جنسیت دادن به اشیا چه تاثیری در ادراک ما از آن اشیا دارد؟

اگر تابحال در مورد زبانهای خارجی مطالعه کرده باشید حتما می‌دانید در بسیاری از زبانها برای اسامی – حتی اسامی اشیا بی‌جان- از قواعد دستوری مذکر یا مونث استفاده می‌کنند (برای اسامی جنسیت قائل می‌شوند). زبانهای روسی، فرانسوی، اسپانیایی و عربی از بارزترین مثالها در این مورد هستند. برای مثال در زبان فرانسوی شراب و شکلات مذکر هستند (از افعال و ضمایر مردانه برای خطاب کردن آنها استفاده می‌شود) و در زبان عربی صابون و تقویم مونث هستند و کسانی که به این زبانها صحبت می‌کنند باید با دقت صفات، افعال و ضمایر متناسب با این تقسیم‌بندی‌های جنسیتی را بکار ببرند.

اما پژوهش‌ها نشان می‌دهند بکار بردن قواعد دستوری مونث و مذکر در مورد اشیای بی‌جان تاثیرات معنادار و البته تعجب‌آوری بر تفکر افرادی که به این زبانها صحبت می‌کنند دارد. برای مثال در یکی از پژوهش‌هایی که در اینباره انجام گرفت از تعدادی مشارکت‌کننده روس خواسته شد که برای روزهای هفته جنسیت تعیین کنند. و جالب اینکه بیشتر آنها بصورت هماهنگ روزهای دوشنبه، سه‌شنبه و پنج‌شنبه را مذکر و روزهای چهارشنبه، جمعه و شنبه را مونث خواندند. وقتی از آنها در مورد دلیل این انتخاب‌ها و از آن مهمتر علت هماهنگی این نتایج سوال شد، هیچکدام پاسخ قانع‌کننده‌ای ندادند.

لذا می‌توان گفت استفاده از قواعد دستوری مونث و مذکر در مورد اشیای بی‌جان در ذهن ما به سایر کارکردهای ذهنی نیز سرایت می‌کند (در زبان روسی روزهای هفته خنثی هستند) و باعث می‌شود ناخودآگاه اشیای بی‌جان و حتی مفاهیم انتزاعی را نیز در طبقه‌بندی‌های جنسیتی جای دهیم درحالیکه از لحاظ منطقی می‌دانیم جنسیت در این موارد تعریف نشده است.

جنسیت دادن به اشیا چه تاثیری در ادراک ما از آن اشیا دارد؟

در سال ۲۰۰۲ دانشمندان برای درک این موضوع دست به پژوهشی بسیار هوشمندانه زدند. آنها یک لیست متشکل از نام ۲۴ شیء تهیه کردند که در دو زبان فرانسوی و آلمانی جنسیت متفاوتی به آنها داده می‌شد. این پژوهشگران از مشارکت‌کنندگان خواستند به زبان انگلیسی توصیف خود در مورد ۳ شیء از اشیای درون این لیست را بنویسند.

نتایج بسیار جالب بودند. برای مثال در زبان آلمانی “کلید” یک کلمه مذکر و در زبان اسپانیایی یک کلمه مونث است. بر همین اساس غالب آلمانی‌زبانها کلید را با کلماتی همچون سفت، محکم، دندانه‌دار، فلزی و مفید توصیف کرده بودند و از سوی مقابل اسپانیایی‌ها آن را با کلماتی از قبیل طلایی، پیچیده، کوچولو، دوست‌داشتنی و … توصیف کرده بودند. از سوی مقابل در زبان آلمانی “پل” کلمه‌ای مونث است در حالیکه در زبان اسپانیایی نامی مذکر است. حال بیایید توصیف این دو گروه از پل‌ را با هم مقایسه کنیم:

آلمانی‌ها: زیبا، برازنده، شکننده، خوشگل، باریک و …

سپانیایی‌ها: بزرگ، خطرناک، محکم، قوی، بلند و …

جالب است که بدانید هر دوی این گروهها به عکس‌های یکسانی نگاه می‌کردند.

در ادامه این آزمایش پژوهشگران به هر دو گروه جفت عکس‌هایی نشان می‌دادند. یکی از این عکسها مربوط به یک انسان و دیگری مربوط به یک شی بود و از آنها می‌خواستند شباهتهای بین این افراد و اشیا را بیان کنند. جالب است بدانید وقتی جنسیت شخص درون عکس و جنسیت نسبت داده شده به آن شی یکسان بودند این افراد شباهتهای بیشتری بین آن دو تصویر احساس می‌کردند. مثلا اسپانیایی زبانها نسبت به المانی‌ها بین عکس یک مرد و یک پل شباهت بیشتری احساس می‌کردند.

لذا می‌توان نتیجه گرفت جنسیت دادن به اشیا طرز تفکر و فرایندهای ذهنی افراد را تغییر می‌دهد، حتی اگر آنها به زبان دیگری صحبت کنند یا اصلا صحبت نکنند.

نتیجه ناخوشایند این پژوهش اینست که هرچند به ظاهر ما در دوران پساجنسیتی زندگی می‌کنیم ولیکن ساختارهای جنسیتی که درون اکثر زبان‌ها نهادینه شده هنوز هم بر باورهای افراد تاثیر می‌گذارد.

منابع:

Boroditsky, L., Schmidt, L., & Phillips, W. (2003). Sex, Syntax, and Semantics. In Language in mind: Advances in the study of language and cognition, ed. D. Gentner & S. Goldin-Meadow, pp. 61- 80. Cambridge University Press.

جنسیتنویسنده: دکتر لارنس تی. وایت

استاد روانشناسی کالج بلویت

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از
RSS
Follow by Email
Facebook
LinkedIn