نارضایتی شغلی : از شغلم متنفرم ، چه باید بکنم؟

اوضاع اقتصادی جهان در سالهای اخیر به گونه ای پیش رفته که روزگار بر بسیاری از مردم تنگ آمده است و بعید است بهمین زودی‌ها نیز درست شود. یکی از تبعات این وضع اینست که بسیاری از افرادی به کاری مشغولند که از آن متنفرند یا حداقل علاقه‌ای به آن ندارند و اگر شرایط اقتصادی مناسب بود حتی یک دقیقه هم حاظر نبودند آن را ادامه دهند. در روانشناسی به این پدیده ” نارضایتی شغلی ” گفته می‌شود و تلویحا به این معناست که جبر زمانه شغل ما را تعیین کند.

اما سوال اینجاست که اگر از کارمان خوشنود نباشیم و از طرفی نتوانیم از آن استعفا بدهیم چه باید بکنیم؟

ابتدا اجازه دهید این نکته را بگویم که شما تنها کسی نیستید که از این مسئله ناراحت است؛ همکاران، خانواده و دوستان شما نیز از این وضعیت شما در رنجند و دوست دارند این وضعیت هر چه زودتر برای شما خاتمه یابد زیرا دیگر دوست ندارند قیافه عبوس شما سر صبح و بهانه‌گیری‌هایتان در طول روز را تحمل کنند.

علت نارضایتی شغلی چیست؟

نارضایتی شغلی دو دلیل عمده دارد: ۱-دلایلی که در اختیار ماست ۲-دلایلی که از اختیار ما خارج است.

اما اجازه دهید بجای توضیح دادن این علل، روش ۱۰ گام برای کاهش نارضایتی شغلی را برایتان شرح دهم که توضیح این علل نیز در خلال آن وجود دارد:

۱-علل را دریابید

یک برگه کاغذ بردارید و آن را با خطی به دو قسمت (علل و راهکارها) تقسیم کنید. در قسمت علل تمام دلایلی را که منجر به نارضایتی شغلی شما شده بنویسید. یادتان باشد که در نوشتن علل، هرگز خود را محدود نکنید و هرچه بنظرتان می‌تواند در این مسئله دخیل باشد را بنویسید، حتی کوچکترین مسائل. بعنوان نمونه یک لیست از علل نارضایتی شغلی می‌تواند این باشد:

-درآمدم کم است.

-این شغل جایگاه خوبی در جامعه ندارد.

-محیط کارم شلوغ و پر سر و صداست.

-ساعت کاری‌ام طولانی است.

-همکارنم افراد بهانه‌گیری هستند (همکارانم خوب نیستند).

-صندلی‌ام راحت نیست.

-و …

حال بسراغ راهکارها بروید. در این قسمت سعی کنید حدالمقدور راهکارهایی عینی و رفتاری ارائه دهید. همانطور که می‌بینید برای بعضی از علل (مثلا ” این شغل جایگاه خوبی در جامعه ندارد”) نمی توانید راهکاری ارائه کنید زیرا اساسا راهکار آن بدست شما نیست. این مورد از آندسته عللی است که در اختیار شما نیست و بالعکس می‌بینید که برای بعضی از علل راهکارهای ساده و خلاقانه‌ای وجود دارد مثلا برای علت “راحت نبودن صندلی” راهکار ساده‌ای همچون تعویض صندلی یا گذاشتن بالشتک و … وجود دارد. همچنین می‌توانید شغلتان را بنحوی برنامه‌ریزی کنید که اگر ساعات کارتان طولانی است در بین آن، فرصت استراحت و خوردن یک میان‌وعده بوجود بیاید. فراموش نکنید که تقریبا نیمی از علل نارضایتی شغلی توسط خود ما و با کمی خلاقیت قابل رفع است و بهمین راحتی توانسته‌اید نیمی از مشکل را حل کنید. اما در مورد عللی که در اختیار ما نیست چه باید بکنیم؟ گام دوم را اجرا کنید:

۲- بدانید کنترل شادی دست خود ماست.

شاید برایتان جالب باشد که بدانید پژوهش‌ها نشان داده اگر ما تصمیم بگیریم شاد باشیم، شاد می‌شویم. لذا از همین الان تصمیم بگیرید نگرشتان را به شغلتان تغییر دهید و پس از آن خواهید دید این تغییر نگرش چه تاثیری بر کاهش نارضایتی شغلی‌تان خواهد گذاشت. شما بخوبی می‌دانید شغلتان چقدر افتضاح است اما لطفا پشت همان کاغذی که در مرحله اول استفاده کردید ستونی بکشید و اینبار سعی کنید نقاط مثبت شغلتان را در آن یادداشت کنید. آیا نقطه مثبتی وجود ندارد؟!

۳-تاثیر شادی‌های کوچک.

در پایش جالبی که اخیرا در رابطه با نارضایتی شغلی انجام گرفت این نتیجه بدست آمد؛ حتی کسانی که بالاترین میزان نارضایتی شغلی را دارند اعلام کرده‌اند در طول یک روز کاری تقریبا از ۳۳ % وقت خود لذت می برند. شادی های کوچک می‌تواند شامل شوخی با همکاران، احساس ارزشمندی از حل مشکل یک شخص یا تولید یک شی، لذت بردن از تماشای طولانی یک معشوقه پنهانی و … باشد. نکته مهم اینجاست که هیچ لزومی ندارد شما به همین شادی‌های اتفاقی بسنده کنید؛ می توانید با افزایش و تنوع دادن به این شادی‌های کوچک در محیط کار رضایت شغلی خود را بالا ببرید، در شغل شما چه شادی‌های کوچکی می‌توان ساخت؟ خلاقیت بخرج دهید!

۴-در مورد چیزهایی که تحت کنترل شماست و تاثیراتی که می‌گذارید فکر کنید.

فکر کردن دائمی به چیزهایی که تحت کنترل شما نیست یا چیزهایی که شما قادر به تغییر آنها نیستید تنها به بدتر بنظر رسیدن اوضاع دامن می‌زند. بنظرتان فکر کردن به این مسائل سودی دارد؟ سعی کنید بجای فکر کردن راجع به کارهایی که “نمی‌توانید” انجام دهید به آنهایی فکر کنید که “می‌توانید” انجام دهید.

۵-بخود یادآوری کنید چرا هنوز هم به انجام اینکار مشغولید.

چرا هنوز به انجام کاری که از آن تنفر دارید مشغولید؟ ۹۹ % درصد مردم برای پول اینکار را می‌کنند. اگر شما نیز تنها بخاطر کسب درآمد برای تامین مایحتاج خانواده‌تان به این کار ادامه می‌دهید عکسی از همسر و فرزندانتان را جلوی چشمانتان بگذارید تا پیوسته بشما یادآوری شود بخاطر چه کسانی دارید به شغلی می‌پردازید که به آن علاقه‌ای ندارید.

۶-تنوع ایجاد کنید.

آیا کارتان تکراری است و یکنواخت است؟ اگر چنین است و شما هر روز باید کاری یکنواخت را انجام دهید، سعی کنید چندوقت یکبار در آن تنوع ایجاد کنید مثلا کارها را به شیوه‌ای متفاوت انجام دهید یا رویه را برعکس کنید، البته حواستان باشد که در نتیجه تغییری بوجود نیاورید (تغییری که به کارتان صدمه بزند). می‌دانم گفتن این حرف کمی کلیشه‌ای بنظر می‌رسد ولی به این فکر کنید که چه اثرمندی داشته که تبدیل به کلیشه شده!

۷-انسانها، روابط … :

هرچقدر روابط انسانی در شغلی قوی‌تر و پررنگ‌تر باشد، نارضایتی شغلی کاهش می‌یابد لذا سعی کنید هرچه بیشتر با همکارانتان روابط عاطفی صمیمی‌تری ایجاد کنید. سعی کنید در طول روز هر چه بیشتر با آنها حرف بزنید. اگر اینکار به شغلتان صدمه نزند و بتوانید آنرا بصورت مستمر ادامه دهید نتیجه‌ای که حاصل می‌کنید در حد یک معجزه خواهد بود.

۸-مقایسه ممنوع!

دوست دارم به شما اطمینان دهم که یک عامل کلی نارضایتی شغلی مقایسه است. مقایسه به تنهایی یک عامل بحساب نمی‌آید بلکه به تمام عوامل دیگر نارضایتی شغلی شدت می‌بخشد. وقتی ما خود را با افرادی با مشاغل بالاتر (جایگاه اجتماعی، درآمد و …) مقایسه کنیم هیچ نتیجه‌ای جز دلزدگی و ناراحتی حاصلمان نمی‌شود. حتی مقایسه کردن خودمان با افرادی که شرایط بدتری از ما دارند نیز اثر خوبی ندارد. اساسا “قیاس” کار درستی نیست پس مقایسه را کنار بگذارید و ببینید از آن پس چقدر راضی‌تر خواهید بود.

۹-در مورد کار با کسی صحبت کنید.

بعد از کار سعی کنید درباره ماجراهایی که در طول روز برایتان رخ داده با کسی صحبت کنید؛ دوستان، همسر، فرزندان و … از جمله افرادی هستند که می‌توانید این رخدادها را برای آنها تعریف کنید. وقتی تصمیم به اینکار بگیرید عمدا آن بخش‌هایی را تعریف می‌کنید که مفرح و جالب است و پس از گذشت مدتی همین رخدادهاست که در ذهن شما می‌ماند؛ مجموعه‌ای از حوادث جالب! و لذا قضاوتی که بر اساس این خاطرات شکل می‌گیرند قضاوت به مراتب بهتری خواهند بود و پس از مدتی احساس می‌کنید این شغل آنقدرها هم که قبلا فکر می‌کردید بد نبوده است.

۱۰-به تغییر امید داشته باشید.

با تمام اینکارها به تغییر امیدوار باشید. یادتان باشد امید تنها سلاحی است که تا اندکی قبل از مرگ همراه انسان می‌ماند! پس امیدتان به خوب شدن شرایط و خوش آمدن از کار فعلی را از دست ندهید.

نارضایتی شغلینویسنده: جسیکا پرایس-جونز

مدیر موسسه iOPener و مشاور مدیریت

منبع: PSYCHOLOGY TODAY
مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهد

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از