۷ مشکل عمده زنان شاغل در محل کار

عقل سلیم بما می‌گوید آنها که در دوران تحصیل موفق‌ترند باید در زمینه کار نیز موفق‌تر باشند. این مسئله در مورد مردان صدق می‌کند اما به طرز تعجب‌آوری در مورد زنان اشتباه است. بر اساس آمارها زنان بیش از نیمی از جمعیت دانشجویان را تشکیل می‌دهند و جالب اینکه بطور متوسط نسبت به مردان نمرات بهتری هم می‌گیرند اما وقتی نوبت به اشتغال می‌شود زنان کمتر از مردان استخدام می‌شوند و آنهایی که استخدام می‌شوند هم شانس کمتری برای ترقی دارند. مگر زنان شاغل امروز همان زنان دانشجوی دیروز نیستند پس چرا در زمینه شغلی سیر موفقیت آنها عکس دوران تحصیل است؟

خوشبختانه پژوهش‌های جدیدی که در اینباره انجام شده توانسته تا حدودی علل عدم موفقیت زنان شاغل را روشن کند. من در این یادداشت ۷ مشکلی که از همه رایج‌تر است را ذکر کرده‌ام. بیایید آنها را باهم مرور کنیم:

۱-دنیای مردان

هر دو رزومه شبیه هم هستند اما من تصمیم دارم “جین” را کنار بگذارم و “جان” را انتخاب کنم. این جمله‌ایست که هرگز از زبان هیچ مردی نخواهید شنید اما باید بدانید بیشتر فرایند استخدام بر آن استوار است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند معمولا مسئولین استخدام در شرایط برابر یک همجنس را انتخاب می‌کنند و از آنجائیکه بیشتر مسئولین استخدام مرد هستند، مردان شانس بیشتری برای استخدام شدن دارند.

علاوه بر این تحقیقات پژوهشگران دانشگاه کلمبیا نشان می‌دهد دو سوم مدیران بطور کلی به استخدام مردان علاقه بیشتری دارند حتی در شرایطی که زن شایسته‌تری وجود داشته باشد. این علاقه از باور غلط “شکننده بودن زنان” نشات می‌گیرند. مدیران بر این باورند که زنان شکننده‌تر هستند و لذا نمی‌توان در شرایط سخت روی آنها حساب باز کرد، پس همان بهتر که یک مرد را استخدام کرده و خیال خود را راحت کنند. این ویژگی مخصوصا در مشاغلی که با صنایع تکنولوژیک سروکار دارند بسیار شایع است.

در یک پژوهش جالب و البته طعنه‌آمیز پژوهشگران دو رزومه کاملا شبیه بهم درست کردند و برای تعدادی مدیر فرستادند. تنها تفاوت این رزومه‌ها نام اشخاص درون آنها بود. در یکی از رزومه ها نام شخص “گاردنر” و در دیگری نام شخص “سارا” بود و حتی نام فامیلی این دو شخص نیز یکسان انتخاب شده بود. نتیجه جالبی که بدست آمد این بود که بیشتر مدیران ترجیح دادند گاردنر را بجای سارا استخدام کنند!

۲-درآمد زنان شاغل کمتر از همکاران مرد است

چندوقت پیش پژوهشگرانی که داشتند روی موضوع مشابهی کار می کردند به موردی واقعی و بسیار جالب برخوردند؛ تینا و تد همسایه و همسن هستند. آنها دقیقا در یک دانشگاه و یک رشته تحصیل کردند و در یک شرکت استخدام شدند. آنها هر روز کارشان را همزمان شروع می‌کنند و به پایان می‌رسانند و دقیقا یک کار مشابه را انجام می‌دهند با اینجال در ابتدای استخدام حقوق پیشنهادی به تد ۴۰۰۰ دلار بیشتر از تینا بود و اکنون پس از چندسال تد ۹۵۰۰ دلار بیشتر از تینا دستمزد می‌گیرد!

پژوهش‌ها نشان داده یک زن شاغل لیسانه بطور متوسط در طول زندگی‌اش ۷۰۰ هزار دلار درآمد کسب می‌کند اما یک مرد شاغل لیسانه ۳ برابر این را در می‌آورد. این موضوع حتی در مشاغل آکادمیک نیز صحت دارد برای مثال اساتید زن شاغل در دانشگاه هاروارد بطور متوسط ۳۰ % کمتر از همکاران مردشان درآمد دارند.

۳-زنان شاغل مثل مردان ترفیع نمی‌گیرند

یک تفاوت بسیار جالب و اثبات شده بین ارتقای شغلی مردان و زنان شاغل اینست که مردان بر اساس توانایی‌هایشان و زنان بر اساس عملکرد‌هایشان ارتقاء می‌یابند بعبارتی وقتی نوبت به ارتقای شغلی می‌رسد مدیران، زنان را بر اساس سابقه کاریشان قضاوت می‌کنند اما در مورد مردان نیازی به این کار نمی‌بینند، کافیست فکر کنند او استعداد یا توانایی انجام کاری را دارد و سپس آن مرد ارتقا یافته است. تفاوت ایندو در اینست که وقتی یک نفر بر اساس سابقه‌اش مورد قضاوت قرار می‌گیرد اشتباهاتش نیز لحاظ می شود اما کسی که بر اساس توانایی‌اش قضاوت می‌شود اشتباهی نکرده!

۴-مردم زنان لایق را دوست ندارند

حتی اگر زنی با تلاش فراوان شایستگی‌های خود را به اثبات برساند و ترفیع بگیرد اینبار مشکل جدیدی پدیدار می شود؛ پژوهش‌ها نشان داده هر چه زنان از لحاظ شغلی لایقتر بنظر برسند، از نظر عاطفی نیز دوست نداشتنی‌تر بنظر خواهند رسید. جالب اینست که این احساس بین زنان و مردان مشترک است بعبارتی هرچه پیشرفت شغلی زنان شاغل بیشتر شود رنجی که می‌کشند هم بیشتر می‌شود.

مدلین هیلمن در یکی از پژوهش‌های خود از تعدادی مشارکت‌کننده خواست زنان و مردان شایسته را باهم مقایسه کنند. در نظر این مشارکت‌کنندگان مرد شیاسته مردی سخت کوش، باهوش، دانا، قدرتمند و … است (تمام این صفات جزو صفات خوبند) اما زنان شایسته زنانی مردصفت، خشن، غیرقابل‌اعتماد، توطئه گر و … هستند. از سوی مقابل هرچند مردم زنان غیرلایق را بیشتر دوست دارند ولی آنها را بی‌عرضه می‌دانند و همانطور که می‌بینید شایستگی برای زنان شاغل یک بازی دوسر باخت است.

۵-زنان شاغل هرگز اعتبار همکاران مردشان را کسب نمی‌کنند

مایکل هاینس و همکارانش از دانشگاه نیویورک در پژوهش‌های خود از کار چند گروه فیلم گرفتند و پس با اعضای آن تیم‌ها راجع به انجام کار مصاحبه کردند. آنها پس از تجزیه و تحلیل این داده‌ها به این نتیجه رسیدند که در کارهای گروهی معمولا زنان تلاش بیشتری می‌کنند اما وقتی کار به هدف رسید اعتبار آن به پای مردان نوشته می‌شود زیرا وقتی از اعضای همان گروه ها سوال می‌شد “کار اصلی را چه کسی انجام می‌دهد؟ و رهبر گروه کیست؟” بیشترشان معتقد بودند مردان رهبری و بیشتر کارهای مهم را انجام داده‌اند و زنان تاثیر کمتری در پیشبرد کار داشته‌اند (حتی زنان این گروه‌ها نیز چنین نگاهی داشتند) در صورتی که در بسیاری از ویدئوها مردان گروه تنها نظاره‌گر بودند و گهگاهی پیشنهاد می‌دادند یا دست بکاری می‌زدند. متاسفانه از آنجائیکه این مسئله یک سوگیری شناختی بسیار عمیق است زدودن آن کار بسیار سختی است (اگر نگوییم غیرممکن است).

۶-برای زنان شاغل “شانس دوباره” معنایی ندارد

پژوهش‌ها نشان می‌دهند زنانی که در پستهای مدیریتی هستند، مخصوصا در مشاغلی که از لحاظ سنتی مردانه بحساب می‌آیند (مثلا مشاغل تکنولوژیک) اگر اشتباهی مرتکب شوند بسیار بدتر از مردان تنبیه می‌شوند. در حقیقت بقول سیلویا هولت مدیریت کردن برای زنان مثل عبور کردن از میدان مین است. اگر بتوانید رد شوید قهرمانید، اما اگر اشتباه کنید دیگر راه بازگشتی وجود ندارد! حقیقت هم همین است و معمولا مردان شاغل اگر اشتباه کنند فرصت‌های دوباره، سه‌باره و حتی بیشتر برای تکرار آن کار را دارند اما زنان با هر اشتباه تنزل می‌کنند.

۷-زنان پله شیشه‌ای ندارند

پله شیشه‌ای یک اصطلاح است و اشاره به این موضوع دارد که وقتی مردان وارد مشاغلی می‌شوند که از نظر سنتی زنانه هستند (مثلا شغل پرستاری یا معلمی)  با سرعت بسیار زیادی ترقی می‌کنند و جایگاه‌های مدیریتی را اشغال می‌کنند اما همانطور که گفتم زنانی که وارد مشاغلی می‌شوند که از نظر سنتی مردانه هستند (مثل مشاغل مهندسی) با اولین اشتباه حذف می‌شوند.

پله شیشه ای اصطلاحی موازی با سقف شیشه‌ای‌ است (سقف شیشه‌ای اشاره به قوانین نانوشته‌ای در جامعه دارد که اجازه نمی‌دهد زنان و اقلیت‌های قومی در مشاغل سلسله‌مراتبی از یک حد خاص بالاتر بروند).

زنان شاغلنویسنده: دکتر روزالین بارنت

پژوهشگر حوزه زنان از دانشگاه برندیز

منبع: PSYCHOLOGY TODAY

مترجم: حمید ابراهیمی زاده

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهد

avatar
  وارد شدن  
آگاه ساختن از