فرزندتان ، نوه‌هایتان را درست تربیت نمی‌کند؟

پدربزرگ یا مادربزرگ شدن یکی از نقاط عطف زندگیست ولی هرچقدر به دختر و پسر و عروس و دامادتان نزدیک باشید، ممکن است عقاید شما درباره مسائل مختلفی ازجمله تربیت‌کردن فرزندان ، نوع تغذیه، وقت گذراندن در کنار خانواده و … با آنها تفاوت داشته باشد. چالش گسترده شدن خانواده برای تمام افرادی که آنقدر سن می‌کنند که ازدواج فرزندانشان را ببینند، پیش می‌آید اما در حین گسترش یافتن خانواده ممکن است تنش‌هایی بین پدر و مادران با فرزندان یا عروس و دامادها پیش بیاید که البته طبیعی است زیرا افرادی به خانواده شما وارد می‌شوند که با سیستم متفاوتی تربیت شده‌اند و همانقدر که شما خود را در فرزندتان سهیم می‌دانید، آنها نیز خود را سهیم می‌داند. لذا مهم است که پدر و مادربزرگ‌ها این چالشها را مدیدرت کنند. من در ادامه این یادداشت ۴ چالشی که از بقیه رایجتر هستند را بشما معرفی می‌کنم:

۱-توصیه‌های بیجا

وقتی فرزندتان صاحب بچه می‌شود باید بدانید او همانقدر در مورد تربیت کردن فرزندش حق دارد که شما در مورد تربیت کردن او حق دارید با این تفاوت که فرزند شما اکنون بزرگ و مستقل شده. توصیه‌های افراد باتجربه همیشه سودمند است ولی بهتر است این توصیه‌های گرانبها را تا وقتی که خودشان از شما درخواست کمک نکرده‌اند، پیش خود نگهدارید. مثلا ممکن است از نظر شما کار درست این باشد  که شیر دادن به نوزاد سر ساعت‌های مقرر انجام گیرد زیرا تجربه‌تان ثابت کرده وقتی مادر سر ساعت منظم به فرزندش شیر دهد، هم ساعت بدن نوزاد و هم ساعت بدن مادر تنظیم می‌شوند و سینه‌های مادر سر آن ساعات مقرر پر شیر می‌شوند، اما عروس یا دخترتان تصور می‌کند بهتر است هر موقع خود نوزاد خواست به او شیر دهد و شما می‌دانید این باور آشکارا غلط است. اما اگر سعی کنید این واقعیت را به آنها تحمیل کنید، تجربه گرانبهایتان تبدیل به “دخالت بیجا” می شود؛ حیف نیست؟! بهتر است اجازه دهید او خود این مسئله را بیاموزد که هم تجربه کسب کرده باشد و هم قدر تجارب شما را بداند.

۲-احترام گذاشتن به جمله “نه …ممنون”

وقتی که به دیدن خانواده فرزندتان می‌روید، به آنها بگویید اگر کمکی از دستتان بر می‌آید حاظرید انجام دهید، مثلا کمی در آشپزی کمک کنید، میز را آماده کنید یا مراقب بچه باشید تا آنها بتوانند به کارها برسند. اما اگر فرزندتان یا همسرش گفت “نه … ممنون” به این جمله آنها احترام بگذارید. مثلا شما بخوبی می‌دانید وقتی یک بچه جدید بدنیا می‌آید، فرزند قبلی کمی حسادت می‌کند زیرا احساس می‌کند این نورسیده تمام توجه و محبت پدر و مادر را تصاحب کرده است و می دانید که در چنین مواقعی پدربزرگ و مادربزرگ می‌توانند کمک زیادی کنند و فقدان محبت را در آن کودک از بین ببرند. اما اجازه دهید آنها خودشان این را بخواهند درغیر اینصورت کمک به این بزرگی براحتی می‌تواند “فضولی و فتنه گری” قلمداد شود.

۳-فرضیاتی که راجع به نقش های جنسیتی وجود دارند

وقتی که نوه‌ها بزرگ می‌شوند یک مسئله جدید بین والدین و پدر و مادربزرگ‌ها پیدا می‌شود. این تعارض “قوانین نانوشته درباره رفتارهایی است که از کودکان با جنسیت‌های متفاوت انتظار می‌رود” مثلا ممکن است از اینکه پسر یا دخترتان برای دخترش دوچرخه خریده یا دخترش را در کلاس بوکس ثبت‌نام کرده و یا اجازه داده پسرش موهای بلندی داشته باشد و تیشرت‌های صورتی و نارنجی بپوشد کمی شوکه شوید. بله این مسئله سخت است اما نسل‌های مختلف فرهنگ های مختلفی دارند. سعی کنید نوه‌هایتان را همانطور که هستند دوست بدارید وگر براحتی با انگ ” افکار قدیمی” شما را کنار می‌گذارند. در ضمن این را هم بدانید که بعضی خصایص (همچون لطیف بودن در دختران و عملگرا بودن در پسران) ذاتی هستند و نوه‌هایتان دیر یا زود به اقتضای ذاتی‌شان بازگشت خواهند کرد، پس نگران آنها نباشید.

۴-به قوانینی که فرزندتان برای کودکانش گذاشته احترام بگذارید

اگر فرزندتان برای فرزندانش قوانینی گذاشته و این قوانین باب میل شما نیستند، نیازی نیست آنها را بپذیرید اما لازم است به آنها احترام بگذارید و وقتی به دیدن آنها می‌روید در رابطه با نوه‌هایتان تا جای ممکن این قوانین را رعایت کنید. اما اگر آنها به خانه شما آمدند به آنها یادآوری کنید که اینجا خانه شماست و قوانین شما در اینجا حاکمند. مثلا اگر فرزندتان کودکش را از دویدن در خانه منع کرده به فرزندتان بگویید لازم نیست کودک در خانه شما این قانون را رعایت کند. وقتی این مسئله کاملا روشن باشد اولاً اعتماد بین شما و فرزندان و همسرانشان افزایش می‌یابد و ثانیاً موجب محبوبیت شما نزد نوه‌ها نیز می‌شود زیرا شما (ولو برای زمانی کوتاه) آنها را از شر قوانین دست و پاگیر والدین راحت کرده‌اید. ولی فراموش نکنید قوانین شما هنوز پابرجا هستند مثلا کودک باید قبل از خواب حتما یک لیوان شیر بخورد.

در نهایت باید گفت؛ درست است که تجربه شما در فرزندداری از تجربه فرزندتان بیشتر است اما یادتان باشد هیچکس کامل نیست و هیچوقت برای یادگیری دیر نیست، چه بسا فرزندتان بتواند نکات مثبتی در زمینه فرزندداری به شما بیاموزد!

فرزندتان

نویسنده: دکتر روبرتا سیتو

استاد بازنشسته روانشناسی از کالج بروکلین

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از
RSS
Follow by Email
Facebook
LinkedIn