گربه‌ها باهوشترند یا سگها؟

یک راه خوب برای براه انداختن یک بحث اینست که اعلام کنیم سگها باهوشتر از گربه‌ها هستند یا برعکس. بطرز عجیبی هر کسی فکر می‌کند در این زمینه صاحب‌نظر است اما در حقیقت افراد کمی هستند که واقعا در این زمینه اطلاعات موثقی داشته باشند ولی خوشبختانه اخیرا دانشمندان به تکنیکی دست یافته‌اند که واقعا بما می‌گوید گربه‌ها باهوشترند یا سگها!

مقایسه کردن هوش حیواناتی از گونه‌های مختلف کار سختی است زیرا همسان کردن تستهای هوش برای مثلا نهنگی که در آبها زندگی می‌کند در مقایسه با حیوانی که در خشکی زندگی می‌کند از لحاظ تکنیکی نامحتمل بنظر می‌آید. حتی مقایسه هوش گونه‌هایی همچون گربه‌ها و سگها که هر دو در خشکی زندگی می‌کنند هم سخت است زیرا این دو گونه برای کارهای متفاوتی تکامل یافته‌اند. سگها به گونه‌ای تکامل یافته‌اند که دونده‌های قابلی باشند و گربه‌ها توانایی دستکاری کردن اشیای پیشرفته‌تری دارند لذا تستهای هوشی که بیشتر جنبه ور رفتن با اشیا (مثلا فشردن یک اهرم یا کشیدن یک بند) داشته باشند گربه‌ها را باهوشتر نشان می دهند و تستهایی که مربوط به جابجایی از مکانی به مکان دیگر باشند سگها را باهوشتر نشان می‌دهند. چارلز داروین معتقد بود “هوش یک گونه حیوانی متناسب با کارایی آن کونه در تلاش برای بقاست” لذا حیواناتی که بهتر خود را با تغییرات سازگار می‌کنند و بیشتر زنده می‌مانند باهوشترند ولی مشکل اینجاست که هم گربه‌ها و هم سگها جزو آندسته حیواناتی هستند که تا به امروز توانسته‌اند از انقراض بگریزند.

بدلیل وجود مشکلاتی از این قبیل روان‌شناسان و زیست شناسان از مدتها قبل بدنبال دستیابی به تکنیکی مطمئن برای سنجش هوش حیوانات بوده‌اند که مستقل از توانایی‌های منحصربفرد هر گونه یا میزان همکاری آنها باشد. اولین پیشنهاد این بود که میزان هوش حیوانات را از روی حجم مغزشان تخمین بزنیم زیرا مغز بزرگتر به معنای توانایی بیشتر در ذخیره خاطرات و پردازش سریعتر است زیرا بطور طبیعی یک مغز بزرگتر سلولهای عصبی بیشتری دارد. برای مثال یک مغز ۱۵۰۰ سانتی‌مترمکعبی انسان نسبت به مغزی به حجم ۱۴۰۰ سانتیمتر مکعب بطور متوسط ۶۰۰ میلیون سلول عصبی بیشتر دارد. لذا نتیجه می‌گیریم حیواناتی که مغز بزرگتری دارند باهوشترند.

اما این پیشنهاد یک مشکل داشت زیرا هرچند این فرضیه در مقایسه مغز ۱۴۰۰ گرمی انسان با مغز۷۲ گرمی سگ و مغز ۹۷ گرمی میمون رزوس منطقی جلوه می‌کند اما اگر قرار باشد تنها به وزن مغز بعنوان معیار هوش تکیه کنیم ناگزیریم بپذیریم فیل با مغزی به وزن ۶۰۰۰ گرم از انسان باهوشتر است و باهوشترین موجود روی کره زمین نهنگ عنبر با مغزی معادل ۷۸۰۰ گرم است!

مشکل اینجاست که حیوانات بزرگ مغز بزرگی دارند تا بتوانند عضلات بزرگشان را حرکت دهند و اطلاعات حسی وارده از جسم بزرگشان را پردازش کنند زیرا به ازای اضافه شدن هر سانتی‌متر مربع به سطح پوست، رشته‌های عصبی بیشتری برای حس کردن احساساتی نظیر درد، لمس، دما و … از آن بخش از پوست مورد نیاز هستند.

هری جریسون – روان‌شناس – در سال ۱۹۷۰ پیشنهاد دیگری را مطرح کرد. او معتقد بود بجای مقایسه مجرد وزن مغز حیوانات بهتر است نسبت مغز به کل وزن حیوانات را با هم مقایسه کنیم. با این نوع مقایسه وزن بیشتر مغز حیوانات بزرگ دیگر در این مقایسه تاثیرگذار نخواهد بود. با این نوع مقایسه انسان موجودی است که بزرگترین مغز را نسبت به جثه‌اش دارد و بعد از آن به ترتیب میمون‌های بزرگ، خوک دریایی و فیل در رتبه‌های بعدی قرار دارند، بلافاصله بعد از فیل‌ها سگها قرار دارند و گربه‌ها در چند رتبه پایینتر جای می‌گیرند. و بین سگها و گربه‌ها به ترتیب اسب‌ها، گوسفندان، موشها و خرگوشها قرار دارند.

اما در اینمورد باید دو نکته را بخاطر داشت: بطور معمول حیواناتی که از طریق شکار زندگی می‌کنند از حیوانات گیاه‌خوار باهوشترند ( زیرا بنظر نمی‌رسد چیدن برگ از روی درختان نیاز به هوش زیادی داشته باشد!). نکته دوم به میزان اجتماعی بودن حیوان  برمی‌گردد. معمولا حیواناتی که بطور گروهی زندگی می‌کنند باهوشتر از حیواناتی هستند که بصورت تکی زندگی می‌کنند. این مسئله بخاطر اینست که حیوانات گله‌ای برای حل مشکلات گروهی باید باهم تعامل داشته باشند و اینکار به نوعی منطق ابتدایی نیاز دارد. این مسئله نشان می‌دهد که چرا شامپانزه‌های اجتماعی از اورانگوتانها که بصورت تکی زندگی می‌کنند باهوشترند. این قانون عمومی نیز باهوشتر بودن سگها نسبت به گربه‌ها را تائید می‌کند زیرا سگها حیوانات اجتماعی‌تری هستند.

پژوهشهای سوزان شولتز بر روی هوش سگها یک نتیجه جالب دیگر در این زمینه را به ما نشان می‌دهد؛ از زمانی که انسان بر سایر حیوانات غلبه یافته، نحوه تکامل این حیوانات نیز تغییر کرده زیرا ما حیوانات را وادار کرده‌ایم خودشان را با سرنوشتی که ما برای آنها رقم می‌زنیم سازگار کنند. این تغییرات در مغز سگها بیش از گربه‌ها اثر گذاشته و موجب شده مغز سگها نسبت به جثه‌شان بزرگتر شود. بهمین‌خاطر در میزان توانایی‌های گربه‌ها تغییری بوجود نیامده اما سگها بطور مستمر در حال پیشرفت کردن هستند. این مسئله گویای اینست که نه تنها سگها از گربه‌ها باهوشترند بلکه شکاف بین این دو گونه حیوانی بطور پیوسته در حال گسترش است.

گربه‌ها

 

نویسنده: دکتر استنلی کورن

استاد روانشناسی دانشگاه بریتیش کلمبیا

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهد

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از