چرا وقتی با سگها حرف می‌زنیم سرشان را کج می‌کنند ؟

یکی از معدود سوالاتی که بسیاری از افراد راجع به سگها از من می‌پرسند اما من جوابش را با قطعیت نمی‌دانم اینست که چرا وقتی با سگها حرف می‌زنیم با سرشان را کج می‌کنند و به ما نگاه می‌کنند؟

متاسفانه تا به امروز هیچ پاسخ علمی و قاطعی به این مسئله داده نشده اما روان‌شناسان رفتارهای حیوانی حدسهایی در این مورد ارائه داده‌اند. اولین حدس اینست که وقتی ما حرف می‌زنیم سگها سرشان را کج می‌کنند تا با یکی از گوشهایشان بهتر صدای ما را بشنوند. عده‌ای دیگر از روانشناسان حیوانی معتقدند این رفتار یک علامت اجتماعی است بعبارتی از آنجائیکه سگها وقتی سرشان را کج می‌کنند خیلی بامزه می‌شوند (لطفا یکبار دیگر توی عکس نگاه کنید) ما با لبخند و نوازش به آنها پاسخ می‌دهیم و لذا اینکار را تقویت می‌کنیم اما هردوی این حدس‌ها اصلا قانع‌کننده نیستند.

زیرا بعنوان مثال ما به خوبی می‌دانیم سگها در هنگام تعاملات اجتماعی بیش از اینکه به گوشهایشان وابسته باشند به چشمهایشان وابسته‌اند (دقیقا مثل ما انسانها) یعنی برای درک عواطف ما بیشتر بر تصویر چهره ما متکی هستند تا صدایی که از دهانمان بیرون می‌آید لذا بعید است که تصویر دریافتی از چشمانشان را به نفع گوشها مخدوش کنند! همچنین بعید است که همه سگها شبیه هم شرطی شوند.

یکروز که در خانه بیکار نشسته بودم و دقیقا سگم به همین شکل به من زل زده بود، به یاد این مسئله افتادم. من از آندسته افرادی هستم که وقتی جواب سوالی را ندانم خیلی حالم گرفته می‌شود. بهمین‌خاطر در آن لحظات شدیدا فکرم درگیر این مسئله بود؛ واقعا چرا وقتی با سگها حرف می‌زنیم سرشان را کج می‌کنند ؟! از آنجائیکه این فرضیات مرا قانع نمی‌کرد تصمیم گرفتم برای یک دقیقه هم که شده از دید سگها بدنیا نگاه کنم تا شاید دلیل این مسئله را درک کنم (خوشبختانه همسرم در خانه نبود)، بهمین خاطر روی زمین به شکل چهار دست و پا ایستادم و … دلیل آن را فهمیدم!

اجازه دهید بجای اینکه دلیل آن را مستقیم برایتان شرح دهم با یک آزمایش ساده شما را متوجه آن کنم: دستتان را مشت کنید و آن را به دماغتان بچسبانید (مثل پوزه سگها) و کمی به اطراف بنگرید. متوجه آن شدید؟

سگها برای درک دنیا بسیار به چشمانشان وابسته هستند اما وقتی با آنها حرف می‌زنیم پوزه‌شان مانع از آن می‌شود که بتوانند تمام صورت ما را ببینند. وقتی مشت شده‌تان را جلوی دماغتان بگذارید و به اطراف نگاه کنید متوجه می‌شوید که نمی‌توانید پایین تصویر را ببینید (نسبت به حالت عادی). حال فرض کنید در همین حالت دارید به صحبت‌های یک شخص گوش می‌دهید. در این حالت نمی‌توانید بخش‌های پایین صورت شخص از جمله دهان او را ببینید. بیاد داشته باشید دهان و حالتهای آن یکی از اصلی‌ترین اجزای انتقال دهنده عواطف هستند. سپس در همان حالتی که مشت خود را جلوی بینی تان گرفته‌اید سرتان را کج کنید. در این حالت می‌توانید قسمت‌های پایین صورت شخص از جمله دهان را ببینید.

همه ما می‌دانیم وقتی در حین صحبت کردن با سگها هستیم آنها پیوسته حالات صورت ما را تجزیه و تحلیل می‌کنند تا بتوانند عواطف ما را تشخیص دهند. لذا حدس من این بود که سگها سرشان را کج می‌کنند تا وقتی ما حرف می‌زنیم صورتمان را بهتر ببینند.

البته تا اینجای کار این توضیح فقط یک حدس بود، حدسی که برای آن هیچ پشتوانه علمی موجود نبود اما ناگهان راه‌حلی به ذهنم رسید که با آن می‌توانستم تا حدودی فرضیه‌ام را آزمایش کنم.

راه حل من چه بود؟

بعضی از نژادهای سگ صورت‌های صافتری دارند (پوزه کوتاهتری دارند). لذا اگر فرضیه من درست می‌بود می‌بایست این سگها در هنگام نگاه کردن به صورت صاحبانشان سرشان را کمتر کج می‌کردند. برای همین یک پایش اینترنتی مختصر راه انداختم. در این پایش از دوستانم خواستم مشخص کنند سگشان چقدر هنگام نگاه کردن به آنها سرشان را کج می‌کنند (هرگز، بندرت، گاهی اوقات، اغلب، همیشه)، همچنین از آنها خواستم نژاد سگشان را نیز مشخص کنند. در مجموع ۵۸۲ نفر در این پایش شرکت کردند. وقتی اطلاعات بدست آمده را بر اساس نژاد سگها طبقه‌بندی کردم به این نتیجه رسیدم که ۷۱% سگهایی که از نژادهای با پوزه کشیده بودند در هنگام حرف زدن صاحبانشان سرشان را کج می‌کردند و در مقابل ۵۲% سگهای از نژاد پوزه کوتاه در هنگام نگاه کردن به صاحبشان سر خود را کج می‌کردند. این تفاوت از لحاظ آماری معنادار است. لذا حال با قطعیت می‌توانستم بگویم چون پوزه سگها در هنگام نگاه کردن بخشی از میدان دیداری شان را می‌پوشاند آنها سرشان را کج می‌کنند تا دید بهتری داشته باشند اما این تنها یکی از دلایل سر کج کردن سگهاست زیرا ۵۲% سگهای پوزه کوتاه نیز هنگام نگاه کردن به صاحبشان سرشان را کج می‌کنند، لذا حتما دلایل دیگری هم وجود دارد. اگر شما توانستید آن دلایل را حدس بزنید خوشحال می‌شوم آن را به من هم بگویید.

سرشان را کج می‌کنندنویسنده: دکتر استنلی کورن

استاد روانشناسی دانشگاه بریتیش کلمبیا

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از
RSS
Follow by Email
Facebook
LinkedIn