چگونه آدم ریسک پذیری شویم؟

تصور کنید برای تعطیلات به لاس‌وگاس رفته‌اید و از آنجائیکه یکی از جاذبه‌های اصلی لاس‌وگاس قمارخانه‌های پر زرق و برق آنجاست تصمیم می‌گیرید سری به آنجا هم بزنید. در یکی از قمارخانه‌ها با دستگاه شانسی برخورد می‌کنید که در ازای پرداخت ۱۰۰ دلار سکه‌ای را به هوا پرت می‌کند. اگر سکه شیر آمد شما ۱۵۰ دلار برنده می‌شوید ( که بعلاوه ۱۰۰ دلار خودتان می‌شود ۲۵۰ دلار) و اگر خط آمد ۱۰۰ دلارتان را باخته‌اید. چه می‌کنید؟ آیا این ریسک را قبول می‌کنید؟! احتمالا خیر … افراد کمی هستند که چنین کاری را بکنند البته به استثنای قماربازان حرفه‌ای و البته اقتصاددانان! در حقیقت کار درست اینست که تا جای ممکن با این دستگاه بازی کنید، قبل از اینکه صاحب کازینو بفهمد این بازی به ضررش است و دستگاه را جمع کند! زیرا قوانین احتمال نشان می‌دهد در این بازی احتمال سود بیش از ضرر است (بر خلاف تمام دستگاه‌های بازی).

اما با این اوضاف باز هم قبول کردن چنین ریسکی سخت است زیرا هر چند بدست آوردن ۱۵۰ دلار لذتبخش است اما همانقدر هم احتمال دارد که ۱۰۰ دلارمان را نیز از دست بدهیم و از دست دادن پول واقعا ضدحال است، ضدحال!

تجربه نشان داده بیشتر مردم در چنین موقعیت‌هایی این ریسک را نمی‌پذیرند حتی اگر احتمال سود و زیان را به دقت حساب کرده باشند و با همان حساب و کتاب احتمال سود بیش از زیان باشد. روان‌شناسان به این پدیده ” ریسک گریزی کوته‌بینانه” می‌گویند که در سالهای اخیر نظرات بسیاری را به خود جلب کرده و پژوهش‌های زیادی هم در مورد آن انجام شده.

ریسک ‌پذیری کوته‌بینانه بزبان ساده یعنی؛ وقتی افراد قرار باشد از بین دو گزینه یکی را انتخاب کنند که در یکی از آنها ریسک وجود دارد اغلب افراد ترجیح می‌دهند گزینه دوم را انتخاب کنند حتی اگر سود آن به مراتب کمتر باشد. زیرا همانطور که دانیل کانمن _ برنده جایزه نوبل – می‌گوید؛

ضرر همیشه بزرگتر از سود دیده می‌شود.

برای درک بهتر این جمله اجازه دهید مثالی بزنم؛ غمی که افراد بخاطر از دست دادن ۱۰۰ دلار تجربه می‌کنند بیش از خوشحالی است که بخاطر بدست آوردن ۱۰۰ دلار به آنها دست می‌دهد (اگر غم و شادی را احساساتی شبیه ولی در جهت مخالف تصور کنیم).

سوالی که پیش می‌آید اینست که ؛ آیا راهکاری وجود دارد که افراد بتوانند با استفاده از آن در مورد ریسک‌ها منطقی‌تر فکر کنند و ریسک‌های درست را انجام دهند؟ مثلا آیا باید شغل کنونی‌ام را رها کرده و این شغل جدید را قبول کنم؟ آیا باید به درخواست ازدواج این فرد جواب مثبت دهم؟ آیا بهتر نیست از این میانبر عبور کنم؟ و …

بوواز کیسار – روان‌شناس- و همکارانش از دانشگاه شیکاگو برای این سوال پاسخ بسیار جالبی یافته‌اند. پاسخ آنها چیست؟

در هنگام ریسک کردن” به انتخابها و عواقب احتمالی آنها به یک زبان خارجی فکر کنیم!

کیسار و همکارانش در طی یکی از پژوهش‌های خود از ۵۴ دانشجو خواستند که در یک بازی شانسی شرکت کنند. آنها این دانشجویان را به دو دسته تقسیم کردند. از یک عده خواستند در هنگام بازی از زبان مادری خود استفاده کنند و از عده دیگر خواستند در هنگام بازی از یک زبان خارجی (هر زبان خارجی که بلد بودند مثلا فرانسه، اسپانیولی و …) استفاده کنند. البته تاکیدی بر تسلط کامل بر آن زبان خارجی وجود نداشت.

به هر کدام از این دانشجویان ۱۵ اسکناس ۱ دلاری داده شد (جمعا ۱۵ دلار) و قرار شد این دانشجویان در هر دور شرطبندی از یک دلار استفاده کنند. اگر برنده می‌شدند ۱٫۵ دلار به آنها تعلق می‌گرفت و اگر می‌باختند ۱ دلارشان را از دست می‌دادند. در ضمن اگر کسی می‌خواست می‌توانست از همان اول در شرطبندی شرکت نکند و ۱۵ دلار را برای خود بردارد.

جالب این بود که در هنگام اجرای بازی تنها ۵۴% دانشجویانی که از زبان انگلیسی (زبان مادری خود) استفاده کرده بودند در این شرطبندی شرکت کردند، اما از دانشجویانی که در هنگام فرایند اجرای آزمایش از یک زبان دیگر استفاده کرده بودند، ۷۱% تصمیم مشارکت در این بازی گرفتند! (اگر با ریاضیات مقدماتی آشنا باشید حتما می‌دانید که شرکت کردن در این شرط‌بندی به سود شخص خواهد بود).

کیسار و همکارانش در توضیح علت این پدیده می‌گویند: تفکر ( و صحبت کردن) به زبان مادری امری شهودی است (بهمین‌دلیل وقتی به زبان مادری‌تان صحبت می‌کنید یا به صحبت کسی گوش می دهید برای درک گفته‌های او نیازی به فکر کردن ندارید زیرا زبان مادری به طرز شهودی ادراک می‌شود) اما صحبت کردن به یک زبان خارجی نیاز به تفکر دارد (زیرا شما باید فکر کرده و معنای کلمات را درک کنید) و همین فکر کردن باعث می‌شود بجای تفکر شهودی از تفکر منطقی خود استفاده کنیم. بهمین‌خاطر است که زبان خارجی را آرامتر از زبان مادری خود درک و صحبت می‌کنیم زیرا تفکر منطقی کندتر از تفکر شهودی است اما همانطور که از اسمش بر می‌آید منطقی‌تر از آن نیز هست. بهمین‌خاطر  فکر کردن به یک زبان خارجی می تواند به ما کمک کند تا بتوانیم در در موقعیتهایی که متضمن ریسک است، تصمیمات سودمندتری بگیریم.

اگر روزی تصمیم گرفتید به لاس‌گاس بروید یادتان باشد که دیکشنری خو را هم همراهتان ببرید!

منابع:

Keysar, B., Hayakawa, S., & An, S. (2012). The foreign-language effect: Thinking in a foreign tongue reduces decision biases. Psychological Science۲۳(۶), ۶۶۱-۶۶۸٫

ریسکنویسنده: دکتر لارنس تی. وایت

استاد روانشناسی کالج بلویت

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از
RSS
Follow by Email
Facebook
LinkedIn