی‌کند، برای درک آنها کافیست آنها را انسان ببینیم، انسان با تمام تنوع‌های نوعی‌اش.

منابع:

Morton, R. J., & Hilts, M. A. (2008). Serial murder: Multi-disciplinary perspectives for investigators. www.fbi.gov.

Morton, R.J., Tillman, J. M, & Gaines, S. J. (2014). Serial murder: Pathways for investigations. www.fbi.gov.

Ramsland, K. (2006). Inside the minds of serial killers: Why they kill. Praeger.

قاتلان زنجیره‌ای

 

 

نویسنده: دکتر کاترین رامزلند

استاد روان شناسی قانونی دانشگاه دیسیلز

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از
RSS
Follow by Email
Facebook
LinkedIn