اضطراب شغلی ؛ مشکل از من است یا از کار؟

از هر ۹ نفری که در جهان در حال کارند ۱ نفر به اضطراب شغلی مبتلاست. وقتی بدانیم اضطراب شغلی کار کردن را طاقت‌فرسا می‌کند و بازدهی را بشدت پایین می‌آورد و از طرفی حدود دو سوم افرادی که به این مشکل مبتلا هستند گامی در جهت رفع آن بر‌نمی‌دارند، با یک حساب سرانگشتی می‌توانیم بفهمیم این مسئله چه ضربه بزرگی را به اقتصاد جامعه وارد می‌کند!

معمولا افرادی که از اضطراب شغلی رنج می‌برند نشانه‌هایی از قبیل عدم تمرکز حواس، فرسودگی شدید، بی‌قراری و کاهش بازدهی را نشان می‌دهند. عدم تمرکز حواس را می‌توان در خطاها و دوباره‌کاری‌های فراوان کارکنان دید. فرسودگی شدید خود را بشکل بیمار شدن‌های پیاپی و بدنبال آن غیبت‌های مکرر نشان می‌دهد. بی‌قراری نیز در رفتار و برخوردهای کارکنان به دیگران بخوبی مشهود است و کاهش بازدهی نیز خود را توسط شاخص‌های اقتصادی که مدیران در اختیار دارند نشان می‌دهد.

اضطراب شغلی چه شکلی است؟

برای اینکه بخوبی درک کنیم اضطراب شغلی چگونه است و چرا چنین تاثیری بر افراد می‌گذارد دوست دارم مثالی برایتان بزنم؛ آیا تابحال از شما خواسته شده که برای جمعی سخنرانی کنید؟ اگر قبل از شروع سخنرانی قلبتان شروع به تپیدن کرده باشد مزه اضطراب را چشیده‌اید. حال تصور کنید شخصی در طول ۳۰ سال و هر روز بمدت ۸ ساعت چنین احساسی داشته باشد!

هرچند ریشه اضطراب هنوز کاملا شناسایی نشده اما محققان می‌دانند که اضطراب و بیماری‌های وابسته به آن (از جمله اضطراب شغلی) تاحدودی ریشه ژنتیکی دارد. اما ژنتیک تنها عامل اضطراب نیست و مشخص شده صفات شخصیتی ما بعلاوه محیط نیز بر آن تاثیر دارد. برای مثال در یکی از پژوهش‌هایی که محققان نیوزیلندی در اینباره انجام داده‌اند این نتیجه بدست آمده که ۱ نفر از هر ۷ زن و ۱ نفر از هر ۱۰ مردی که در مشاغل پرفشار کار می‌کنند حداقل یکبار در زندگی‌شان بحدی دچار اضطراب شده‌اند که نیاز به بستری پیدا کرده‌اند، درحالیکه سابقه هیچ بیماری روانی هم نداشته‌اند. لذا آنگونه که پژوهشگران برآورد می‌کنند حداقل نیمی از اضطراب شغلی ناشی از استرس محیط کار است.

این پژوهش بخوبی نشان می‌دهد که محیط کار تاثیر غیرقابل انکاری بر میزان اضطراب کارکنان دارد و می‌تواند کسانی که هیچگونه سابقه بیماری ندارند را هم به تخت بیمارستان بکشاند لذا می‌توان اینگونه استنباط کرد که اگر مدیران بتوانند عوامل مضطرب‌کننده را شناسایی و از محیط حذف کنند، حتی کسانی که از لحاظ ژنتیکی مستعد اضطراب هستند نیز می‌توانند بدون مشکل در آن محیط کار کنند.

عوامل موثر در اضطراب شغلی چه هستند؟

چه چیزهایی در محیط کار منجر به مضطرب شدن ما می‌شوند؟ هیچکس بطور کامل جواب این سوال را نمی‌داند اما پژوهشگران تا کنون متوجه شده‌اند مواردی از قبیل ساعات کار طولانی، انتظارات فراوان رؤسا، حجم زیاد کار و ابهاماتی که در مشاغل وجود دارد (از جمله درست تعریف نشدن وظایف و عدم وجود امنیت شغلی)، عدم احساس کنترل (خودمختاری پایین و عدم اقتدار کافی کارکنان) و همچنین دریافت نکردن پاداش متناسب با وظایف (درآمد پایین، در دسترس نبودن فرصت ارتقای شغلی و …) مستقیما در افزایش اضطراب شغلی موثرند.

عامل بسیار موثر دیگری که در این رابطه کشف شده “ادراک نابرابری شغلی” است. باید دانست که ادراک نابرابری شغلی با “نابرابری شغلی” تفاوت دارد. نابرابری شغلی بطور ساده به هرگونه عدم تناسب بین کار و دستاورد گفته می‌شود مثلا حقوق دریافتی شخص معادل کار انجام شده نباشد یا اینکه فرد احترامی که متناسب با منصبش باشد را دریافت نکند اما در هنگام بروز ادراک نابرابری شغلی ممکن است در حقیقت هیچگونه نابرابری رخ نداده باشد و کارکنان تنها احساس بی‌عدالتی کنند مثلا اینکه کارکنان زنان احساس کنند مدیر نسبت به مردان لطف بیشتری دارد و یا اینکه مدیر علل تصمیماتی که برای گروه اتخاذ می‌کند را بصورت روشن و واضح بیان نکند.

بعد دیگر نابرابری شغلی نحوه ارتباط مدیر و زیردستان است. کارکنان انتظار دارند سازمان و مدیران آن با آنها با صداقت، احترام و عزت برخورد کنند و این رفتار با همه بطور مساوی باشد. هنگامی که این رفتار به هر علتی اجرا نشود افراد احساس ناعدالتی کرده و شدیدا تحت اضطراب شغلی قرار می‌گیرند.

اضطراب شغلینویسنده: دکتر جونی جانستون

نویسنده و روانشناس

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از
RSS
Follow by Email
Facebook
LinkedIn