جایگزین‌های تنبیه و پاداش در تربیت کودکان

کتابهایی که امروزه در زمینه تربیت کودکان نوشته می‌شوند با کتابهایی که در زمان جوانی ما چاپ می‌شد بسیار تفاوت دارد. کتابهایی که اینروزها نوشته می‌شوند همه بطور متفق‌القول به والدین توصیه می‌کنند دیگر از تنبیه و پاداش برای تربیت فرزندانشان استفاده نکنند ( البته کتابهای قدیمی هم تنبیه را مذمت می‌کردند ولی هیچ کتابی پاداش را نهی نمی‌کرد) تا فرزندانشان در آینده افرادی مستقل، سالم و خودانگیخته بار بیایند، ولی متاسفانه این کتابها نمی‌گویند چگونه؟ اگر قرار باشد در تربیت کودکان از تنبیه و پاداش استفاده نکنیم، پس چکار باید بکنیم؟ بهمین خاطر خودم دست بکار شدم تا جایگزین‌های مناسب را بیابم. در ادامه یادداشت قصد دارم راجع به این جایگزین‌ها صحبت کنیم.

شیوه سنتی تربیت کودکان ؛ تنبیه و پاداش تا حد ممکن!

ابتدا اجازه دهید دقیقا روشن کنیم که تربیت بوسیله پاداش و تنبیه چیست و چرا منع می‌شود. والدینی سبک‌های مختلفی دارد اما سبکی که بسیاری از والدین و حتی معلمان از آن استفاده می‌کنند ” سبک والدینی قدرت‌طلب” است یعنی سبکی که در آن انتظار زیادی از فرزندانشان می‌رود اما پاسخدهی والدین حداقل است بعبارتی والدینی که از این سبک پیروی می‌کنند معمولا فرزندان را شدیدا کنترل می‌کنند (یا سعی دارند که شدیدا کنترل کنند) اما در عوض صمیمیتی از خود نشان نمی‌دهند. آنها از پاداش و تنبیه به منظور کنترل رفتارهای فرزندانان استفاده می‌کنند. متاسفانه این شیوه برای خیلی از کودکان نه تنها سازنده نیست بلکه گاهی مخرب نیز هست.

دکتر آلفی کوهن که پژوهشهای زیادی در زمینه استفاده از پاداش و تنبیه در تربیت کودکان انجام داده و یکی از منتقدین سرسخت این شیوه است می‌گوید:

بعضی والدین فکر می‌کنند تنها کافیست از تنبیه در تربیت فرزندانشان استفاده نکنند و آنگاه هم خودشان والدین بسیار خوبی هستند و هم آینده خوبی هم در انتظار فرزندانشان است، غافل از اینکه پاداش و تنبیه دو روی یک سکه هستند و هر دوی آنها در نهایت فقط یک هدف دارند و آن اینست که کودک را وادار کنیم آنطور رفتار کند که ما دوست داریم. متاسفانه استفاده از پاداش و تنبیه فرصت خطرکردن، پرورش دادن خلاقیت و خودکنترلی را از کودکان می‌گیرد.

جایگزین‌های تنبیه و پاداش در تربیت کودکان

روان‌شناسان رشد معتقدند بهترین شیوه برای تربیت فرزندان استفاده از “شیوه همکاری” است. در این شیوه وقتی کودک رفتار اشتباهی انجام می‌دهد والدین بجای اینکه او را تنبیه کنند یا رفتار جایگزین مثبت آن کار را تقویت کنند، ترتیبی می‌دهند تا کودک درک بهتری از آن رفتار کسب کند و رفتار مناسبتری را با آن جایگزین کند.

بگذارید مثالی برایتان بزنم: مایکی از جیب پدرش مقداری پول کش می‌رود و بعد از مدرسه با آن پول برای خود آبنبات می‌خرد. بعد از اینکه پدر مایکی متوجه می شود پول از جیبش کم شده و اطمینان می‌یابد که مایکی این کار را انجام داده، ابتدا مدتی صبر می‌کند تا خشم و عصبانیتش برطرف شود. سپس به سراغ مایکی می‌رود و مشغول صحبت با او می‌شود. او در حین صحبتهایش به این موضوع اشاره می‌کند که می‌داند مایکی آبنبات دوست دارد، اما آیا راهی بهتر از دزدی وجود دارد که مایکی بتواند به آبنبات برسد؟ مایکی از این موضوع عذرخواهی می‌کند و می‌گوید راه بهتر اینست که او خودش تقاضای پول کند و با آن آبنبات بخرد، اینکار خیلی بهتر از دزدی است. آنها همدیگر را در آغوش می‌گیرند و باهم در مورد جایگاه والای صداقت و درستکاری در خانواده‌شان صحبت می‌کنند و سپس توافق می‌کنند از آن ببعد چنانچه مایکی چیزی خواست به مادرش بگوید و اگر مقدور بود مادرش به میزان لازم به او پول بدهد.

ممکن است با خواندن مثال بالا تصور کنید اجرای این روش خیلی آسان است ولی در واقع  به این سادگی‌ها هم نیست. حقیقت اینست که تغییر شیوه والدینی از شیوه سنتی به شیوه همکاری نیاز به زمان، تمرین و انرژی دارد. همچنین این شیوه نیاز به صبوری زیادی از جانب والدین دارد و نکته آخر اینکه هیچ روشی برای همه کارساز نیست.

شاید با خود بگویید حتما چندسال دیگر شیوه جدیدتری می‌آید و معلوم می‌شود شیوه همکاری هم مانند شیوه پاداش و تنبیه نادرست بوده. بله این طبیعت علم است و ممکن است در آینده شیوه های موثرتری هم برای تربیت کودکان کشف شود ولی بین “خوب و بد” و “درست و درستتر” تفاوت وجود دارد. ما تقریبا هیچ شیوه تربیتی بدی نداریم بلکه بحث بر سر کارآمدتر بودن شیوه‌هاست و علم تا به امروز معتقد است شیوه همکاری بهترین شیوه تربیت کودکان است، لااقل بهتر از شیوه پاداش و تنبیه!

منابع:

Punished by Rewards: The Trouble with Gold Stars, Incentive Plans, A’s, Praise, and Other Bribes (Houghton Mifflin, 1993/1999)

Unconditional Parenting: Moving from Rewards and Punishments to Love and Reason (Atria Books, 2005)

تربیت کودکاننویسنده: جون لسر

استاد روانشناسی دانشگاه ایالتی تگزاس

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از
RSS
Follow by Email
Facebook
LinkedIn