چرا بعضی کودکان بی‌دلیل دروغ می‌گویند؟

هنری که کودکی ۸ ساله است، تقریبا همیشه در مورد همه چیز دروغ می‌گوید و این دروغگویی مادرش سوفی را خیلی عصبانی کرده. البته بیشتر این عصبانیت بخاطر اینست که خیلی از مواقع دلیل دروغگویی هنری را درک نمی‌کند. دلیل بعضی از دروغها قابل درک است. مثلا وقتی سوفی از هنری می‌پرسد “کی بستنی توی یخچال رو ناخونک زده؟” هنری می‌گوید ” بخدا من نبودم” اما هنری گاهی دروغ‌هایی می‌گوید که هیچ دلیلی ندارد مثلا می‌گوید “امروز هوا آفتابی بود” در حالیکه آشکارا اینچنین نیست یا ” ۲ بعلاوه ۲ می‌شود ۵″ و اینگونه روغهاست که سوفی را می‌آزارد. او می‌گوید” البته منظورم این نیست که آرزو کنم ای کاش هنری دروغگوی خوبی بود. اما چه دلیلی دارد بگوید هوا آفتابی است در حالیکه قطرات باران بوضوح روی پنجره می‌خورد. من می‌دانم هر بچه ۸ ساله‌ای می‌داند ۲ بعلاوه ۲ چهار می‌شود. چیزی که مرا گیج و عصبی کرده اینست که چرا هنری دروغهایی بی‌دلیل و به این وضوح می‌گوید؟!”

دروغ گفتن در سن کودکی کاملا طبیعیست (البته طبیعی به معنای خوب بودن نیست، منظور اینست که همه کودکان دروغ می‌گویند). دروغگویی در کودکان از ۳ نوع است:

۱-دروغ سالم (خالی‌بندی): این دروغگویی از سنین بسیار پایین مثلا ۲ سالگی آغاز می‌شود و حدود ۱۲ سالگی به اوج می‌رسد. این دورغها از آن جهت سالم خوانده می‌شوند که باعث بکار افتادن قوه تخیل و خیالپردازی کودکان می‌شود مثلا وقتی کودک ۴ ساله‌ای عنوان می‌کند عروسکش با او حرف می‌زند.

۲-دروغ سفید(دروغ مصلحتی): به دروغ‌هایی گفته می‌شود که به سود فرد دیگری است یا از آسیب دیدن فرد دیگری جلوگیری می‌کند. این نوع دروغگویی از ۶ سالگی شروع می‌شود. مثلا کودکی که معلم از او می‌پرسد چه کسی تخته را خط‌خطی کرده ولی او می‌گوید “نمی‌دانم … من در کلاس نبودم” در حالیکه می‌داند چه کسی اینکار را کرده.

۳-دروغ خودمحور: اما بیشتر دروغهایی که کودکان (و البته بزرگترها) می‌گویند بیشتر در جهت منافع خودشان است؛ مثلا اینکه از تنبیه یا دردسر بگریزند، در نظر دیگران خود را بهتر نشان دهند یا چیزی را بدست بیاورند. این نوع دروغگویی معمولا از سن ۳ سالگی شروع می‌شود مثلا وقتی مادر از کودکش می‌پرسد “چه کسی غذا را روی فرش ریخته؟” کودک می‌گوید “من نریختم …. یا …. فلانی ریخته” و کودکی ۱۰ ساله که از ریاضیات خوشش نمی‌آید به دروغ به مادرش می‌گوید که تکالیف ریاضی‌اش را انجام داده یا اصلا امروز معلم هیچ تکلیفی را مشخص نکرده.

این نوع دروغگویی مخصوصا در پسران و مخصوصا هنگامی که شیطنت یا خرابکاری از آنها سر زده باشد، بسیار رایج است. مثلا بابی که یک پسر ۷ ساله است همواره دوست داشت بداند اگر در خانه یک توپ تنیس را به در و دیوار بزند چه می‌شود بهمین خاطر در اولین فرصت که پدر و مادرش در منزل نبودند به پرستارش گفت “مامانم گفته اینکارو بکن” و آنقدر با اطمینان این جمله را بیان کرد که پرستارش این حرف را باور کرد. وقتی مادر بابی به خانه بازگشت دید که شیشه در پارکینگ شکسته!

این مثال نمونه‌ای از کودکی است که برای بدست آوردن چیز دلخواهش دروغ می‌گوید اما کودکانی مثل هنری که بی دلیل دروغ می‌گویند (بی‌دلیل از این جهت که از آن دروغ چیزی عایدشان نمی‌شود) دلیل دیگری دارند؛

پژوهش‌ها نشان داده کودکانی که از لحاظ شناختی قوی‌تر هستند بیشتر دروغ می‌گویند زیرا اینکار مستلزم اینست که شما حقیقت را در ذهن خود نگه دارید و آن را به شکل متضاد دستکاری کنید.

و افرادی مثل هنری در حین یادگیری این فرایند هستند، اینکه بتوانند بصورت موفقیت‌آمیزی دروغ بگویند، بدون ترس، بدون استرس و هر موقع که اراده کردند (همچون سیاستمداران). این کودکان معمولا در بزرگسالی به افرادی با مهارت‌های اجتماعی بالا تبدیل می‌شوند.

البته این به معنای آن نیست که والدین اینگونه دروغ‌ها و کلا هرگونه دروغی را ترویج دهند، آنها باید ارزش صداقت و راستگویی را به باور کودکانشان برسانند. زیرا تا موقعی که این دروغ‌گوهای کوچک به بزرگسالانی با روابط اجتماعی قوی تبدیل شوند، ممکن است دردسرهای بسیاری برای خود و خانواده‌شان درست کنند. دردسرهایی که ممکن است گاهی سرنوشت آنها را عوض کند.

چگونه دروغ گویی کودک را از بین ببریم؟

بهترین کاری که والدین می توانند در این راستا انجام دهند اینست که بفهمند چرا کودک دروغ می‌گوید؟ آیا او سعی دارد از تنبیه بگریزد؟ آیا سعی دارد چیزی را بدست آورد؟ آیا او آنقدر فهمیده شده که بداند دروغ گفتن کار خطایی است؟ یک کودک ۳ ساله که دیوار اتاق را خط خطی کرده می‌فهمد اینکار اشتباه است اما آیا می‌داند که دروغ گفتن در این مورد هم اشتباه است؟ در اینگونه موارد بجای تهدید به تنبیه بهتر است در مورد ارزش صداقت با آنها گفتگو شود.

لذا اگر کودکتان از تنبیه می‌ترسد بهتر است ابتدا حقیقت را از دهانش بیرون بکشید و بعد او را بخاطر حقیقت‌گویی نوازش کنید و اگر برای بدست آوردن چیزی دروغ گفته هرگز آن چیز را به او ندهید تا دروغگویی‌اش تقویت نشود. از همه مهمتر اینکه کودک را در موقعیتی قرار ندهیم که امکان دروغ گفتن برایش وجود داشته باشد. مثلا اگر دیدید کودکتان شیر را روی فرش ریخته از او نپرسید “تو شیر را روی فرش ریختی؟” و بجایش بپرسید “چرا شیر را روی فرش ریختی؟” ( از او دلیل بخواهید) و هنگامی که متوجه شدید فرزند نوجوانتان سیگار می‌کشد (چون لای کتابهایش سیگار پیدا کرده‌اید) از او نپرسید “تو سیگار می‌کشی؟” بجایش بپرسید “از کی داری سیگار می‌کشی؟”

وقتی در مورد دروغ با کودکان صحبت می‌کنید نارضایتی خود را بروز دهید. به آنها بگویید دروغ چیز بدی است و دلایل خود را بروشنی برایش شرح دهید مثلا اینکه اگر او پیوسته بخواهد دروغ بگوید دیگر نمی‌توانید به او اعتماد کنید یا اینکه دروغگویی کلید تمام گناهان است و وقتی کسی وارد دنیای دروغ شد هر روز بیشتر در آن فرو می‌رود. وقتی احساس کردید آنها دارند بشما دروغ می‌گویند بگویید “وقتی حقیقت رو بمن می‌گی خیلی خوشحال می‌شم”.

یک نکته مهم دیگر اینست که به کودکان بفهمانید “دروغ گفتن” با “چیزی را بروز ندادن” فرق دارد و نیازی نیست وقتی دوست ندارند راجع به چیزی صحبت کنند راجع به آن دروغ بگویند، ولی هر موقع خواستند می‌توانند روی شما بعنوان والدین و پشتیبان حساب کنند. اینکار باعث افزایش اعتماد بنفس و صداقت در آنها خواهد شد.

دروغ

 

نویسنده: دکتر پگی درکسلر

استادیار روانشناسی دانشگاه کرنل

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهد

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از