چقدر با خودمان صادقیم؟

هر کسی چیزهایی برای پنهان کردن دارد، چیزهایی که حتی از خودش نیز پنهان می کند. خود فریبی در معنای ساده کلمه ” یک باور غلط انگیزه مند ” است. باور های غلطی که شکل می گیرند تا نیازهای روانی ما را مرتفع سازند. بیایید با هم نگاهی به دروغ های رایجی که ما به خودمان می گوییم بیندازیم:

۱-گاهی ندانستن یک نعمت است: یکی از مشکلات رایج بر سر راه افراد طالب پیشرفت ، نظرات مایوس کننده بعضی از اطرافیان است. لذا گاهی سعی در نشنیدن آگاهانه بعضی حرف ها می تواند ما را در رسیدن به اهدافمان کمک کند … اما چگونه؟ به اطلاعاتی که ما را بی انگیزه می کند گوش نمی دهیم ( بنابو و تیرول,۲۰۰۲) برای مثال وقتی همسرمان در مراسم ازدواج در گوشمان می گوید ” تا ابد با تو می مانم ” هرگز لحظه ای به ذهنمان خطور نمی کند که، تمام افرادی که برای طلاق مراجعه می کنند روزی این حرف را از همسرشان شنیده اند.

۲- انکار واقعیت: انکار یکی از مکانیزم های دفاعی است که ما در مقابل واقعیت های زندگی بکار می گیریم تا از این طریق احساس امنیت کنیم ( ولو اینکه کاذب باشد ). انکار می تواند سدی باشد که از ما در مقابل واقعیت های ناخوشایند زندگی محافظت می کند ( مثلا اینکه آزمایشات اولیه، ما را مشکوک به سرطان نشان داده ). در انکار، مردم با خودشان می گویند ” … نه… امکان نداره اینجوری باشه ” مثلا الکلی ها اصرار دارند که معتاد به الکل نیستند و فقط تفریحی آن را می نوشند.

۳-اعتماد به سقف !!! : آدمهای با اعتماد به نفس کاذب تصور می کنند ویژگی های خاصی دارند که آنها را از بقیه افراد متمایز می کند، اینکه دوست داشتنی تر هستند یا دست به هر کاری می زنند در آن بهترینند. برای مثال ۹۰ درصد افرادی که پشت فرمان خودرو می نشینند فکر می کنند بهتر از بقیه رانندگی می کنند و ۹۴ درصد اساتید دانشگاه معتقدند بهتر از همکارانشان تدریس می کنند.

اما خوشبینی بیش از حد ممکن است عواقب ناخوشایندی داشته باشد. لورن نوردگرن در تحقیقی که در سال ۲۰۰۹ انجام داد به این نتیجه رسید که، در بین متقاضیان ترک سیگار، آنهایی که اطمینان بالاتری به قدرت اراده خود داشتند، بیشتر مستعد شکست بودند.

۴- خود کم بینی: این مورد را می توان نقطه مقابل اعتماد به نفس کاذب قرار داد. اگر ما در مورد توانایی ها و استعدادهایمان تردید داشته باشیم ، ممکن است از انجام کارهایی که استعدادهای مارا به بوته آزمایش می گذارند، پرهیز کنیم. در اینجور مواقع ممکن است موفقیت ها را به حساب شایستگی مان و شکست ها را بحساب ناآمادگی یا شرایط بگذاریم.

۵- دوست دارم نشان بدهم همچین آدمی هستم: ما همیشه دوست داریم جذاب بنظر برسیم، هم در نظر خودمان و هم در نظر بقیه. اما بعضی از خصایص ممتاز و پسندیده اجتماعی به طور مستقیم برای بقیه قابل ملاحضه نیست ( مانند نوع دوستی یا جوانمردی) لذا سعی می کنیم با انجام اعمالی دیگران را متوجه وجود این خصایص در خودمان بکنیم (بنابو و تیرول, ۲۰۰۴) مثلا به گدا پول می دهیم یا پروفایل فیس بوک مان را به نشان همدردی با قربانیان حادثه ای عوض می کنیم.

۶- اطلاعات ماه عسلی: ما دوست داریم بیشتر اطلاعاتی را بپذیریم که موید باورهایمان هستند و سعی می کنیم اطلاعات مغایر با باورهایمان را نادیده بگیریم. برای نمونه مردم برای پذیرفتن مطلبی که مخالف میلشان است کنکاش زیادی می کنند ولی برای پذیرفتن مطلبی که دوست دارند، به اطلاعات حاصله از اولین منبع بسنده می کنند.

۷- انگورهای ترش: حتما ضرب المثل ” گربه دستش به انگور نمیرسید، میگفت ترشه ” را شنیده اید.[مترجم: البته این ضرب المثل در زبان انگلیسی بجای گربه با روباه نقل می شود ولیکن از لحاظ روایت و محتوای اخلاقی تقریبا همان ضرب المثل موجود در فرهنگ ماست] در این ضرب المثل، گربه پس از اینکه تلاش زیادی برای بدست آوردن خوشه انگور می کند و ناکام می ماند در نهایت به خودش می گوید ” حالا همچین علاقه ای هم به انگور ندارم … اصلا از کجا معلوم انگورش ترش نباشه … اح اح … متنفرم از انگور ترش …” . ما انسانها هم همینطوریم. در مواجهه با آرای متضاد با عقایدمان از لحاظ روانی آزرده می شویم و سعی می کنیم هر طور شده این تعارض درونی را حل کنیم. انگیزه مان هم اینست که تصویر ذهنی مثبتی که از خود داریم را حفظ کنیم.

۸- من و بقیه: ما علاقه داریم موفقیت هایمان را ناشی از صفات پایدار شخصیتی مان و شکست هایمان را ” از بد روزگار ” بدانیم مثلا می گوییم ” … من به خاطر این تو امتحان رد شدم که به اندازه کافی نخوندم … ” یا ” این سردرد لعنتی باعث شد بیوفتم … چون دیشب تا صبح بخاطر گریه های پسرم نتونستم بخوابم …”. همچنین یک معتاد الکلی ترجیح می دهد بگوید ” نمی توانم ترکش کنم ” تا بهانه ای برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت ترک الکل داشته باشد و “من” خودش را از مخمصه بیرون بکشد.

جمع بندی

خودفریبی می تواند مانند یک مسکن، درد واقعیت را کم کند ولی همانند “بردن کور برای شهادت در محکمه است” .

همانطور که ولتر سالها پیش گفت؛ ” خیال محبوبترین محبوب هاست”

اما یادمان باشد که؛ توسل پیاپی به خودفریبی مانند قرار گرفتن در اتاق اکو و داد زدن می ماند و هر بار که از این حربه استفاده می کنیم اثر آن تشدید می شود (گولمان, ۲۰۱۶) در نهایت چنین افرادی،  برای تقویت باورهایشان سعی می کنند تنها با افراد همفکر خودشان مراوده کنند و فقط به رسانه های همسو با جریان فکری شان گوش فرا دهند.

منابع:

 

Benabou, R. and Tirole, J. (2004). Willpower and personal rules. Journal of Political Economy, 112(4): 848-886.

Churchland P. (2013) Touching A Nerve. W.W. Norton & Company

Elster J (2009) Explaining Social Behavior: More Nuts and Bolts for the Social Sciences 2nd Edition.  Cambridge University Press

Gloman R et al. (2016) The Preference for Belief Consonance, Journal of Economic Perspectives—Volume 30, Number 3—Pages 165–۱۸۸

Nordgren, L. F., Harreveld, F. V., Pligt, J. V. D., (2009) The Restraint Bias: How the Illusion of Self-Restraint Promotes Impulsive Behavior. Psychological Science, 20(12), 1523-1528.

نویسنده: دکتر شهرام حشمت

استادیار بازنشسته دانشگاه ایلینویز اسپرینگ فیلد

منبع: psychology today

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

3 دیدگاه برای یادداشت "چقدر با خودمان صادقیم؟"

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از
آریانا
کاربر میهمان

سلام
به به سلامتی . به امید موفقیت های بیشتر .
پس به خاطر این کم پیدا بودی.

اریانا
کاربر میهمان
اریانا

مطلب عجیبی بود

اریانا
کاربر میهمان
اریانا

خوب بود ممنون