چرا تعامل با زنان مردان را احمق می‌کند؟

بعضی مردها فکر می‌کنند خوب بلدند چگونه مخ زنها را بزنند اما در حقیقت این قضیه کاملا برعکس است؛ این زنان هستند که براحتی مخ مردان را کار می‌گیرند!

                                                                                   ریتا رادنر؛ کمدین آمریکایی

یادم هست یکبار وقتی داشتم با زنی که بسیار به او علاقمند بودم صحبت می‌کردم. در آن لحظات قلبم چنان می‌زد که می‌ترسیدم آن زن صدای قلبم را بشنود، بشدت در حال عرق کردن بودم و فضای اطراف دور سرم می‌چرخید. در همان اثنا چندنفر از دوستان صمیمی‌ام از راه رسیدند و از من خواستند آنها را به آن خانم محترم معرفی کنم. در آن لحظات که هم نگاه دوستان و هم نگاه آن خانم بمن بود متوجه شدم اسم هیچکدام از دوستانم را بیاد نمی‌آورم، صمیمی‌ترین دوستان دوران زندگی‌ام را!

بعدا این موضوع را با دوستان بسیاری درمیان گذاشتم و اکثر آنها نیز اعتراف کردند که چنین تجربه‌ای را از سر  گذرانده‌اند ولی چرا در آن لحظات من به آن حالت درآمده بودم و نمی‌توانستم درست فکرم را متمرکز کنم؟ و از آن مهمتر؛

چرا تنها وقتی با زنها تعامل می‌کنم چنین اتفاقی برایم رخ می‌دهد؟

این سوال همچنان در ذهنم بی‌جواب مانده بود تا اینکه چندوقت پیش بطور اتفاقی با مقاله‌ای در مجله روان‌شناسی اجتماعی آزمایشی مواجه شدم که درباره این موضوع بود. در این مقاله دکتر جوهان کارمانز و جمعی از همکارانش از دانشگاه ردبود هلند ادعا کردند؛ تعامل دوجنس باعث نوعی نقصان موقتی در توانایی‌های شناختی افراد می‌شود.

آنها برای اثبات این موضوع در طی دو پژوهش از افراد می‌خواستند که با یک فرد غریبه همجنس یا جنس مخالف تعامل کنند و قبل و بعد از این تعامل، افراد را از لحاظ توانایی‌های شناختی مورد سنجش قرار می‌دادند.

در پژوهش اول که بر روی ۴۰ مرد انجام شد، مردان پس از تعامل با زنان در کارکردهای شناختی‌شان (مخصوصا حافظه کوتاه‌مدت) نقصان قابل ملاحظه‌ای نشان دادند و جالب اینکه این نقصان هم در کسانی که متاهل بودند و هم در مردان مجرد وجود داشت و هرچه این مردان تعامل با آن زن غریبه را جذابتر عنوان کردند این نقصان شدیدتر بود.

در پژوهش دوم نیز از ۵۳ مرد و ۵۸ زن خواسته شد که با هم تعامل کنند و در این پژوهش نیز مردان در کارکردهای شناختی نقصان نشان دادند ولی زنان بدینگونه نبودند و در این پژوهش نیز مردان (و نه زنان) عنوان کردند در طی این ملاقات جریان عاطفی زیادی را تجربه کرده‌اند. اما در این بین زنانی که سعی داشتند در حین این تعامل بر شخص مقابل تاثیر بگذارند نیز در کارکردهای شناختی‌شان نقصان پدید آمد.

در نهایت این دو پژوهش به روشنی نشان می‌دهند در تعامل بین دوجنس خاصیتی وجود دارد که منجر به نقصان در کارکردهای شناختی مردان می‌شود.

اما چه چیزی؟

این پژوهشگران معتقدند عاملی که باعث نقصان در کارکردهای شناختی این افراد می‌شود “مشغولیت ذهنی با رعایت آداب عرفی” در تعامل با شخصی از جنس مخالف است و این مسئله نیاز به کنترل شناختی زیادی دارد زیرا شامل رصد و اصلاح دائمی رفتار در حین تعامل است. همین مسئله باعث اشغال شدن حافظه کوتاه‌مدت (حافظه کاری) و مشغولیت سایر بخش‌های شناختی مغز افراد می‌شود (هماهنگ با مدل منابع خود-کنترلی روی بائومیستر) .

چرا این مسئله بیشتر مردان را درگیر می‌کند؟

در این مورد می‌توان گفت از آنجائیکه مردان از لحاظ تکاملی هرگونه تعامل با زنان را نوعی مقدمه برای تعاملات پیچیده‌تر (!!!) می‌بینند( هر تعاملی را مقدمه‌ای برای مخ‌زنی می‌بینند و هر زنی را یک پروژه جدید) لذا مغزشان بطور خودکار در هر تعاملی با زنان بیشترین تلاشش را می‌کند، فرقی نمی‌کند این تعامل با زن همسایه، با زنی غریبه‌ در کافه یا با یک همکار زن باشد.

البته این مسئله می تواند توجیهات دیگری هم داشته باشد مثلا؛ از آنجائیکه عرف جامعه بر این است که مردان شروع‌کننده تعاملات بین‌جنسیتی باشند، لذا مردان توانایی شناختی بیشتری را سرمایه می‌کنند تا از این وظیفه را بخوبی انجام دهند. شخصا بر این باورم که دلیل اول صحیحتر باشد!

اما برای بیشتر زنان، تعامل با یک مرد یک تعامل ساده با انسانی دیگر است و لذا آنها در تعامل با مردان همانقدر توانایی‌های شناختی‌شان را بکار می‌گیرند که در تعامل با زنان اینکار را می‌کنند و لذا دچار چنین مسئله‌ای نمی‌شوند اما همانطور که گفتم چنانچه زنان نیز وارد این بازی شوند (بخواهند روی مردان تاثیر بگذارند) آنها نیز دچار همین پدیده می‌شوند.

یکی از نتایج تلویحی این پژوهش که منجر بوجود آمدن بحث داغی بین روان‌شناسان شده اینست که اگر تعامل بین دوجنس منجر به کاهش توانایی‌های شناختی در مردان می‌شود لذا مدارس مختلط از این بابت به دانش‌آموزان پسر ضربه وارد می‌کند زیرا بخشی از توانایی شناختی این پسران صرف تاثیر گذاشتن روی همکلاسی‌های دخترشان می‌شود. این فرضیه با آمار قبولی در دانشگاه‌ها بین دوجنس و همچنین تفاوت نمرات دانشجویان پسر و دختر هماهنگ است (هم آمار قبولی دختران در دانشگاه‌ها بیشتر است و هم دختران در دانشگاه نمرات و معدل بهتری کسب می‌کنند)!

بهرحال این نتایج از نظر من که بسیار جالب هستند و دفعه بعد سعی می‌کنم وقتی در حال صحبت کردن با زنی دلربا هستم، کار فکری نکنم!

منابع:

Karremans, J.C., Verwijmeren, T. Pronk, T.M. Reitsma, M. (2009). Interacting with women can impair men’s cognitive functioning. Journal of Experimental Social Psychology, doi:10.1016/j.jesp.2009.05.004

تعامل

 

نویسنده: دکتر اسکات بری کافمن

مدیر بخش روانشناسی مثبت نگر دانشگاه پنسیلوانیا

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از
RSS
Follow by Email
Facebook
LinkedIn