روابط عاطفی ناخواسته زنان و مردان در محل کار

همه ما داستان را بخوبی بلدیم. زیرا حتی اگر خودمان آن را تجربه نکرده باشیم، حداقل در فیلم‌های تلویزیون آن را دیده‌ایم و از آشنایان و دوستان، داستانهای پرحرارتی در مورد آنها شنیده‌ایم؛ زن و مردی با هم همکار می‌شوند. آنها پس از مدتی باهم دوست می‌شوند اما پس از گذشت اندک زمانی بهم علاقه پیدا می‌کنند. صحنه بعدی که معمولا در ذهن همه می‌گذرد اینست که “در دفتر قفل می‌شود … پرده‌ها کشیده می‌شوند … کت، دامن، شلوار، سوتین و … به ترتیب روی زمین می‌افتند و بدنهایی که پیچ و تاب خورده در هم روی میز ولو می شوند … “

هرچند هرگاه صحبت از روابط بین زنان و مردان در محل کار پیش می‌آید همیشه اولین تصویری که بذهن می‌آید شبیه این است اما اجازه دهید من داستان متفاوتی را برایتان شرح دهم. داستانی درباره حد و مرزها که به زنان و مردان اجازه نمی‌دهد در محل کار روابط سازنده‌ای باهم برقرار کنند؛

مایک کارمند یک شرکت میان‌رده تجارت الکترونیک در جنوب کالیفرنیاست. جن هم که چند ماه پس از مایک به استخدام این شرکت در آمده در تیم مایک کار می‌کند. طبیعت کار جن و مایک بنحوی بود که نیاز بود ایندو پیوسته بوطر نزدیک باهم در ارتباط باشند. بهمین‌خاطر شرکت میز جن را دقیقا روبروی در دفتر مایک قرار داده بود تا جن هر موقع که اراده می‌کند بتواند به مایک دسترسی داشته باشد و در مورد روند کارها از مایک سوال بپرسد و یا با او حرف بزند. مایک و جن در طول روز خیلی باهم حرف می‌زدند اما با گذر زمان کم کم صحبتها از مسائل صرفا کاری به سوالات دوستانه‌ای نظیر “خب … امروزت چطور بود؟” کشیده شد و قاعدتا چند هفته بعد به این سوال ختم شد “دوست داری بعد از کار بریم بیرون با هم یه نوشیدنی بخوریم؟”. وقتی مایک داشت به این پیشنهاد جن فکر می‌کرد و اینکه چقدر خوردن یک نوشیدنی بعد از یک روز کاری پرمشغله و خسته‌کننده می‌چسبد، ناگهان طیف دیگری از سوالات در ذهنش پدیدار شد. سوالاتی نظیر “بعد از خوردن نوشیدنی قرار است دیگر چه اتفاقی رخ دهد؟ … بقیه همکاران در این مورد چه قضاوتی خواهند کرد؟ … آیا این رابطه فراتر از یک دوستی نیست؟ … آیا جن طالب چیزی بیش از یک دوستی ساده است؟ … اگر تصور جین اشتباه باشد و یا حتی حدس من از تصور جین اشتباه باشد و جن تصور کند قصد مزاحمت جنسی دارم چه ؟ …” وقتی مایک تمام این مسائل را در ذهنش مرور کرد دریافت که پاسخ دادن به این سوال ساده سخت‌تر از آن چیزی است که تصورش را می‌کرده اما در نهایت جوابش این بود؛ نه!

جن که از این پاسخ غیرمنتظره شوکه‌شده بود سریع خودش را جمع‌و جور کرد و به پشت میزش برگشت و دوستی آنها بسرعت به همان سطح مسائل کاری بازگشت…

کیم السسر در پژوهش‌های خود پی برده (همانطور که داستان بالا می‌گوید)؛ وقتی که در محیط کاری بین زنان و مردان رفاقتی شکل می‌گیرد، آنها رفتار خود را بر اساس آنچه سایر همکارانشان ممکن است تصور کنند، تعدیل می‌کنند. آنها همچنین نگران این مسئله هستند که نکند همکاری که قصد دوستی با او را دارند، نسبت به رفتار آنها دچار سوء برداشت شود. این دو محدودیت کاملا معقولانه بنظر می‌رسند اما یافته‌های بعدی السسر نشان می‌دهد که به طرز اعجاب‌آوری ۷۵ % درصد مردان هنگام تعامل با همکاران خانم، مراقب نقض نکردن قوانین “مزاحمت جنسی” هستند (مزاحمت جنسی –Sexual harassment- با تجاوز جنسی -rape- فرق دارد. تجاوز بسیار صریحتر و شدیدتر از مزاحمت است برای مثال شاید لمس معنادار دست یک زن و یا حتی لاس زدن با او – در صورت عدم رضایت – تجاوز بحساب نیاید ولی مصداق مزاحمت جنسی است). وقتی این ۳ محدودیت را کنار هم می‌گذاریم بخوبی در می‌یابیم که چرا بیشتر روابط زنان و مردان در محیط کار  ناقصند، بخوبی شکل نمی‌گیرند و در حد روابط کاری باقی می‌مانند.

اما باوجود همه این چالشها السسر معتقد است دوستی زنان و مردان در محیط کار یک جزء اساسی بهبود فضای کار است زیرا وقتی بین همکاران روابط دوستانه وجود داشته باشد آنها را حتتر می‌توانند همدیگر را در مورد مسائل کاری راهنمایی کنند (بدون ترس از ناراحت شدن طرف مقابل) و یا حتی در مورد مشکلات کاری از هم چاره‌جویی کنند. در ضمن روابط دوستانه محیط کار را به فضایی دلپذیر تبدیل می‌کند که نتیجه آن مفرح‌تر شدن کار است و مفرح‌تر شدن کار به نوبه خود منجر به افزایش کاراریی کارمندان می‌شود.

لذا مهم است که افراد بیاموزند چگونه با یک “جنس مخالف” در محیط کار روابط دوستانه برقرار کنند که نه متهم به مزاحمت جنسی شوند و نه مجبور شوند کلا قید دوستی را بزنند و روابط را در حد همکاری نگه‌دارند. من بواسطه تجربه‌ام در این زمینه می‌توانم چند توصیه کاربردی بشما بکنم. امیدوارم بکارتان بیاید:

۱-اگر در محیطی با چند همکار از جنس مخالف کار می‌کنید حتما سعی کنید رفتارتان بنحوی باشد که قصد و نیتتان از هر حرکتی کاملا مشخص باشد.

۲-اگر در مورد نیاتتان کاملا روشن رفتار کردید و باز هم احساس کردید یکی از همکاران قصد دارد دوستی را از آنچه که هست عمیقتر کند هرگز در دام این سفسطه نیفتید که “چون دوستی ما الان لذتبخش است پس هرچه عمیقتر شود لذتبخش‌تر خواهد بود” و از رمانتیک شدن دوستی طفره بروید. می‌توانید با به شوخی کشیدن صحبت ها در مواقعی که احساس می‌کنید طرف مقابل قصد دارد وارد حیطه عاطفی شود، از مهلکه بگریزید.

۳-عمق یک رابطه ارتباط مستقیمی با حجم برخوردها در آن رابطه دارد پس اگر احساس کردید رابطه دارد فراتر از دوستی می‌رود ماهرانه حجم برخوردها را کم کنید.

۴-اگر احساس کردید همکاری از برخورد شما دچار سوء‌برداشت شده (تصور می‌کند به او نظر دارید یا علاقمندید) در حضور او با همکار دیگری از همان جنس رابطه‌ای در همان حد برقرار کنید (همان شوخی‌هایی که با او می‌کنید با آن همکار هم بکنید، همان حرفها را به آن همکار هم بزنید، همانطور که به او نگاه کرده‌اید به آن همکار هم نگاه کنید و …) تا این سوء‌برداشت برطرف شود. البته قابل ذکر است که همکار دوم را هم باید هوشمندانه انتخاب کنید؛ مثلا کسی که می‌دانید ظرفیت بالایی دارد یا به هر نحوی از قبل آمادگی مواجهه با این برخورد از سوی شما هست.

اگر احساس می‌کنید که هیچ‌کدام از همکاران چنین نگاهی ندارند ولی خود شما ممکن است دچار چنین برداشت‌هایی شوید، بدانید یک قانون طلایی در این مورد وجود دارد و آن اینست که؛ از بدو ورود به محیط کار هرگز به هیچکدام از همکارانتان از جنس مخالف نگاه خریدارانه نیندازید، در عوض با خود بگویید “اینها همه خواهران/برادران من هستند” و از همان ابتدا چنین نگاهی را در خود پرورش دهید. اینکار چندان سخت نیست البته اگر قبل از آن نگاه خریدارانه را در چشمان خود جاری نکرده باشید!

منابع:

Elsesser, L., & Peplau, L.A. (2006). The glass partition: Obstacles to cross-sex friendships at work. Human Relations, 59(8), 1077-1100.

زنان و مرداننویسنده: دکتر هایدی ریدر

استادیار علوم ارتباطات دانشگاه ایالتی بایز

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از
RSS
Follow by Email
Facebook
LinkedIn