نام های اشیا از کجا می‌آیند؟

اگر یک گل رز را با نام دیگری بخوانیم باز هم خواهد بویید …

این یکی از جملات عمیقی است که شکسپیر در نمایشنامه رومئو و ژولیت از زبان ژولیت بیرون می‌کشد. شکسپیر قصد دارد با این جمله بگوید: نام‌هایی که ما به اشیا و پدیده‌ها نسبت می‌دهیم کاملا اختیاری و قراردادی است و آنطور که ژولیت می‌گوید؛ نامها ماهیت اشیا را تغییر نمی‌دهند.

یگ گل رز یک گل رز است به اینخاطر که ما باهم قرار گرده‌ایم آن را گل رز بنامیم و اگر توافق می کردیم که آن را چیز دیگری بنامیم باز هم فرقی نمی‌کرد، گل رز همان گل رز بود و فقط اسمش عوض می‌شد.

اما آیا واقعا قضیه از این قرار است؟ بین ماهیت اشیا و اسم‌هایشان ارتباطی وجود ندارد؟ یا حداقل بین تجربه‌ای که ما با آن اشیا داریم و اسم‌هایشان ارتباطی وجود ندارد؟

یک دیدگاه علمی وجود دارد که با این نظر شکسپیر مخالف است، این دیدگاه “فونوسمنتیکس (نمادهای آوایی)” نام دارد. پژوهش‌های حوزه فونوسمنتیک نشان می‌دهد مغز انسان تحت تاثیر ویژگی‌های شکلی ” اشیا”  در مورد ویژگی‌های آوایی “نام آن اشیا” دچار سوگیری می‌شود. برای مثال بیشتر کودکان ۲٫۵ ساله ترجیح می‌دهند اشیای گرد را با کلمات بی‌معنایی در وزن ” مالوما (MALUMA )” یا ” بووبا (bouba)” بنامند و برای نامیدن اشکال تیز و زاویه‌دار از لغاتی همچون “تاکته” یا “کیکی” استفاده کنند. یعنی کودکان اشیای گرد را با کلمات   اصطلاحا گرد و چیزهای تیز را با کلمات تیز و دندانه دار می‌نامند.

پژوهشگران معتقدند علاوه بر اشکل اشیا، اندازه آنها نیز در انتخاب کلمه‌ای که افراد برای نام بردن آنها استفاده می‌کنند تاثیر دارد مثلا وقتی به افراد این حق انتخاب داده شد که برای نامیدن یک شیء بزرگ از بین کلمه “میل(mil)” یا “مال(mal)” یک کدام را انتخاب کنند بیشتر آنها کلمه “مال” را انتخاب کردند. گویا حرف کشیده”آ” در “مال” آن را برای نامیدن اشیای بزرگتر مناسبتر می‌کند.

با اینحال ارتباط بین شکل آوایی یک کلمه با معنای آن کلمه حتی از اینهم عمیقتر است: تحقیقات بین‌فرهنگی نشان می‌دهد افرادی که در حال یادگیری یک زبان خارجی هستند می‌توانند با تقریب بسیار خوبی معنای کلمات آن زبان خارجی را بر اساس شاکله آوایی‌شان تشخیص دهند. این مسئله باعث شده بسیاری از اندیشمندان از جمله دکتر وانیا کوویچ از دانشگاه ملی صربستان به این نتیجه برسند که “اساسا خود زبان از ارتباط بین معنا و آوا نشات گرفته باشد و این ارتباطات احتمالا جهانی هستند”.

پژوهشگران برای روشن‌تر شدن این موضوع دست به آزمایش جالبی زدند. آنها در مرحله اول آزمایش دو شکل که شامل یک شکل متشکل از اجزای گرد و یک شکل متشکل از اجزای تیز و زاویه‌دار بود را به افراد مختلفی نشان دادند و از آنها خواستند از بین دو اسم “مت(mot)” و “ریف(riff)” هر نام را به شی مناسب نسبت دهند و طبق انتظار بیشتر افراد شی گردتر را “مت” و شی زاویه‌دار تر را “ریف” نامیدند. در مرحله دوم آزمایش پژوهشگران از عده‌ای خواستند اشیای تیز و دندانه دارتر را “مت” و اشیای زاویه‌دارتر را “ریف” بنامند و از عده‌ی دیگری خواستند بر طبق روال اشیای گرد را “مت” و اشیای زاویه‌دار را “ریف” بنامند. سپس به هر دو گروه از افراد ۱۶۰ عکس که شامل دو شکل که یکی گرد و دیگری زاویه‌دار بود نشان دادند و از آنها خواستند آنها را نامگذاری کنند. جالب اینکه در انتهای آزمایش افرادی که مطابق با دیدگاه نمادهای آوایی اشیای گردتر را با اسامی گردتر نامیده بودند اینکار را بسیار سریعتر از افرادی که قرار بود اشیای تیز و زاویه دار را با اسامی گرد بنامند، انجام می‌دادند لذا می‌توان اینچنین نتیجه گرفت که افراد صرفنظر از اینکه چه چیزی یادگرفته باشند، اسامی که با دیدگاه نمادهای آوایی هماهنگ است را راحتتر یاد می‌گیرند. حتی تصاویر مغزی این افراد هم نشان می‌داد مغز به اسامی متناسب با دیدگاه نمادهای آوایی سریعتر پاسخ می‌دهد.

این پژوهش تلویحات مهمی برای زندگی ما انسانها دارد:

۱-یکی از از تلویحات جانبی اینست که ؛ همیشه حق با فلاسفه بزرگ نیست!

۲-در پاسخ به این سوال که ” نامها از کجا می‌آیند؟ ” می‌توان گفت : نام اشیا از شکل اشیا نشات می‌گیرند یعنی اگر ما گل رز را گل رز (و نه مثلا پنکه یا کفش) می‌نامیم، تنها یک قرارداد اجتماعی نیست.

۳-اگر شکل آوایی نامها با ماهیت اشیا هماهنگ باشد راحتتر در ذهن می‌ماند، این مسئله در مورد انسانها نیز صدق می‌کند، آیا تابحال به افرادی برخورد کرده‌اید که اسمشان در ذهن نمی‌ماند؟ این مسئله به این دلیل است که نام آنها از نظر دیدگاه نمادهای آوایی با ماهیتشان هماهنگ انتخاب نشده.

۴-آیا تابحال با افرادی که اسمشان به قیافه‌شان نمی‌خورد برخورد کرده‌اید؟! بهتر است قبل از اینکه نام بازیگر یا الهه باستانی مورد علاقه‌تان را روی کودکتان بگذارید کمی به چهره او نگاه کنید و فکر کنید چه اسمی بیشتر به او می‌آید.

منابع:

Kovic, Vanja. (2010-01) The shape of words in the brain. Cognition, 114(1), 19-28. DOI: ۱۰٫۱۰۱۶/j.cognition.2009.08.016

نام

 

نویسنده: دکتر دانیل آر. هاوس

روانشناس اجتماعی

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم:حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهد

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از