زیبایی و مشقت‌های شیرین آن!

زیبایی ناخوشایند است زیرا لحظه‌ای ابدیت را بما نشان می‌دهد و ما پس از آن مجبوریم تا آخر عمر بدنبال این ابدیت بدویم و حسرت بخوریم …

                                                                     آلبر کامو

چندوقت پیش با چند نفر از دوستانم در رستورانی مشغول غذاخوردن بودیم که یکی از آنها گفت ” زیبایی زیاد هم برای یک زن خوب نیست” و در تائید حرفهایش به سخنان چند سال پیش  لارا لوگان – سردبیر بخش اخبار خارجی کانال CBS در مقاله‌ای که در سال ۲۰۰۵ در روزنامه نیویورک‌تایمز منتشر کرده بود، اشاره کرد. لارا لوگان در این مقاله گفته بود “زیبایی می‌تواند به شما آسیب بزند و در مورد خودم می‌توانم به جرات بگویم که زیبایی تا حدودی مانع از پیشرفت شغلی‌ام شده” و همچنین تلویحا به این موضوع اشاره کرده بود که اگر زیبایی دست و پایش را نمی‌بست زنی با سرسختی، تلاش و علاقه او می‌توانست جایگاه بسیار بالاتری داشته باشد.

لارا لوگان

سوال اینجاست که آیا ما باید برای لارای زیبای بیچاره دل بسوزانیم و با او همدردی کنیم؟ من اینطور فکر نمی‌کنم! زیرا او دقیقا در پاراگراف قبلی همان مقاله تعریف می‌کند که چگونه با استفاده از جذابیت زنانه و چرب‌زبانی‌اش توانسته سفارت روسیه در لندن را راضی کند که بسرعت ویزای ورود به روسیه را برایش مهیا کنند، آنهم تنها یک هفته پس از واقعه ۱۱ سپتامبر!

بله، اگر بخواهیم منصفانه به قضیه نگاه کنیم همان زیبایی که او مدعی است جلوی پیشرفتش را گرفته بسیاری از جاها ( که البته احتمالا او دوست ندارد توجهی به آنها بکند) امکاناتی را در اختیارش گذاشته که معمولا در اختیار بسیاری از ما – افراد معمولی – قرار نمی‌گیرد.

حقیقت اینست که وقتی به سرنوشت افرادی همچون لارا لوگان و امثال او (مثلا ملکه‌های زیبایی چند سال اخیر از قبیل ماریا منونوس، امی روباک، لو پارکر و حتی سیاستمداری مانند سارا پالین) نگاه می‌کنیم در می‌یابیم که زیبایی آنها منافع بسیار زیادی برای آنها داشته که یکی از آنها شغل آنهاست. مثلا بر هیچکس پوشیده نیست که رسانه‌ها زیبایی را می‌پرستند. واضح‌ترین نمونه چنین تاثیری را می‌توان در ملیسا توریو خبرنگار و مجری خبر فرانسوی دید که اخیرا از نگاه مجله MAXIM بعنوان زیباترین مجری خبر دنیا انتخاب شد.

ملیسا توریو
ملیسا توریو

توریو قبل از اینکه به چنین شهرتی برسد یک گوینده خبر ساده اخبار صبحگاهی (آنوقتی از صبح که معمولا هیچکس برای دیدن اخبار بلند نمی‌شود مگر آنهایی که از شب قبل بیدار بوده باشند!!!) در یکی از شبکه‌های کم‌طرفدار فرانسوی بنام LCI بود. وقتی می‌گویم کم‌طرفدار یعنی واقعا کم طرفدار که نه در دنیا بلکه در خود فرانسه هم هیچکس به تماشایش نمی‌نشیند. از قضا نمی‌دانم به چه نحوی یکی از اجراهای او در یوتیوب قرار می‌گیرد و از مرز ۸۰۰ هزار بازدید می‌گذرد و اینگونه است که خانم توریو پا به دنیای سلبریتی‌ها (مشاهیر) می‌گذارد. پس از این رخداد ایشان بعنوان سردبیر برنامه‌ای بسیار پرطرفدار بنام “منطقه ممنوعه” در یکی از کانالهای بسیار پرطرفدار تبدیل می‌شود، همچنین بعنوان مجری در دو شبکه تلویزیونی دیگر نیز بکار گرفته می‌شود. آیا می‌توان پذیرفت که این موفقیت‌های شتابان شغلی ناشی از سخت‌کوشی، انعطاف پذیری و استقامت یا حتی شانس ایشان بوده است؟ من که نمی‌توانم!

البته بجز پیشرفت شغلی، مشهور بودن مزایای جانبی دیگری هم برای توریو داشته مثلا اینکه رسانه‌ها هر روز  او را به یکی از سوپراستارهای سینمای فرانسه  لینک می‌کنند و در مورد ماجراهای عاشقانه‌شان داستان‌سرایی می‌کنند. او در یکی از مصاحبه‌هایش می گوید “من هم از تعریف و تمجید خوشم می‌آید، البته اگر مردم در مورد توانایی‌های حرفه ای من صحبت کنند. این خوب است که کسی ظاهر زیبایی داشته باشد، مردم خوشحال می‌شوند و او نیز کارش را بخوبی انجام می‌دهد”.

اما از نظر گیل پولاس متخصص افراد مشهور توریو بعنوان یک خبرنگار و گوینده خبر هیچ توانایی بالقوه‌ای ندارد، با اینحال مردم از زیبایی او لذت می‌برند و همین برای موفقیت در این شغل کافیست!

حقیقت اینست که من کاملا با حرف لارا لوگان در مورد مشقت داشتن زیبایی مخالف نیستم؛ بله زیبایی هم مشقت‌های خودش را دارد اما موضوع اینجاست که اساسا جنس این مشقت‌ها با مشقت‌های افراد عادی متفاوت است مثلا یکی از دغدغه‌های جسیگا بیل اینست که کسی او را بعنوان یک بازیگر توانمند بحساب نمی‌اورد زیرا زیبایی او آنقدر فریبنده است که به افراد اجازه نمی‌دهد هنرش را ببینند. بله این یک دغدغه است ولی باید دانست اساسا دیده شدن او بواسطه همین زیبایی ظاهری است وگرنه احتمالا او اکنون در رستورانی در حال یادداشت کردن سفارش مشتری بود.

البته مزایای زیبایی فقط محدود به رسانه‌ها نمی‌شود. در پژوهش بسیار جالبی که جف بیدل و همکارانش در سال ۲۰۰۷ به انجام رساندند این نتیجه بدست آمد که افراد زیبا به ازای هر ساعت  بطور متوسط ۵ % بیش از افراد عادی و ۹ % درصد بیش از افراد زشت درآمد دارند لذا می‌توان با یک حساب سرانگشتی به این نتیجه رسید که یک فرد زیبا با شغلی معمولی بطور متوسط ۴۲ هزار دلار در ماه، یک فرد معمولی با همان شغل ۴۰ هزار دلار و یک فرد زشت ۳۶ هزار و ۴۰۰ دلار درآمد دارند.

این پژوهش همچنین نشان داد افراد زشت نسبت به افراد زیبا شانس بسیار کمتری برای ترفیع رتبه دارند. ناراحت‌کننده است، نه؟ متاسفانه به همینجا ختم نمی‌شود؛ پژوهش‌ها نشان داده در دانشگاه اساتید زیبا نمرات بالاتری از دانشجویان می‌گیرند و حتی کودکان نیز نگاه کردن به صورتهای زیبا را به صورتهای زشت ترجیح می‌دهند.

اجازه دهید یک مورد قضایی بسیار جالب در این زمینه را نیز برایتان مثال بزنم که بنظرم گفتنش خالی از لطف نیست؛

دبورا لافا معلم ۲۳ ساله و زیبای یکی از دبیرستانهای ایالت فلوریدا بود که در سال ۲۰۰۴ مشخص شد با دانش‌آموز ۱۴ ساله‌ای هم در مدرسه و هم در خانه‌اش رابطه جنسی برقرار کرده. اما به زندان انداختن زن جوان و زیبایی مثل دبورا در زندان ایالتی فلوریدا مانند انداختن تکه گوشتی در قفس ببرها بود لذا در نهایت دادگاه او را به ۳ سال حبس خانگی محکوم کرد.

حال این حکم را با حکم مری کی-لترنائو که در سال ۱۹۹۶ و در سن ۱۲ سالگی پسری زیر سن قانونی که البته الان همسرش می‌باشد را به رابطه جنسی کشانده بود مقایسه کنید؛ او به ۷ و نیم سال حبس محکوم شد. البته چهره مری چندان هم بد نیست ولی به زیبایی دبورا نمی‌رسد!

لذا براحتی می توان دریافت که حتی قانون که اصطلاحا از خرد کور (blind wisdom)” بهره می‌برد (خرد کور یعنی خردی که در برابر نژاد، سن، ملیت و جنسیت بی‌تفاوت است) نیز می‌تواند بوی زیبایی را استشمام کند!

زیبایینویسنده: جن کیم

روانشناس

منیع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهد

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از