۵ راه برای پایان دادن به حس کمال گرایی

بهترین بودن همیشه حس خوبیست و همه افراد دوست دارند همیشه بهترین باشند ولی مساله اینجاست که شاید ما بتوانیم در یکی دو زمینه خوب یا حتی بهترین باشیم ولی بهترین بودن در همه زمینه ها محال است. کمال گرایی یعنی ” تمایل به بهترین بودن در زمینه ها” . وقتی افراد اهداف قابل دسترس و منطقی را دنبال می کنند، اضطراب ناشی از این اهداف، نه تنها مضر نیست بلکه به ما انگیزه و تمرکز لازم جهت رسیدن به آن اهداف را می دهد ولی وقتی هدفی غیر واقع بینانه برای زندگی مان انتخاب می کنیم، این اضطراب طاقت فرسا و مخرب است.

بهترین بودن” بزرگترین دشمن “خوب بودن”

به جرات می توان گفت کمال گرایی امروزه شایعترین بیماری بشری است و می توان این شیوع را به راحتی در نگاه افراد به ظاهرشان، دستاوردهایشان و پرستیژشان دید. شاید برایتان سوال باشد که چرا؟

چون کمال گرایی چاشنی رویای آمریکایی است که می گوید ” اگر به اندازه کافی تلاش کنی، به هر چه که می خواهی می رسی” اما اگر کمی از رویا فاصله بگیریم و به واقعیت برگردیم می بینیم کمال گرایی امروزه بیش از آنکه ما را به آرزوهایمان برساند موجب احساس بی لیاقتی، ترس و شرم ما شده است.

اینروزها دیگر کمال گرایی از تریبون رسانه ها تبلیغ نمی شود، کمال گرایی بخشی از فرهنگ و باور جهانیست و وقتی افراد نمی توانند به آرمانهای کمالگرایانه خود برسند این میل از دورن بر سرشان فریاد می کشد و آنها را به تنبلی و بازنده بودن متهم می کند. برای این صدای درونی هیچ چیز هیچوقت کافی نیست.

افراد کمال گرا همیشه نگران عقب ماندن از استانداردهایشان هستند (طبعا همیشه عقب هستند) لذا همیشه با احساس ترس و بی کفایتی زندگی می کنند.

آنها خودشان را با”همه یا هیچ” تعریف می کنند؛ یا بهترین مدیر، اقتصاددان، فوتبالیست، هنرپیشه، مادر و … می شوم یا هیچ چیز نمی شوم. آنها اهداف کمالگرایانه ای دارند، بخاطر نرسیدن به این اهداف اضطراب دارند، چون اضطراب دارند از دنبال کردن این هدف طفره می روند، چون طفره می روند احساس بی کفایتی می کنند، برای برطرف کردن احساس بی کفایتی آن اهداف را دور میریزند و اهداف کمالگرایانه جدیدی را جایگزین می کنند و سپس این چرخه باطل را دوباره و دوباره و … طی می کنند.

متاسفانه، “کمال” به تناسب طبیعتش یک سیبل متحرک است که هرگز تیرتان به آن نمی خورد. مهم نیست که فرد کمال گرا از نظر بقیه چقدر پرتلاش باشد، مهم اینست که از نظر خودش او هرگز به اندازه کافی تلاش نکرده است.

کمال گرایی
افسانه سیسیفوس

تلاشی که افراد کمالگرا در راه رسیدن به اهدافشان به خرج می دهند مثل تلاش “سیسیفوس” در داستان های اسطوره ای یونان است که تنبیه شده بود که تا ابد قطعه سنگی را تا قله کوه بالا ببرد و شاهد آن باشد که چگونه آن قطعه سنگ دوباره به زمین میغلطد. (مترجم: افسانه سیسیفوس یک افسانه یونانی است. سیسیفوس پادشاه ایتریا بخاطر خودبزرگ بینی، طمع و خیانتکاری از طرف خدایان به این محکوم شده بود که تا ابد قطعه سنگی را تا قله کوهی بالا ببرد و سپس شاهد این باشد که آن سنگ چگونه به پایین می غلطد و به او برخورد می کند. در فرهنگ امروزه غرب به کارهای طاقت فرسا و بی فایده کارهای سیسیفوسی یا سیسیفین Sisyphean می گویند-همان آب در هاون کوبیدن خودمان)

نفرینی بنام بهترین بودن

کمال گرایی ممکن است هر کسی را بدام بیندازد؛ یک هنرمند، یک وکیل، یک دانشمند و حتی یک کارمند را.

جانت یک نویسنده جوان است. او هر روز ساعتها روبروی کامپیوترش می نشیند تا بلکه بتواند بهترین مضامین را در قالب بهترین کلمات بریزد و نوشته ای جاودانه خلق کند. او معتقد است تنها هنگامی یک نویسنده خوب است که نوشته هایش همچون انجیل دیگران را سحر کند. در نتیجه او در طول روز بارها و بارها کمی می نویسد و دوباره پاک می کند؛ او از این وضعیت رنج می برد.

جانت یک نمونه از افرادی است که می خواهند بهترین باشند ولی تحمل اضطراب و ناپختگی های راه رسیدن به آن را ندارند. جانت به خود اجازه نمی دهد چیزی بجز بهترین را منتشر کند و وقتی نمی تواند در اولین نوشته خود یک شاهکار را خلق کند احساس ترس، شکست و شرمساری می کند.

کمال گرایی و تجارب والدینی

کمال گرایی اغلب از یکجا ریشه می گیرد؛ از کودکی و در رابطه با والدین. والدینی که احساس حقارت و ناکامی می کنند سعی می کنند آرزوهایشان را بوسیله فرزندانشان برآورده کنند. این میل دیوانه وار به برآورده کردن آرزوها باعث می شود به فرزندانشان فشار بیاورند و محدودیت های آنها را نادیده بگیرند.

تاکید بیش از اندازه والدین بر موفقیت باعث می شود کودکان ارزش و عزت نفس خود را به موفقیت ها گره بزنند. وقتی این باور با میل طبیعی انسان به کمال پیوند می خورد فرزند نامشروع و شومی بنام کمال گرایی بوجود می آید.

۵ راه برای به زنجیر کشیدن میل طغیانگر کمال گرایی

هیچ کس کامل نیست. با در نظر داشتن این نکته ۵ گام را برای در بند کردن این میل درونتان بردارید:

۱-یکی از اصلی ترین دلایل کمال گرایی سخن گفتن و عمل نکردن است. ایده های کمال گرایانه تان را نگه دارید و دست بکار شوید. زندگی بخودی خود کمال گرایی را فرسوده خواهد کرد.

۲-از تفکرات “همه یا هیچ” خود آگاه باشید. یادتان باشد هرگاه چنین امیالی به سراغتان آمد به خودتان یادآوری کنید هیچکس از جمله شما کامل نیست و نیازی به کامل بودن (آنهم در همه زمینه ها) ندارد. هر گاه در حین انجام کار احساس کردید تمایلات کمالگرایانه دارند شما را سرزنش می کنند کار را متوقف کنید و بگویید ” برای امروز تا همینجا بس است”.

۳-انتقاد نکنید و سپاسگذاری را درونتان رشد دهید. وقتی به جای انتقاد از مردم سپاسگذاری کنید آنها نیز متقابلا کمتر از شما انتقاد می کنند. “ترس از انتقاد” یکی از محرک های کمال گرایی است.

۴-با افراد کمتر کمالگرا رابطه برقرار کنید. یکی از قوی ترین باورهای روان شناسی اینست که دوستان در همدیگر تاثیر می گذارند. وقتی شما برای مدتی با افراد سهل گیر حشر و نشر کنید، جهان بینی آنان در شما اثر می کند و کمال گرایی تان تلطیف می شود.

۵-کمال گرایی یکی از گرایشات وسواسی است. اگر احساس کردید چهار قدم بالا تاثیری در بهبود حس کمال گرایی تان ندارد حتما به یک روان شناس مجرب مراجعه کنید. زیرا وسواس بسیاری از جنبه های زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. در جلسات مشاوره، روان شناس به شما کمک می کند ریشه تمایلات کمال گرایانه  را (حقارت ها و کمبودها) کشف کنید و از شر آنها خلاص شوید.

نویسنده: دکتر مکس بلکین

مشاور

کمال گرایی

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

1
دیدگاه بگذارید

avatar
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
1 Comment authors
عباس طاهری Recent comment authors
  وارد شدن  
آگاه ساختن از
عباس طاهری
کاربر میهمان

از شما سپاسگذارم که با انتشار مطالب مفید و کاربردی در زمینه کاملگرایی به دیگران کمک می کنید تا رشد کنند

RSS
Follow by Email
Facebook
LinkedIn