قضاوتهای اشتباه از کجا نشات می‌گیرند؟

وقتی برای اولین بار کسی را می‌بینیم بسرعت در مورد او قضاوتهایی می‌کنیم. این قضاوتها به احتمال زیاد اشتباه هستند اما ممکن است ما در همان وهله اول بر اساس همین قضاوتهای اولیه، تصمیماتی بگیریم که به ضرر ما باشند. مثلا روز اولی که وارد دانشگاه می‌شویم می‌بینیم یکی از همکلاسی‌ها قیافه خیلی خشنی دارد و بر همین اساس اینگونه قضاوت می‌کنیم که او فرد درسخوانی نیست و احتمالا دنبال دردسر می‌گردد پس تاجائیکه می‌توانیم از او فاصله می‌گیریم اما وقتی بیشتر او را شناختیم متوجه می‌شویم او فرد بسیار منظم، مودب و با برنامه‌ایست و در ضمن شاگرد اول دانشگاه نیز هست. اما آن پسری که چهره معصومی دارد و ما در ابتدا فکر می‌کردید حتما شاگرد اول کلاس خواهد شد و به همین خاطر تمام تلاشمان را کردیم که با او همخوابگاهی شویم فرد بدجنس، درس‌نخوان و نامنظمی در‌می‌آید. آنجاست که از تصمیم‌گیری بر اساس قضاوتهای اولیه‌مان احساس پشیمانی خواهیم کرد.

اما نمی توان گفت باید بر خلاف قضاوتهای اولیه عمل کرد زیرا این قضاوت‌ها گاهی درست هستند. مثلا شما در جلسه اول درس با دیدن استاد احساس کردید او فرد جدی و سخت‌گیری است پس از مزه‌پراکنی بر سر کلاسش خودداری کردید و لذا از گزند تنبیهات او نیز در امان ماندید.

می‌توان نتیجه گرفت بجای اینکه تصمیمات ناشی از قضاوتهای خود را دستکاری کنیم بهتر است اساسا خود قضاوتها را بشناسیم و بدانیم قضاوتهای اشتباه از کجا نشات می گیرد.

قضاوتهای اشتباه از کجا نشات می گیرند؟

معمولا قضاوتهای ما تحت تاثیر ۳ عامل به اشتباه کشیده می‌شوند:

۱-پیشگویی خودکامبخش (Self-Fulfilling Prophecy)

پیشگویی خودکامبخش اشاره به شرایطی دارد که در آن یک باور اشتباه فرد را وادار به انجام رفتارهایی می‌کند که در نهایت همان رفتارها آن پیشگویی را به حقیقت مبدل می‌کنند. برای مثال؛ جو یک گارسون رستوران است. او می خواهد تا جای ممکن انعام دریافتی‌اش را بیشتر کند لذا پس از مشاهدات اندکی این باور می‌رسد (فرضیه)؛ افراد شیک‌پوشتر انعام بیشتری می‌دهند و آنهایی که لباس‌های زیاد شیکی نپوشیده‌اند انعام خوبی نمی‌دهند. لذا او بر اساس این باور تصمیم می‌گیرد به مشتریان شیک‌پوش رستوران سرویس بهتری بدهد و این تصمیم را اجرا می‌کند. نتیجه اینست که افراد شیک پوش انعام بهتری به او می‌دهند اما این مسئله ناشی از درست بودن فرضیه او نیست بلکه ناشی از پدیده “پیشگویی خودکامبخش” است. در حقیقت انعام بیشتری که افراد شیک‌پوش پرداخت می‌کنند بخاطر سرویس بهتری است که دریافت کرده‌اند و چه بسا اگر افرادی که لباسهای ساده‌تر دارند هم سرویس خوبی دریافت می‌کردند، انعام خوبی می‌دادند.

حال اگر از شما بپرسم”اگر هنگام شروع به کاری انتظار شکست داشته باشی، چه اتفاقی می‌افتد؟” چه پاسخی به من می دهید؟ بر اساس شناختی که من از این پدیده دارم اگر در هنگام شروع کاری انتظار شکست داشته باشیم طوری عمل می‌کنیم که در نهایت به شکست منتهی می‌شود.

۲-انتقال

آیا می‌دانستید وقتی با فردی غریبه روبرو می‌شویم که شبیه شخصی آشناست، همان احساسی که به آن شخص آشنا داریم به فرد غریبه هم پیدا می‌کنیم؟ مثلا اگر با فردی روبرو شوید که شبیه پدرتان باشد ناخودآگاه به او احترام می‌گذارید و اگر با زنی روبرو شوید که شبیه دوست دختر سابقتان است به او احساس محبت می‌کنید. شباهت عامل تحریک‌کننده پدیده انتقال است. شاید تصور کنید این پدیده تنها هنگامی رخ می‌دهد که با فردی کاملا شبیه به یکی از افرادی که می‌شناسیم، روبرو شویم. اما بد نیست بدانید این پدیده در تمام قضاوتهای ما در مورد افراد جدید تاثیر می‌گذارد. درست است که اگر شباهت زیاد باشد انتقال بسیار قوی خواهد بود اما حتی شباهت‌های جزئی مانند بوی عطر، رنگ لباس، حالت نشستن، لهجه و … نیز تا حدودی قضاوتهای ما در مورد آن شخص را تحت تاثیر قرار می‌دهد. مثلا وقتی با خانمی روبرو می‌شوید که شبیه زنی است که یکبار دل شما شکسته ناخودآگاه لحن کلامتان کنایه‌دار می‌شود. انتقال خارج از آگاهی ما رخ می‌دهد بهمین خاطر معمولا خودمان متوجه آن نمی‌شویم.

۳-انتظارات

فکر کنید یکروز یکی از دوستانتان بشما بگوید “انقدر غذای چرب نخور، کبدت چرب می‌شود”، چقدر به توصیه او عمل می‌کنید؟ حال اگر پیش یک پزشک متخصص بروید و او به شما بگوید “غذای چرب نخور زیرا کبدت چرب می‌شود” چه؟ مسلما ما حرف پزشک را بسیار جدی‌تر می‌گیریم و احتمالا به آن عمل می‌کنیم. زیرا ما از یک پزشک انتظار شنیدن این حرف را داریم.

انتظارات نوعی سوگیری ذهنی هستند که دیدگاه افراد نسبت به رخدادهای آینده را تحت تاثیر قرار می‌دهند مثلا اگر دوستتان فیلمی را تماشا کند و به شما بگوید آن فیلم خیلی سرگرم‌کننده بود، شما نیز پس از تماشای این فیلم بسیار سرگرم خواهید شد. به همین نحو وقتی انتظار داشته باشیم شخصی آدم ناخوشایندی باشد حتی حرفهای معمولی او نیز در نظرمان ناخوشایند خواهد بود.

پژوهشگران در آزمایش جالبی از چند مشروبخوار قهار خواستند کیفیت دو نوع شراب را با هم مقایسه کنند. این شرابها در واقع از یک نوع بودند و حتی از یک شیشه ریخته شده بودند اما روی یکی از آنها قیمت بسیار بالایی زده شده بود و روی دومی قیمت واقعی. جالب اینکه بیشتر این مشروبخواران از کیفیت شراب به ظاهر گرانقیمت اظهار رضایت کردند و آن را بهتر از شراب با قمیت معمولی دانستند و از آن جالبتر اینکه اسکن مغزی آنها نیز نشان می‌داد آنها واقعا از خوردن شرابی که تصور می‌کردند گرانتر است لذت بیشتری می‌بردند. همه اینها به چه دلیل رخ می داد؟ به این دلیل که آنها انتظار داشتند شرابی که گفته می‌شد گرانتر است کیفیت بالاتری داشته باشد.

این پدیده در اعتیاد نیز بسیار پر رنگ است. بدن معتادان مدتی پس از مصرف مواد به آن مقاوم می‌شود و دیگر لذتی احساس نمی‌کنند اما از آنجائیکه بواسطه تجارب لذتبخش قبلی‌شان از اعتیاد، پس از مصرف مواد انتظار لذت دارند، واقعا پس از مصرف مواد احساس لذت می‌کنند.

قضاوتهاینویسنده: دکتر شهرام حشمت

استادیار بازنشسته دانشگاه ایلینویز

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهد

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از