۵ مهارت کلیدی برای موفقیت تازه‌ وارد ها در موقعیت های جدید

موفقیت اغلب در پی چیزهای جدید می آید؛ استخدام شدن در یک شغل جدید، نقل مکان به یک شهر جدید، ملاقات با مشتری های جدید و …

البته بهره بردن از موقعیت های جدید خودبخود رخ نمی دهد!

در طول ۲۰ سال مطالعه ام بر روی افراد تازه وارد ، قصد داشتم بفهمم چه تفاوتی بین کسانی که بلافاصله پس از آمدن به یک موقعیت جدید شروع به پیشرفت و ترقی می کنند با کسانی که با آمدن به یک موقعیت جدید تغییری در وضعشان پیش نمی آید یا حتی شروع به شکست ‌خوردن می کنند، وجود دارد.

به این منظور به هزاران تازه وارد در این باره صحبت کرده ام و از آنها سوالات متعددی درباره خاطراتشان از اولین روزهای کار در موقعیت جدید پرسیدم.

پس از بررسی و آزمون و خطاهای فراوان متوجه شدم ؛ افرادی که در موقعیت های جدید موفق می شوند علاوه بر اعتماد به نفس، ۵ کار دیگر هم انجام می‌دهند:

-خودشان را به دیگران معرفی می‌کنند.

-اسم افرادی که ملاقات کرده اند را در ذهنشان نگه می‌دارند.

-فعالانه از افراد باتجربه سوال می‌پرسند.

-به سرعت با همه ارتباط برقرار می‌کنند و این ارتباط را عمق می‌بخشند.

-نقشها و وظایف جدید را در مقابل افراد ناآشنا انجام می‌دهند.

اگر شما از آندسته افرادی هستید که علاقه ای به معرفی کردن خودتان به دیگران ندارید بعید است بتوانید شبکه ارتباطی که برای موفقیت مورد نیاز است را ایجاد کنید. اگر ترجیح می دهید برای انجام دادن وظایفتان بیش از اینکه از تجربه افراد باتجربه تر کمک بگیرید، از اینترنت یا توانایی‌های هوشی‌تان کمک بگیرید، سرعت پیشرفت‌تان کند می‌شود. اگر معمولا منتظر می مانید تا دیگران دست دوستی را دراز کنند و رابطه را شکل دهند اغلب در حاشیه می مانید. اگر از این می‌ترسید که جلوی چشم غریبه ها کاری انجام دهید (مبادا که اشتباهی انجام دهید یا درست کار نکنید) بعید است بتوانید به ریسک‌پذیری که برای موفقیت در موقعیت های جدید نیاز است، برسید. همچنین بعید است بتوانید رابطه گرمی را با افرادی برقرار کنید که اسمشان را بخاطر نمی آورید!

گفتن این نکته هم ضرورت دارد که؛ تجربه من نشان می دهد این ویژگی ها نه تنها برای موفق شدن بعنوان یک تازه‌ وارد بلکه برای تبدیل شدن به یک مدیر تاثیرگذار و کاریزماتیک نیز ضروری هستند. اغلب مدیران شکست‌خورده‌ای که من میشناسم بخاطر نقص توانایی های مدیریتی شان شکست نخورده‌اند بلکه بعکس غرور و انزواطلبی‌شان آنها را شکست داده است.

بهمین خاطر مناسب دیدم امروز راهکارهایی برای بکار گرفتن این ویژگی را با شما در میان بگذارم:

۱-خودتان را به همکاران معرفی کنید:

همیشه افراد قدیمی تر از تازه وارد ها انتظار دارند جلو آمده و خود را معرفی کنند (حتی اگر چنین انتظاری را بروی خود نیاورند، مطمئن باشید از این کار خشنود خواهند شد). اگر افراد مهم در محل کارتان (رئیس، معاونان، هیئت رئیسه، سهام داران و …) سرشان شلوغ است و شما از این بابت تردید دارید که جلو رفته و خود را معرفی کنید، یک لحظه خودتان را جای آنها بگذارید بینید اگر شما در آن جایگاه بودید و یک تازه وارد جلو می‌آمد و خودش را به شما معرفی می کرد، چه واکنشی نشان می دادید؟ اگر خوب بود، جلو بروید. اگر نتوانستید در اولین ملاقات خودتان را بخوبی معرفی کنید عیبی ندارد، در یک فرصت دیگر دوباره به سراغ آنها بروید.

۲-اسم‌ها را بیاد داشته باشید:

متاسفانه اکثر ما علی‌رغم اینکه می دانیم صدا کردن یک دوست جدید به اسم، چه تاثیر مثبتی دارد ولی بواسطه پرکاری و بدعادتی نمی توانیم اسم ها را بخوبی در ذهنمان نگاه داریم. البته این مسئله بی دلیل هم نیست؛ زیرا ذهن ما اسم ها را متفاوت از سایر ویژگی پردازش می کند (بهمین خاطر ما گاهی افراد و حتی حرفهایی که بما زده اند را بخوبی بیاد می آوریم ولی هر چه فکر می کنیم اسمشان را بیاد نمی اوریم) بهمین دلیل معمولا در ابتدای آشنایی پیوند بین نام و صورت در ذهن ما ضعیف است. لذا خودتان را مقید به این کنید که وقتی افراد اسامی شان را بشما گفتند با دقت گوش دهید. چندین بار این  اسامی را تکرار کنید تا به حافظه بلندمدت‌تان منتقل شود. برای اینکار در همان مکالمه اولیه چندبار اسمشان را تکرار کنید و در اولین فرصت اسمشان را جایی یادداشت کنید.

۳-سوال بپرسید:

وقتی با تازه وارد ها صحبت می کردم، از آنها می پرسیدم آیا کاری هست که آرزو می‌کردید ای کاش از اولین روزهای ورودتان به اینجا انجام می دادید؟ بیشتر آنها می گفتند “بله، ای کاش بیشتر سوال می پرسیدیم”. متاسفانه بیشتر تازه وارد ها به دو دلیل از سوال پرسیدن در روزهای اول امتناع می کنند:

-دوست ندارند مزاحم کار دیگران شوند.

-از اینکار احساس شرمندگی می کنند و تصور می کنند اینکار آنها را احمق و دست و پا چلفتی نشان می‌دهد.

یک روش برای تشخیص سوالات احمقانه از سوالات غیراحمقانه اینست که جستجوی سرعتی گوگل آن را نشان نمی دهد (مترجم: وقتی در قسمت آدرس سوالی را وارد می کنیم گوگل بسرعت یکسری سوالات پیشنهادی را نشان می دهد)

همه مردم از تازه وارد ها انتظار سوال پرسیدن دارند، برعکس وقتی همکارانتان متوجه می شوند شما چیزی را نمی دانید و از سوال پرسیدن طفره می روید شما را کله شق فرض می کنند. پس بیش از این وقتتان را با نگرانی در مورد سوال پرسیدن هدر ندهید. گذشته از این وقتی از کسی سوال می پرسید او بدوست و پشتیبان شما بدل خواهد شد (زیرا کاری می کنید که او فکر کند فرد مفیدی است).

۴-روابط را آغاز کنید:

تقریبا همه موفقیت ها از طریق روابط بدست می‌آیند. تازه‌ وارد های موفق کسانی هستند که از معرفی فراتر رفته و پیوندها را آغاز می‌کنند. اجازه ندهید همکارانتان همچون اجسامی بی جان که فضای ذهن را پر می کنند در ذهنتان بمانند. در ذهنتان به آنها شخصیت بدهید و در مورد آنها اطلاعات کسب کنید. با آنها صحبت کنید و علایق، لذتها و مشکلاتشان را بشناسید.

۵-کارهای جدید را در مقابل دیگران انجام دهید:

بسیاری از افراد تازه‌ وارد از کار کردن در مقابل دیگران مضطرب می شوند، مخصوصا انجام دادن کارهای جدید. بخشی از این اضطراب بخاطر ” ترس از مرتکب شدن اشتباه” است و بخش دیگر آن ناشی از “میل به انجام دادن کار به بهترین شکل” در مقابل دیگران است. اگر ذهنیت خود را از حالت “امتحان” به حالت “یادگیری” تغییر دهید، اضطرابتان از بین خواهد رفت. فکر نکنید انجام دادن کار جلوی همکاران جدید یا غریبه ها را  امتحان نبینید. امتحانی که اگر در آن اشتباه کنید مردود می‌شوید. فکر کنید دارید جلوی آنها درس پس می‌دهید و چیز یاد می گیرید.

باور کنید قدیمی تر ها از شما انتظار ندارند بدون نقص کار کنید و تازه وقتی اشتباهات شما را می بینند خاطرات روزهای اول خودشان زنده شده و کامشان شاد می‌شود!

این ۵ تکنیک با تمرین بهبود می‌یابند، مهم اینست که وقتی به شرایط جدید وارد می‌شویم منتظر تجربه چیزهای جدید و هیجان‌انگیز باشیم نه اضطراب و ترس!

نویسنده: دکتر کیت رولاگ

استادیار رشته مدیریت در کالج بابسون

تازه وارد

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از
RSS
Follow by Email
Facebook
LinkedIn