یک مهارت ضروری برای شاد بودن که کسی به شما نمی آموزد

تابحال کتاب ها و مقالات زیادی درباره ” چگونه شاد بودن ” منتشر شده اند. بیشتر این نوشته ها بما می آموزند چگونه به شادی برسیم و چگونه شاد زندگی کنیم. اما تابحال کسی بما نیاموخته چگونه از شادی لذت ببریم. بله، مهارت لذت بردن از شادی یک مهارت ضروری است وگرنه شاد بودن به چه درد می خورد؟

یک نکته که شاید خیلی ها در مورد شاد بودن ندانند اینست که ” شاد بودن” ما را مضطرب می کند. بهمین خاطر ما همیشه در راه رسیدن به شادی تلاش می کنیم ولی وقتی به آن می رسیم متوقف می شویم. می دانید چرا؟ چون همه ما بنحوی باور داریم پشت هر شادی، غمی نهفته است. این باور غلطی نیست زیرا شادی قله ایست که در مقابل آن معمولی بودن هم کمی غمگین بنظر می رسد لذا غمگین بودن نقطه مقابل شاد بودن نیست، هر آنچه که شادی نیست، غم است؛ پس شادی شکننده است، شکننده تر از آن که بتوان به آن دل بست یا اعتماد کرد.

لذا ما در راه لذت بردن از شادی بارها و بارها، حتی بدون اینکه متوجه باشیم قدم پس می گذاریم یا بر می گردیم. آیا برایتان پیش آمده باشد که وقتی برای موفقیت در کاری احساس غرور کرده اید بلافاصله به خودتان نهیب زده باشید و احساستان را کنترل کرده باشید؟ همه همینطوریم.

کارل یونگ – یکی از بزرگترین روان شناسان تاریخ – بیماری روانی را ناشی از پس زدن رنج ها می دانست ولی این نیمی از حقیقت است. زیرا تجربه من نشان داده نیمی از بیماری های روانی ناشی از پس زدن شادی هاست.

چه باید بکنیم؟

شادی سنگرهای محکمی که ما از روزمرگی برای خود ساخته ایم را به لرزه در می آورد. ما می توانیم شادی را برای لحظات کوتاهی تحمل کنیم ولی بعد از آن ما دوباره به همان سنگر آشنای خودمان می شتابیم. حتی میل خروشان لذت طلبی ما نیز ماسکی برای سرپوش گذاشتن بر این روزمرگی است. بخشی از این تقصیر به گردن روان شناسان است:

ما روان شناسان آموزشهای خوبی برای حل مشکلات و بدحالی ها دیده ایم ولی آموزش ندیده ایم چگونه به مراجعان بیاموزیم شاد باشند. ما فقط آموزش دیده ایم حال بیمار را از بد به معمولی تغییر دهیم و با این باور خوش خیالانه سر کنیم که اگر بیمار از بدحالی به معمولی بودن رسید، خودش مسیر معمولی بودن تا شاد بودن را طی می کند ولی اینطور نیست. ما آنقدر معمولی بودن را بزرگ کرده ایم که بیماران می ترسند شاد باشند. شادی مثل غم نیست که همه جا فراوان و رایگان در اختیارمان باشد. شاد بودن همچون عضله ایست که باید رشد داده شود و مهارتی است که باید آموخته شود. پس باید تمرین کنیم تا روزبروز بتوانیم بیشتر شادی را نگاه داریم.

تمرینی که در زیر برایتان توضیح می دهم یک تمرین ۲ دقیقه ایست که به شما کمک می کند چگونه از شاد بودن خود لذت ببرید. در مورد این تمرین فقط یک جمله می توانم بگویم؛ در طول سالها آموزش مدیتیشن و خودآگاهی، این ساده ترین و لذت بخش ترین تمرینی است که تابحال با آن روبرو شده ام؛

از این پس در طول زندگی تان هرگاه شاد بودید،احساس آرامش کردید، یا از چیزی لذت بردید، آن را به راحتی رها نکنید تا دنباله کارهای روزمره را بگیرید. هر بار سعی کنید این احساس خوب را ۳۰ ثانیه بیشتر حفظ کنید. آن را معطل کنید و اجازه دهید امواجش تمام وجودتان را فرا گیرد و طعم آن را بچشید. وقتی امواج این احساس خوب خود بخود فروکش کرد می توانید به دنبال کارتان بروید. می توانید این تمرین را با خیلی از لذت های کوچک زندگی انجام دهید؛ طعم خوش قهوه صبحگاهی، سلام و احوال پرسی یک همسایه خوشرو یا حتی دیدن یک گل زیبا در پارک کنار خیابان.

نکته مهم اینست که هرگز شاد بودن را بخاطر کارهای روزمره قطع نکنید.

ویلیام بلک می گوید:

سعی کنید همیشه آنقدر فضا در اختیار داشته باشید که بتوانید پرتوی عشق را ببینید

می توان همین توصیه را در مورد شادی نیز بکار برد؛ آنقدر زمان برای خودتان باقی بگذارید تا بتوانید پرتوهای شادی را لمش کنید.

تمرینی که برایتان شرح دادم را هر گاه دوست داشتید انجام دهید. بعد از مدتی متوجه می شوید ظرفیت شاد بودنتان افزایش پیدا کرده و آنگاه است که در می یابید زندگی چقدر زیباتر از آن چیزی است که تا بحال تصور می کرده اید.

نویسنده: کن پیج

مددکار اجتماعی

شاد بودن

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

2
دیدگاه بگذارید

avatar
2 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
0 Comment authors
Recent comment authors
  وارد شدن  
آگاه ساختن از
trackback

[…] Source link […]

trackback

[…] ما دیگران است. ما نگران رابطه با دیگران هستیم زیرا شادی ما در گرو رابطه با دیگران است. زیرا پژوهش‌ها نشان داده […]