چرا وقتی خشتگمان پاره است احساس می‌کنیم توجه همه به ماست ؟

بعید است بتوان کسی را پیدا کرد که تا بحال در وضعیت شرم‌آوری گیر نکرده باشد. همه ما حداقل یکبار در عمرمان در حال پایین آمدن از پله‌های یک مکان عمومی سر خورده‌ایم یا در حین صحبت کردن با یک غریبه آب دهانمان ناخواسته روی صورتش پرت شده یا در حین صحبت کردن در جمع تلفظ کلمه‌ای را اشتباه گفته‌ایم یا حداقل شده که یکروز با موهای نامرتب روزمان را سپری کرده باشیم. آخرین بار وقتی یکی از این موقعیت‌ها برایم پیش آمد (در حین راه رفتن در سالن دانشگاه پایم سر خورد و آرام سکندری خوردم)، از خجالت سرخ شدم و نمی‌توانستم سرم را بالا بیاورم زیرا نمی‌خواستم با کسانی که شاهد این لحظه شرم‌آور بوده‌اند چشم تو چشم شوم….

اما بر اساس پژوهش‌های حوزه روان‌شناسی اجتماعی من نباید آنقدر زود خجالت‌زده می‌شدم زیرا احتمالا تعداد کسانی که شاهد و متوجه این سوتی من بودند بسیار کمتر آن چیزی بود که تصور می‌کردم. پژوهش‌ها نشان می‌دهند ما معمولا توجه دیگران به رفتار و ظاهرمان را بیش از حد تخمین بزنیم، پدیده‌ای که روان‌شناسان اجتماعی به آن “اثر صحنه نمایش (spotlight effect)” می‌گویند.

اثر صحنه نمایش را برای اولین بار توماس گیلوویچ در سال ۲۰۰۰ و در طی مجموعه پژوهش‌هایش بر سر زبانها انداخت. گیلوویچ و همکارانش در طی یکی از پژوهش‌هایشان از تعدادی مشارکت‌کننده خواستند تی‌شرتی که عکس یک شخص بر روی آن نقش بسته بود را بر تن کنند و وارد کلاسی پر از دانشجو شوند و در آنجا یک دور بچرخند و سپس بیرون بیاید. وقتی این افراد از اتاق بیرون می‌آمدند از آنها خواسته می‌شد تخمین بزنند چند درصد افراد حاضر در اتاق می‌توانند عکس روی پیراهن آنها را بیاد بیاورند؟  سپس از دانشجویان حاظر در آن کلاس خواسته می‌شد بیاد بیاورند عکس فردی که روی تیشرت آن شخص بوده متعلق به چه کسی است. البته به این مشارکت‌کنندگان گفته شده بود این آزمایشی درباره حافظه است. و عکس روی تیشرت هم مربوط یه بری مانیلو – خواننده مشهور آمریکایی-بود. عکس بری مانیلو از آن جهت انتخاب شده بود که پوشیدن تیشرتی با عکس این خواننده واقعا خجالت‌آور است و معمولا کسی اینکار را نمی‌کند.

نتیجه؟

 در تمام دفعاتی که این آزمایش در مکانهای مختلف با افراد مختلف انجام شد تخمین افراد مشارکت‌کننده بسیار بالاتر از میزان واقعی بود.

آنها در ادامه آزمایشات خود می‌خواستند در یابند اثر صحنه نمایش تنها در ظاهر افراد وجود دارد یا در رفتارهای آنها نیز صدق می‌کند. بهمین‌خاطر از تعدادی مشارکت‌کننده خواسته شد در یک جمع به مدت ۳۰ دقیقه درباره “مشکلات شهرهای مرکزی ایالات متحده” صحبت کنند. در این آزمایش نیز تخمین افراد از میزان توجه مخاطبان (چه به اشتباهات و چه به موضوع سخنرانی‌شان) بسیار بیشتر از میزان واقعی بود.

چرا فکر می‌کنیم توجه همه به ماست؟

گیلوویچ و همکارانش معتقدند این سو برداشت از آنجا ناشی می‌شود که ما بسیار روی خودمان زوم می‌کنیم یعنی چون خودمان توجه زیادی به رفتارها و ظاهرمان داریم فکر می‌کنیم دیگران هم همینقدر به ما توجه دارند غافل از اینکه آنها خودشان نیز درگیر توجه به خودشان هستند. در حقیقت رابطه بین توجه به خودمان و توجه فرضی دیگران به ما از نوع “لنگر اندازی” است (مترجم: لنگراندازی یک اصطلاح روان‌شناختی است که عنوان می‌کند هرچقدر در ذهن خود حد نهایی را بالاتر بگیریم، میانگین نیز در ذهنمان به همان نسبت بالا خواهد رفت مثلا اگر در هنگام خرید قصد چانه‌زدن داشته باشیم و فروشنده قیمت جنسی را ۵۰ دلار اعلام کند ما روی ۴۵ دلار چانه می‌زنیم -لنگر می‌اندازیم- و اگر او قیمت همان جنس را ۷۰ دلار اعلام کند ما روی مثلا ۶۵ دلار لنگر می‌اندازیم و جالب اینکه وقتی آن جنس را به ۶۰ دلار بگیریم خوشحال هم هستیم زیرا جنس را به قیمتی پایینتر از نرخی که لنگر انداخته‌ایم خریده‌ایم صرفنظر از اینکه قیمت نهایی آن جنس چقدر پایینتر از قیمت پرداخت شده ما باشد. به هر حال لنگر اندازی مفهوم بسیار مهمی در روان‌شناسی اقتصاد است و اسم آن استعاره از نحوه لنگر انداختن کشتی‌هاست زیرا از آنجائیکه توقف کشتی‌هاد  در دریا معمولا بکندی صورت می‌گیرد ناخدای کشتی کمی قبلتر از مکانی که قصد توقف دارد دستور به آب انداختن لنگر کشتی را صادر می‌کند) یعنی اگر ما خیلی به خودمان توجه کنیم فکر می‌کنیم دیگران هم خیلی به ما توجه دارند و اگر کمتر به خودمان توجه داشته باشیم فکر می‌کنیم دیگران هم کمتر به ما توجه دارند. گیلوویچ حتی این مسئله را نیز در آزمایشات خود به تائید رسانده است. او در آزمایش دیگری باز هم از افرادی خواست تیشرتی که روی آن عکس بری مانیلو حک شده را بپوشند اما اینبار از آنها می‌خواست به مدت ۱۵ دقیقه دم در اتاقی پر از دانشجو بایستند، سپس از آنها خواسته می‌شد تخمین بزنند چنددرصد افراد حاظر در اتاق به آنها توجه کرده‌اند، سپس لباس خودشان را به آنها می‌داد و وقتی افراد لباس خودشان را می پوشیدند (که قاعدتا عکس بری مانیلو روی آن نبود و در آن احساس راحتی میکردند) دوباره از آنها خواسته می‌شد دم در اتاق بایستند و تخمین بزنند چند درصد افراد توجهشان به آنهاست. جالب اینجاست که اینبار بیشتر افراد اعلام کردند فکر نمی‌کنند توجه کسی به آنها جلب شده باشد.

سخن پایانی

دفعه بعد که در مکانی عمومی سوتی دادید نیازی به سرخ شدن یا خجالت کشیدن نیست زیرا احتمالا بجز خودتان، توجه هیچکس به شما نیست. از طرفی باید به افراد این حق را بدهید که وقتی لباس زیبایی پوشیده‌اید یا جمله هوشمندانه‌ای را بیان کرده‌اید شما را تحسین نکنند زیرا آنها آنقدر درگیر توجه به خودشان هستند که نمی‌توانند توجه چندانی به شما نشان دهند.

توجه

 

 

نویسنده: دکتر امی گوردون

فوق دکترای روانشناسی شخصیت از دانشگاه کالیفرنیا

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهد

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از