چگونه خوش شانس تر شویم؟

ریچارد وایزمن در کتاب خود بنام “عامل شانس” چهار عادت را برای افراد خوش شانس برمی‌شمارد:

۱-نسبت به فرصت های بدست آمده در زندگی‌شان پذیرش بیشتری دارند.

۲-با افراد زیادی در تعامل هستند

۳-کلیشه های زندگی را می‌شکنند ( بطور ۱۰۰% اسیر عادات روزمره نمی‌شوند).

۴-نگاه مثبتی به زندگی و جهان دارند.

او در کتابش می‌نویسند “وقتی از افراد خواستم این چهار عادت را در زندگی خود جاری سازند به نتایج شگفت‌آوری رسیدم؛ ۸۰% افرادی که این کار را کرده بودند شادتر شده بودند، رضایت بیشتری از زندگی‌شان داشتند و خوش شانس تر شده بودند …

اما متاسفانه وایزمن به فیل توی اتاق هیچ اشاره‌ای نمی‌کند! اشکال عمده کار او پدیده‌ای است که روان‌شناسان به آن “سوگیری تائید” می گویند. سوگیری تائید یعنی وقتی افراد تصمیم می‌گیرند چیزی را باور کنند – مثلا اینکه باور کنند دارند کاری می‌کنند که آنها را خوش شانس تر می‌کند – از آن پس به رخدادهایی که این باور را تقویت می‌کند توجه بیشتری می‌کنند (البته این سوگیری بشکل برعکس هم ممکن است رخ دهد مثلا اگر فکر کنیم بدشانسیم، به رخدادهایی توجه می کنیم که این باور را درون ما تقویت می‌کند) و معمولا رخدادهایی که خلاف این باور را تائید می‌کنند نادیده می‌گیرند.

علت سوگیری تائید چیست؟

سوگیر تائید نوعا پدیده‌ایست که در هنگام پردازش اطلاعات در ذهن ما رخ می‌دهد. در این پدیده که به آن “پیشگویی خود-اغناگرانه” نیز گفته می‌شود، انتظارات افراد رفتار آنها را بنحوی تحت تاثیر قرار می‌دهد که آن پیش‌بینی‌ها درست از آب درآیند.

بعضی روان‌شناسان اصطلاح سوگیری تائید را در مورد “هر رفتار انسانی که برای اجتناب از خراب کردن یک باور مورد استفاده قرار می‌گیرد” بکار می‌برند. برای این سوگیری دلایل زیادی ارائه شده ولیکن مهمترین دلیل اینست که ما به باورهایمان وابسته ایم. باورهای ما به ما کمک می‌کنند که تصور کنیم دنیا تحت کنترل ما و قابل پیش‌بینی است. اما وقتی با خراب شدن یکی از باورهایمان تعادل شناختی‌مان برهم می‌خورد دچار اضطراب، ترس و تنش می‌شویم و این عواطف تا موقعی که این تعادل دباره برقرار نشود در ما باقی می‌مانند. هر چقدر آن باور جایگاه مستحکم‌تری در ذهن ما داشته باشد، فرو ریختنش ما را بیشتر می‌آزارد. مثلا یکی از محکم‌ترین باورها در نظر هر کودکی اینست که مادرش اسوه پاکدامنی است. حال اگر همین کودک غفلتا مادرش را در حال انجام عملی منافی پاکدامنی ببیند (مثلا در حین سکس کردن) بشدت ضربه خواهد خورد زیرا به یکباره یکی از مهمترین باورهایش از همه پاشیده است.  

خوش شانس تر یا متوهم‌تر؟!

در پژوهش وایزمن نیز افراد در حین گذراندن دوره احساس خوش شانس بودن می‌کردند زیرا احتمالا او با شیوه‌های بازاری خود این باور را در آنها ایجاد کرده که واقعا با ایجاد این عادات درون خود، خوش شانس تر می‌شوند. همچنین احتمالا او با دادن جزوه هایی که مملو از مثالهایی در مورد افرادی است که با استفاده از این روش خوش شانس تر شده اند و پژوهش‌هایی که این حرفها را تائید میکنند، این باور را در آنها مستحکم‌تر کرده است. و لذا این افراد نیز تحت تاثیر این سوگیری شناختی به اتفاقاتی که این باور را تائید می‌کرده توجه بیشتری نشان داده اند. لذا با اطمینان می‌توان گفت افرادی که وایزمن در پژوهش خود به آنها اشاره می کند از لحاظ تکنیکی خوش شانس تر نشده‌اند.

اما …

اگر جزو افرادی هستید که معتقدند “دنیای ما چیزی جز آن نیست که ادراک می‌کنیم” پس چه عیبی دارد که تنها احساس خوش شانس تر بودن بکنیم؟

واقعیت هم همین است. هدف بنیادین روان شناسی اینست که ما احساس بهتری در زندگی داشته باشیم و شاید همین احساس بهتر منجر به اتفاقات بهتری در زندگی ما شوند. در حقیقت اثبات شده که حتی احساس خوش شانسی (بدون وجود خوش شانس واقعی) نیز فواید اجتماعی بسیاری (هم برای شخص و هم برای کسانی که با این شخص در تعاملند) دارد. برای مثال افرادی که احساس خوش شانسی می‌کنند شادتر و سالمترند و همچنین در فعالیت‌های عام‌المنفعه مشارکت بیشتری دارند، ریسک‌پذیرترند و اعتماد به نفس بیشتری دارند. دیگر از خوش شانسی چه انتظاری دارد؟!

لذا از این نظر می توان گفت وایزمن با این پژوهش به انسانها خدمت کرده؛ او احساس بهتری به افراد مشارکت‌کننده در دوره آموزشی‌اش داده ، باوری که می‌تواند به آنها در زندگی‌شان کمک کند، در عوض تنها بخشی از حقیقت را که دانستنش را لازم ندانسته ذکر نکرده است. اما نیازی نیست شما برای خوش شانس تر شدن در چنین دوره هایی شرکت کنید؛ تنها کافیست به شانس اعتقاد داشته باشید، انتظار خوش شانسی خود را بکشید و سپس ناگهان بوووووم … مثل یک جادو خوش شانس تر می‌شوید!

خوش شانس ترنویسنده: کارلا استار

نویسنده

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

 

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهد

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از