چگونه یک مقاله روانشناسی خوب بنویسیم؟

من از سال ۱۹۹۴ در حال تدریس روانشناسی هستم و و با افتخار می‌گویم که از همان سالهای ابتدایی تدریسم همیشه آموزش مقاله‌نویسی پای ثابت لیست کلاسی‌ام بوده است. پس با یک حساب سرانگشتی تا بحال بیش از ۲۰۰۰ مقاله دانشجویی خوانده‌ام. پس فکر می‌کنم حالا و پس از طی کردن این سالها به این صلاحیت رسیده باشم که در این مورد مشورت دهم. لذا تصمیم گرفتم طی یادداشتی تجاربم درباره یک مقاله روانشناسی خوب را بشما منتقل کنم. البته قصد ندارم در مورد چارچوبها و استانداردها صحبت کنم پس اگر دنبال آنها می‌گردید احتمالا اشتباه آمده‌اید. من قصد دارم در مورد چیزهایی صحبت کنم که تجربه بمن ثابت کرده یک مقاله روانشناسی را جذابتر می‌کند. آن نکات اینها هستند:

یک قصه تعریف کن

اگر درحال نوشتن یک مقاله روانشناسی یا بطور کلی هر مقاله‌ای هستید پس در حال تعریف کردن یک قصه هستید و هر قصه‌‌ای یک آغاز، نقطه اوج و یک پایان دارد پس مقاله شما نیز باید شمامل اینها باشد. بعلاوه همواره سعی کنید همانطور که حرف می‌زنید بنویسید. این را گفتم چون بسیاری از دانشجویان تصور می‌کنند چون قرار است یک پروفسور (استاد دانشگاه) مقاله‌شان را بخواند حتما باید از کلمات پرطمطراق و قلنبه‌سلنبه استفاده کنند. خواهش می‌کنم این کار را نکنید زیرا که ما (اساتید دانشگاه) سعی داریم بشما بیاموزیم چگونه بنحو موثری ارتباط برقرار کنید نه اینکه پیوسته سعی در نشان دادن هوش خود به دیگران داشته باشید. ما کاملا مطمئنیم که شما فرد باهوشی هستید پس نیازی به اثبات نیست.

پس هرچند در مورد نگارش یک مقاله روانشناسی اصول و ادابی وجود دارد اما فراموش نکنید که شما در وهله اول قرار است از طریق این مقاله با یک مخاطب ارتباط برقرار کنید و ایده‌تان را به او بگویید پس:

 -از قبل یک طرح کلی از مقاله در ذهن داشته باشید و از آن بعنوان نقشه راه خود استفاده کنید.

-از بالا شروع کنید یعنی ابتدا به سوال اصلی که قصد دارید در مورد آن مقاله بنویسید فکر کنید و کار را از آنجا آغاز کنید( نیازی نیست از ابتدا به فک منابع، مقدمه، چکیده و … باشید).

-در حین کار حتما دقت کنید که هر جمله به جمله قبل و هر پاراگراف به پاراگراف قبل مرتبط باشد.

-همانطور که حرف می‌زنید بنویسید. برای اینکار تصور کنید شخصی جلوی شما ایستاده و قصد دارید مقاله خود را برایش شرح دهید؛ همان چیزهایی که به او می‌گویید را بنویسید. در ضمن همیشه این شخص را یک فرد عادی تصور کنید (نه یک متخصص).

-آنقدر نوشتن مقاله را به درازا بکشانید که قصه‌تان به بصورت کامل و موثری روایت شود. اجازه ندهید محدودیت های زمانی و تعداد صفحات قصه‌تان را زائل کند.

-در شرایط برابر بهتر است از تعداد زیادی جملات کوتاه استفاده کنید تا اینکه بخواهید منظور خود را در تعداد کمی جمله بلند بیان کنید زیرا گاهی طولانی بودن جملات باعث می‌شود مفهوم جمله بدرستی منتقل نشود.

از ساختار مقاله‌نویسی APA استفاده کنید

یک دانشجوی روانشناسی باید به ساختار استاندارد مقاله‌نویسی APA مشرف باشد. هر چند شاید در ابتدا مقاله نوشتن به سبک APA کمی اعصابتان را خرد کند اما بدانید هیچکدام از نکاتی که در این سبک مقاله نویسی وجود دارند بی‌دلیل نیستند. این سبک مقاله‌نویسی از اینرو ابداع شده تا ویراستارهای مجلات علمی بتوانند آنها را بشکل درستی دسته‌بندی کنند و ویراستارها تنها وقتی می‌توانند کیفیت مقالات مختلف را بدرستی بسنجند که بتوانند آنها را بدرستی دسته‌بندی کرده و با هم مقایسه کنند. پس اگر مقاله روانشناسی خوبی نوشته‌اید حتما ساختار APA را رعایت کنید.

طرح کلی را به زیبایی پیاده کنید

یکی از ویژگی‌های بسیار مفید سبک نگارش APA اینست که شما را وادار می‌کند که بر اساس طرح کلی‌تان حرکت کنید. سبک نگارش APA شما را ملزم به ایجاد عنوان و زیرعنوان‌ها می‌کند و وقتی شما این ملزومات را رعایت کردید دقیقا می‌دانید که هر لحظه کجای کارید و باید گام بعدی را به کدام سمت بردارید.

یک حسن دیگر اینکار اینست که بیشتر ما وقتی وقتی به موضوعی ثقیل بر می‌خوریم با خودمان برآوردی از تعداد کلی صفحات مقاله‌ای که از آن خارج می‌شود می‌کنیم. وقتی تصور می‌کنیم یک مقاله ممکن است ۲۰ صفحه یا بیشتر باشد ناخودآگاه کمی پایمان سست می‌شود که همین سستی در اولین دست‌انداز ممکن است ما را از ادامه کار منصرف کند اما وقتی چارچوب مقاله با عنوانبندی‌ها مشخص شد دیگر کاری با تعداد کلی صفحات نداریم. حالا تعدادی زیرعنوان داریم که باید برای هر کدام ۱ تا ۲ صفحه مطلب بنویسیم و این کار خیلی سختی بنظر نمی‌رسد.

هیچکس علاقه‌ای به شنیدن جزئیات سایر پژوهش‌های مرتبط با موضوع شما ندارد

من معمولا بسیار صبورانه با مقالاتی که دانشجویانم برایم ارسال می‌کنند برخورد می‌کنم زیرا باور دارم که دانشگاه محل یادگیری و رشد است اما گاهی اشتباهاتی وجود دارند کا باعث عصبانیت من می‌شود البته عصبانیت من زیاد مهم نیست ولی مهم اینست که من با درصد بسیار بالایی حدس می‌زنم که ویراستارهای مجلات نیز از این اشتباهات همینقدر عصبانی می‌شوند. یکی از رایجترین این اشتباهات حرف زدن راجع به جزئیات بی‌مورد است. بله می‌دانم نیاز است از پیشینه پژوهشی مقاله روانشناسی خود صحبت کنید اما وقتی این موارد از دو و سه مورد بیشتر باشد، صادقانه بگویم، من یکی که تصور می‌کنم آن دانشجو قصد داشته صفحات را پر کند! پس توصیه می‌کنم از ذکر این موارد در مقاله خود صرفنظر کنید:

-تعداد مشارکت کنندگان در آزمایشهای پژوهشی که قصد  دارید در پیشینه پژوهش از آنها صحبت کنید.

-اطلاعات آماری آن پژوهش‌ها (برای مثال The researchers found a significant F ratio (F(2,199) = 4.32, p = 008))

-شرایط و تعداد متغیرهایی که در آن پژوهش‌ها استفاده شده (برای مثال These researchers used a mixed-ANOVA model with three between-subject factors and two within-subject factors)

وقتی من چنین چیزهایی را دریک مقاله روانشناسی می‌بینم دندانهایم را روی هم می‌فشارم و می‌گویم: واقعا کی به اینا اهمیت میده؟!

منابع:

Hamilton W.D. (1964). The genetical evolution of social behaviour. International Journal of Theoretical Biology, 7, 1–۱۶٫

مقاله روانشناسینویسنده: دکتر گلن گهر

استاد روانشناسی دانشگاه ایالتی نیویورک

منبع: PSYCHOLOGY TODAY
مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از
RSS
Follow by Email
Facebook
LinkedIn