بی اشتهایی عصبی را جدی بگیرید

بی اشتهایی عصبی اختلالی است که تصور بدنی افراد را تحریف کرده و مبتلایان را وادار می کند تا به خودشان گرسنگی بدهند.

از آنجائیکه پرخوری امروزه یکی از معضلات پررونق جوامع انسانی است شاید شنیدن نام یک اختلال که با “بی اشتهایی” شروع می شود نه تنها شما را نترساند بلکه آرزو کنید اندکی آن را داشته باشید ولی حقیقت اینست که بی اشتهایی عصبی خطرناکترین بیماری روانی است زیرا ۴ درصد مبتلایان به آن، مستقمیا در اثر این بیماری و ۲۰ درصد توسط تبعات آن (خودکشی و مشکلات قلبی) به کام مرگ می روند.

همچنین خود بیماری بی اشتهایی عصبی نیز بیماری عجیبی است زیرا قوی ترین میل انسانی –یعنی میل به زنده ماندن-را مغلوب می کند.

گرسنگی یعنی یک تهدید مستقیم در برابر زنده ماندن و ما از نظر تکاملی به گونه ای پرورش یافته ایم که شدیدا در برابر آن مقاومت کنیم تا جایی که گرسنگی می تواند باعث شود براحتی بسیاری از معیارهای اخلاقی (دزدی کردن) و حتی انسانی مان (آدمخواری در وقت قحطی) را زیر پا بگذاریم. حال سوال اینجاست که این پدیده عجیب چیست که در برابر میل به زنده ماندن انسان هم پیروز می شود؟

ما در عصری زندگی می کنیم که زیبایی چیزی بیش از یک ارزش است؛ در عصر ما زیبایی یک جنون است. از قضا بخشی از تعریف زیبایی در عصر ما “قلمی بودن” است؛ تا جایی که بطور متوسط یک درصد از تمام زنان در کشورهای توسعه یافته درگیر نوعی اختلالات خوردن هستند. اما رسانه ها هرگز روی زشت این سکه را نشان نمی دهند که اگر نشان می دادند بیشتر افراد عطای قلمی بودن را به لقایش می بخشیدند. این شد که تصمیم گرفتم امروز راجع به یادداشتی که دکتر والتر کای در بخش روانپزشکی روزنامه تایمز راجع به دلایل این پدیده نوشته صحبت کنم.

۱-نقش ژنتیک

مثل اکثر بیماری های روانی، بی اشتهایی عصبی هم یک ریشه ژنتیکی دارد یعنی اکثر افراد مبتلا به این اختلال، از والدین یا خانواده هایی بوجود آمده اند که با این بیماری غریبه نیستند. البته همانطور که گفتم، محیط و فرهنگ هم نقش تعیین کننده ای در بروز این بیماری دارد.

پژوهشگران مختلف عوامل ژنتیکی زیادی را به این بیماری نسبت می دهند ولی آخرین پژوهشی که در این زمینه به انجام رسیده نشان می دهد بی اشتهایی با ژنی که آنزیم کنترل کننده سوخت و ساز کلسترول را تولید می کند، در ارتباط است.

علاوه بر این صفات شخصیتی از قبیل کمال گرایی، وسواس و اضطراب نیز در بوجود آمدن بی اشتهایی عصبی دخیلند.

۲-بی توجهی به علامت های بدنی

اگر شما نیز گرسنگی شدید و طولانی مدت را تجربه کرده باشید حتما از اینکه افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی چگونه می توانند مدتهای مدید با این احساس سر کنند، متعجب می شوید.

وقتی گرسنه هستید، این گرسنگی را از کجا می فهمید؟ معده اولین  سیستم هشدارهنده گرسنگی است لذا وقتی گرسنه می شویم معده مان شروع به قار و قور می کند و سوزش خفیفی را در معده مان احساس می کنیم. و به همین ترتیب هر چه گرسنگی شدیدتر می شود سیستم های هشدار دهنده بعدی هم شروع به فعالیت می کنند مثلا دردهای انقباضی در معده، رعشه در اندامها، کاهش دمای بدن، بی حالی و …

اما در افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی این سیستم های هشداردهنده در اثر تحمل طولانی مدت گرسنگی خفیف تر عمل می کنند، همچنین خود این افراد هم بر اثر عادت، حساسیت شان به این هشدارها را از دست می دهند.

۳-سیستم پاداش دهی مغز

انسان بنده پاداش است. شاید برایتان جالب باشد که هر عمل ما انگیزه ای دارد یعنی شما حتی وقتی دستتان را بلند می کنید به انگیزه ای اینکار را می کنید. انگیزه ها نیز از پاداش نشات می گیرند. وقتی عملی پاداشی در بر داشته باشد ما انگیزه پیدا می کنیم آن عمل را انجام دهیم. مرکز پاداش دهی در مغز ما قرار دارد لذا تمام اعمال ما بر اساس پاداشی است که مغز ما به آن اعمال می دهد. این پاداش همان ترشح هورمون دوپامین و احساس لذت ناشی از آن است.

یکی از لذتبخش ترین فعالیت های تکاملی انسان خوردن است؛ وقتی غذا می خوریم در مغزمان دوپامین ترشح می شود و احساس راحتی و لذت می کنیم و وقتی گرسنه هستیم سطح دوپامین مغز کاهش می یابد و ما را تحریک می کند برای خوردن اقدام کنیم.

اما افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی به طرز اعجاب آوری نسبت به سیستم پاداش مغزشان حساس نیستند و می توانند براحتی دست از لذتهای زندگی بکشند تا جایی که حتی مشوق های لذتبخش دیگر (مانند پول) هم نمی تواند آنها را تحریک کند.

مطالعه تصاویر مغزی نشان می دهد افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی علاوه بر عدم حساسیت به پاداش، نسبت به تنبیه بسیار حساسند؛ بعبارتی آنها بیش از اینکه نگران از دست رفتن لذت در نتیجه گرسنگی باشند، نگران تبعات خوردن یعنی چاقی هستند. بهضی از پژوهشگران این ویژگی را ناشی کم کاری سیستم لیمبیک می دانند.

از طرفی، بعضی روان شناسان معتقدند سیستم پاداش دهی این افراد سالم است ولی این افراد از طریق تقویت باورهای کمال گرایانه خود در مورد لاغری، از طریق نخوردن کسب لذت می کنند. و این لذت چنان زیاد است که بر لذت غذا خوردن می چربد.

اضطراب

ارتباط داشتن بی اشتهایی عصبی با اضطراب اصلا موضوع تعجب آوری نیست. افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی همواره نگران اینند که در چشم دیگران چاق بنظر برسند.

پژوهش های زیست-شیمیایی نشان می دهند افزایش ترشح دوپامین (که در همه افراد باعث احساس لذت می شود) در این افراد موجب ایجاد اضطراب می شود. لذا دوپامینی که در نتیجه خوردن غذا در بدن ترشح می شود موجب مضطرب شدن این افراد می گردد.

در نهایت باید متذکر شوم بی اشتهایی عصبی بندرت در نتیجه یکی از این عوامل اتفاق می افتد ولی با درک دلایل اساسی این پدیده می توان به درمان موثرتر آن کمک کرد.

منابع:

(Eating disorder statistics. (n.d

(Eating disorder statistics. (n.d

(International study provides new genetic clue to anorexia. (2013, September 11

Kaye, W. H., MD. (2014, May 6). Eating disorders: Understanding anorexia nervosa

نویسنده: دکتر جوئل یانگ

روانپزشک و استاد دانشگاه ایالتی وین

بی اشتهایی عصبی

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

 

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از
RSS
Follow by Email
Facebook
LinkedIn